کد خبر: ۱۰۷۱۴۱
تاریخ انتشار: ۲۳ فروردين ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۵

احمدرضا حجارزاده

سینمای اجتماعی از متنوع‌ترین و قدیمی‌ترین ژانرهای سینمای ایران است که همیشه هم بازار گرم و پرتماشاگری داشته است اما تنوع فیلم‌های این حوزه و تفاوت دیدگاه فیلمسازها، مانع از آن می‌شود که قضاوتی درست و عادلانه درباره تاثیرگذارترین کارگردان‌ها و فیلم‌های سینمای اجتماعی داشته باشیم. با این همه،آنچه ناگفته پیداست اینکه سینمای اجتماعی ما دست‌کم طی یک دهه اخیر،چرخشی 180 درجه در ساختار،محتوا و شیوه روایت داشته است. برخی از فیلمسازهای جوان و تازه‌نفس سینمای ایران نیز با افزودن تکنیک‌های جدید و موثری در فیلم‌های خود، ناخواسته این گونه‌ سینمایی را به سمت و سویی دیگر بردند که دست بر قضا، شیوه نوین به مذاق تماشاگر همسو با جریان سینما خوش آمد و از آن به گرمی استقبال کرد.

از ویژگی‌های عمده چنین فیلم‌هایی، می‌توان به انتخاب یک موضوع ملتهب و طاقت‌فرسا، دوربين روي دست، روایت داستان در بازه زمانی کوتاه مثل یک شبانه‌روز یا چند ساعت از یک روز و چیدن ترکیبی از بازیگران جوان، عصبی و آوانگارد اشاره کرد. آخرین نمونه از فیلم‌های اجتماعی معاصر،«انتهای خیابان هشتم»، باز هم فیلمی از «علیرضا امینی» است؛ فیلمی که برخلاف انتظار هواداران سینمای امینی، نتوانست آنها را راضی از سالن‌های سینما بیرون بفرستد ولی آنچه این روزها نام این فیلم را سر زبان‌ها انداخته، پرده‌دری و عریان‌بودن فیلم در تصویرکردن زیرلایه‌های سیاه و پنهان جامعه ماست. پرسش اصلی آن است که سینمایی که هر کارگردان،تصویر خیالی، انتزاعی و برداشت شخصی خود را از آدم‌های جامعه و بحران‌های ریز و درشت موجود در قالب داستانی شتابزده و پرتنش به نمایش عمومی می‌گذارد، چقدر می‌تواند در حل معضل‌های اجتماعی دشوار و پیش روی تماشاگران یاریگر باشد؟بازتاب تلخ و دور از تحمل زندگی شهری امروز، چه اثری بر روحیه و تغییر نگاه شهروندان به آدم‌های اطرافشان دارد؟آیا وجود چنین سینمایی،تماشاگران را به جامعه و محیط زندگی خود،خوشبین‌تر می‌کند یا بدبین‌تر؟برای کسب پاسخ این پرسش‌ها باید سراغ کارشناسان و متولیان هنر رفت ولی به نظر نمی‌رسد آنچه در مطالعه آمار ناشی از بروز سینمای اجتماعی فعلی به دست می‌آید،همان نتیجه مطلوب سینماگرها و مخاطبان آن باشد که با پایه‌گذاری این سینما انتظار داشتند.

سینمای اجتماعی امروز ما، سینمایی بی‌خاصیت و محض سرگرمی است. تماشاگر در این فیلم‌ها، تصویر خودش را نمی‌بیند، بلکه با سوپرقهرمان یا ضدقهرمان‌هایی ساختگی مواجه می‌شود که در جامعه ایرانی، ما به‌ازای حقیقی ندارند.گویی سینمای اجتماعی موجود،فقط برای افزودن چاشنی هیجان به زندگیِ بی‌حال و هیجان مردم امروز،قصه‌بافی و فیلم تولید می‌کند.تا دیر نشده باید فکری به حال ژانر اجتماعی سینمای ایران کرد تا بیش از این به تخریب و تحریف ذهنیت سینماروها از جامعه نپردازد.

 
منبع: تهران امروز
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: