کد خبر: ۱۱۰۷۶
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۲
محمد حسن حائری شیرازی
۱۲ آبان ۱۳۸۸

بحمد الله مسئله نقد رهبری توسط معظم له در دیدار دانشجویان طرح و مورد استقبال قرار گرفت به زعم نگارنده چند نکته در این میان حائز اهمیت می باشد.

1) رهبری یک نهاد برتر مدیریتی در کشور است و نه یک فرد. امور محوله در قانون اساسی به اين نهاد، نه توسط شخص خاص که به واسطه منصوبین ایشان در بیت رهبری و با نظارت و مدیریت عالیه شخص رهبر انجام می شود. از این رو هر گونه مصونیت از نقد و فرا پاسخگویی اولین لطمه را به همین بیت رفیع می زند و موجب نوعی غفلت و دوري از جایگاه خلافت اسلامی به سوی سلطنت می گردد که مقام رهبری به خوبی در یکی از خطبه های جمعه به تفاوت های این دو و ضرورت هوشیاری برای در نغلطیدن از آن به این پرداختند. از همین روی است که علی (ع) به رغم مقام عصمت یکی از بزرگترین حقوقی که بین دو نفر وجود دارد را حقی می دانند که خداوند بین حاکم و مردم مقرر داشته است. ایشان می فرمایند حق مردم بر حاکم است که لغزشها و عیوب او را به او تذکر دهند و در قبال آنها حق حاکم بر مردم اطاعت و متابعت است.

2- پیشینه حکومت های پادشاهی که یکی پس از دیگری جایگاه خلافت را در کشور ما اشغال نموده بودند موجب ایجاد فرهنگ خاص در روابط حاکم و شخص اول مملکت با مردم گردیده است و این امر تا مراتب پائین تر حاکمیتی در روابط خان و رعیت نیز دیده می شد.

طبعاً سنت و آداب و رسومی که طی چند هزار سال شکل گرفته است و تنها در طول زمان قابل تغییر است (تغییر فرهنگ یک پروسه است نه پروژه ) اما باید ایده آل را شناخت و به سوی آن حرکت کرد.

3- پس از انقلاب به واسطه نورانیت و عظمت امام راحل و رهبری کاریزماتیک ایشان غیر از معدودی از نخبگان، به ندرت کسی به خود حق نقد رهبری جامعه را می داد و هر گونه نقد به مثابه مخالفت و معاندت تلقی می گردید. به یاد داریم پس از نقد برخی موارد قانونی که در حال تصویب در مجلس شورا بود توسط مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی وطبعا پاسخ غیرمستقیم امام راحل، آنچه در آن زمان اتفاق افتاد شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه در نماز جمعه بود که به تذکر جناب آیت الله هاشمی رفسنجانی به شعاردهندگان انجامید.

حال چنانچه گذشت نه شخص رهبر که بیت رهبری و مجموعه این دستگاه عریض و طویل و حتی منصوبین امام راحل از این مصونیت خواسته یا نا خواسته از نقد برخوردار گردیده‌اند. درحالي‌كه مصونیت از نقد لغزش و اشتباهات یک مدیر را افزایش و زمینه اصلاح اورا با مشکل مواجه می سازد. پس از امام راحل نیز جامعه با شدت و ضعف همین مصونیت را برای مقام معظم رهبری قائل بود و این امر طبعاً این جایگاه را از نعمت نقد سازنده محروم ساخت.

برای نمونه در سال هفتاد مقام رهبری به شیوه مالوف به حمایت از دولت سازندگی پرداختند. تغییر جریان مدیریتی و مشاهده برخی ظواهر تجملی موجب نقد دستگاه ریاست جمهوری توسط برخی عناصر چپ گردید که با شعار مخالف رهبری دشمن پیغمبر است مواجه گردیدند.

4- در یک نگاه کلی به نظر می رسد دستگاه هایی که از شان و منزلتی که ایشان را از نقد مصون بدارد برخوردار نبوده اند مثل شهرداری ها و قوه مجريه در این سی سال رشد و بالندگی بیشتری داشته اند و حداقل در تعامل با مردم موفق تر بوده و رضایت عمومی جامعه را بیشتر جلب نموده اند تا دستگاه هایی که به واسطه منصوب شدن از جانب رهبر انقلاب خود را در هاله ای از قداست و مصونیت از نقد دانسته اند نظیر شورای نگهبان – صدا و سیما – نیروی انتظامی – دستگاه قضا و بسیج.

5- نهال جمهوری اسلامی با بهره گیری هوشمندانه امام راحل و نخبگان جامعه از سیره عقلا در حکمرانی متولد و دوران رشد خود را سپری می نماید لذا بر نخبگان حوزه و دانشگاه است که برای به حداقل رساندن آسیب های ناشی از مصون ماندن بخش هایی از مدیریت از پاسخگویی و همچنین پاسخ دادن به نیاز و مطالبه درصد بالایی از اقشار تحصیل کرده که خواستار پاسخگویی جایگاه رهبری در قبال اختیارات تفویض شده به ایشان است به ارائه راهکار بیاندیشد تا هم این جایگاه که به مثابه بند تسبیح تمامی ارکان قدرت را در نظام جمهوری اسلامی به حول خود می گرداند، شکسته نشده و به جای نقد با تخریب مواجه نشود و هم از مزایای نقد سازنده بهره مند گردد. به نظر نگارنده یکی از راه کار های مورد بررسی می تواند تعبیه جایگاهی به نام سخنگوی بیت رهبری باشد تا از یک طرف رهبر در بسیاری مسائل جزئی ضرورت به ورود نداشته و جایگاه رفیع ولی وفقیه محفوظ بماند و از طرف دیگر سخنگوی دستگاه رهبری طی جلسات منظمی ملزم به پاسخگویی به نمایندگان افکار عمومی یعنی رسانه ها باشد و مستقیما نا رضایتی ها و انتقاد های مردم را شنیده و تااین دستگاه با سرعت بیشتری در صدد رفع نواقص بر اید.انشاالله

سرمایه گذاری هوشمندانه بر روی این جایگاه می تواند ظرفیت جدیدی در عرصه داخلی و خارجی برای اقتدار نظام به ارمغان آورد چنانچه همین امر با ملاحظه جایگاه سخنگوی برخی مقامات اول دول بزرگ دنیا قابل مشاهده است.

منبع : الف
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: