کد خبر: ۱۱۸
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۶:۵۱

عماد افروغ - روزنامه همشهری-۲۷ بهمن ۸۷

جمهوري اسلامي و مردمسالاري ديني مفاهيمي نبودند كه امام خميني(ره) در جريان حوادث انقلاب به آن رسيده باشند بلكه تئوري ولايت فقيه ايشان كه تئوري حكومت بود در نجف نوشته ‌شد و نشان ‌داد كه ايشان براي حكومت آمادگي داشته‌اند.

مردمسالاري ديني پاسخ به سؤال كهن مشروعيت است و مشروعيت به اين معناست كه بايد از چه كسي و با چه دلايل توجيهي اطاعت كرد. پاسخ امام خميني(ره) به اين پرسش ظرايف خاص خود را دارد. ايشان معتقدند بايد از كسي اطاعت كرد كه هم داراي ويژگي‌هاي خاص و هم مورد رضايت مردم باشد كه قانونيت يك نظام سياسي را رقم مي‌زند.

برخي از نظريه‌پردازان معتقدند اسلام با دمكراسي سازگاري دارد كه اصل مشورت، مناسب دانستن شريعت اسلامي به‌عنوان بستر قانون‌گرايي، برابري انسان‌ها، سابقه تاريخي، انتخاب خلفا و بيعت، مسئوليت همگاني، خليفه خدا بودن، محدوديت قدرت، پايبندي به اصول حريت و حقوق‌الشريعه، مسئوليت انسان‌ها در برابر حيات و همچنين وجود جنبش‌هاي اصلاح طلبانه اسلامي را دليل اين مدعا مي‌دانند.

اما نبايد بين مفاهيم دمكراسي، تئوكراسي به معني حاكميت خدا روي زمين و مردمسالاري ديني خلط مبحثي صورت گيرد. سابقه بحث اسلام و دمكراسي، بيشتر از مردمسالاري ديني است چرا كه مردمسالاري ديني همزمان با انقلاب اسلامي مطرح شد و قبل از آن سابقه چنداني نداشته است.

دمكراسي را مي‌توان ملحوظ ‌بودن حق برابر تصميم‌گيري تعريف كرد. تفكيك قوا، آزادي بيان و رضايت عامه به‌عنوان تنها منبع مشروعيت از ويژگي‌هاي دمكراسي است. نقدهايي هم كه به شيوه دمكراسي وارد است كم نيستند.

ليبرال دمكراسي را حكومت غوغا و عوام مي‌دانند. تنزل اخلاقي، ناپايداري سياسي به‌دليل چرخش اصحاب قدرت، ستيزبين گروه‌ها، ديكتاتوري اكثريت و امكان ظهور دولت مطلقه منتخب از نقدهاي وارده به ليبرال دمكراسي است.

نظريه تئوكراسي در فلسفه سياسي جديد نيز از نقدهايي برخوردار است.از جمله انتقادها به اين شيوه حكومتي، توده گرايي و ماكياوليسم ديني است كه به‌مراتب خطرناك‌تر از ماكياوليسم سكولار است. در اين شيوه استفاده ابزاري از دين و ارزش‌ها براي تحكيم قدرت، بسيار محتمل است.

از آنجايي كه حكومت در انديشه امام(ره) مقدمه‌اي براي رسيدن به كمال و معرفت الهي است، بنابراين حق نداريم كه اخلاق را قرباني سياست كنيم؛ همان‌طور كه حق نداريم اقتصاد منهاي اخلاق را دنبال كنيم. در مردمسالاري ديني ما پذيرفته‌ايم كه حاكميت از آن خداست، اما در وجه ايجابي جمع بين حاكميت خدا و حاكميت مردم امكان پذير نيست.

اما در وجه سلبي مبني بر نفي حاكميت انسان بر انسان از ويژگي‌هاي مشترك دمكراسي، تئوكراسي و مردمسالاري ديني است. مشاركت مردم و تعيين سرنوشت از ويژگي‌هاي مردمسالاري ديني است.

نگاه امام(ره) به دمكراسي، نگاه محتوايي است كه در آن حقوق مردم و محدوديت حاكمان را نيز دنبال مي‌كند و به اين دليل امام خميني (ره) دمكراسي را در برابر استبداد و ظلم مي‌نشانند و مي‌گويند ولايت فقيه نمي‌تواند ديكتاتوري كند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار