کد خبر: ۱۷۱۸۸
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۳
تحلیل :
همه مطالبی که بیان شد تحلیلی است که بر اساس موضع گیریهای گروه های مختلف صورت پذیرفته است اما ...
موسی تقی پور بازرگانی : سرعت بروز تغییرات در درون احزاب و گروه های مختلف سیاسی، چنان است که ضروری است هر از چندگاهی به ویژه پس از برگزاری انتخابات، اعم از ریاست جمهوری، شوراها و مجلس، این گروه ها مورد بازبینی قرار گیرد و دسته بندی های جدید شناسایی شوند. بروز اختلاف در میان گروه ها که پیش از برگزاری هر انتخاباتی شکل می گیرد، پس از برگزاری انتخابات و مشخص شدن نتایج آن، منجر به شکل گیری حزب، گروه و یا دسته ای جدید خواهد شد که هر یک برای خود رفتارها و روش های جدیدی را تعریف می کنند.

این تغییرات، از اوایل دهه شصت با دو قطبی شدن نیروهای انقلابی در قالب دو طیف چپ و راست، به صورت رسمی در کشور، شروع شد. در اواسط دهه هفتاد در میان چپ گرایان، که در رقابت های انتخاباتی از اقبال بیشتری برخوردار بودند، اختلافات عمیقی بروز کرد که به شکل گیری گروه های مختلفی انجامید. علت اصلی این مرزبندی ها و بروز اختلافات، عواملی همچون، درک ناقص از مفهوم سیاست و پیچیدگی های آن، نداشتن تجربه در انجام فعالیت های حزبی، فقدان مدیر و رهبری جامع، غرور و اعتماد به نفس کاذب، عدم شناخت مردم و رفتارهای سیاسی- اجتماعی متفاوت و متضاد آنها در مقاطع گوناگون بود. این شکاف ها و مرزبندی ها در نهایت موجب شد تا چپ گرایان در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، با معرفی کاندیداهای مختلف که همگی از وزن نسبتاً همگنی برخوردار بودند، به دلیل پراکندگی آراء، کرسی ریاست جمهوری را به جبهه مقابل واگذار نمایند.

از آن پس بود که قدرت و نفوذ آنها، در همه صحنه ها به سرعت و با شتاب از دست رفت. پس از برگزاری انتخابات دوره دهم، چالش های بوجود آمده در فضای عمومی کشور موجب شد تا رهبران اصلی آنان برای همیشه از صحنه رقابت های سیاسی حذف شوند و به این ترتیب بود که جریان چپ، با پرداخت هزینه هایی سنگین، تجربه ای بزرگ در عرصه سیاست هم برای خود و هم برای گروه های دیگر فراهم ساخت. برای آنان اکنون جز سرمایه گذاری برای شناساندن مدیران میانی خود به مردم برای کسب کرسی های مجلس و شوراها، و انتظار برای ایجاد شکاف در جبهه راست گرایان که امری محتمل و اجتناب ناپذیر است راه دیگری وجود ندارد.


در همان فاصله ای که چپ گرایان، به میدان داری در عرصه های مختلف مشغول بودند، اگرچه جریان راست شکست های گوناگونی را متحمل می شد، اما با وجود اختلافات داخلی، هیچ گاه انسجام درونی خود را از دست نداد و با هوشیاری، مترصد فرصتی مناسب برای جلب آراء مردم بود. نقطه ضعف هایی که پیش از این برای جناح چپ اشاره شد، کم و بیش در جناح راست نیز وجود دارد، اما نقطه قوت آنان، وجود بزرگان و ریش سفیدانی است که تاکنون، اجماع حول نظرات سازنده آنان صورت پذیرفته است.

جریان متحد اصولگرایی اما تا پیش از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بیشتر دوام نیاورد. معرفی چهار نامزد شاخصِ این گروه در آن دوره از انتخابات، نشان از ترک ها و شکاف هایی داشت که در درون جناح راست رخ داده بود. با وجود این اختلاف نظرها، اکثریت آنان بر کاندیدای واحد و البته کمتر شناخته شده ای اجماع کردند و به ویژه در دور دوم، توانستند کاندید مورد نظر خود را به کرسی ریاست جمهوری بنشانند.

با حضور پررنگ چپ گرایان در دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری، راست گرایان با معرفی کاندید واحد، بار دیگر هوشیاری خود را به طرف مقابل نشان دادند. اگرچه آنان در این دوره نیز موفق به حفظ کرسی ریاست جمهوری شدند، اما اختلافات عمیقی در این جریان شکل گرفت که لطمات سنگینی را بر آینده سیاسی این گروه وارد خواهد کرد.

انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری

1. جناح چپ
چپ گرایان می دانند که که از دست دادن کرسی دهم، به معنای کنار ماندن حداقل دو الی سه دوره آتی ریاست جمهوری از صحنه سیاست است و اگر دوره های نهم و دهم نیز به آن اضافه شود، 16 تا 20 سال از نقش گذاری در جامعه محروم خواهند شد. از این رو، در وحله اول مایلند که با حضور پر رنگ در انتخابات مجلس و شورا ها، به نوعی در تصمیم گیری های مهم و کلان کشوری تاثیر گذار باشند و برنامه های مورد نظر دولت رقیب را به چالش بکشانند و در مرحله بعد برای احراز پست ریاست جمهوری، خیز بردارند. نقطه ضعف عمده آنها در این راه، سَرخوردگی مدیران ارشد و نظریه پردازان اصلی آنهاست که دیگر اعتقاد چندانی به فعالیت های حزبی در فضای موجود ندارند.

2. جناح راست
با توجه به رخدادهای پس از انتخابات دوره دهم در فضای عمومی کشور، انتخابات دوره یازدهم، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی جریان راست خواهد بود. اختلافات موجود در این جناح، تشدید شده و در عمل، گروه های جدید و سازمان یافته ای در قالب احزاب رسمی و یا غیر رسمی که هر کدام از وزن قابل ملاحظه برای عرض اندام برخوردار خواهند بود در آن شکل خواهد گرفت. یکی از دلایل اصلی این امر، ضعف شدید جناح چپ است که به عنوان رقیبی دیرینه، قادر به ایفای نقش نخواهد بود و از همین رو گروه های مختلف اصولگرایی که دیگر توجیهی برای اتحاد در مقابل رقیب ندارند، در درون خود به رقابت با یکدیگر خواهند پرداخت. واگرایی درونی، در نهایت به تقابل آنها با یکدیگر جهت کسب مناصب قدرت خواهد انجامید.

اگر چه راست گرایان به احتمال زیاد با نامزدهای متعددی، در صحنه انتخابات یازدهم وارد خواهند شد، اما رقابت اصلی با حضور دوتن شکل خواهد گرفت. نفر اول شخصی است که از طرف حزب(غیر رسمی) آقای احمدی نژاد معرفی می شود که غیر از افراد یاد شده خواهد بود و دیگری فردی است که از روی مصلحت و نه اعتقاد عملی، برای جمع آوری آراء اصلاح طلبان با این گروه به ائتلاف سستی دست خواهد زد.

اما پرسش اصلی اینجاست که گزینه مورد نظر آقای احمدی نژاد چه کسی است؟ طبیعی است که با توجه به زمان باقی مانده تا انتخابات آتی، فرد مورد نظر که سرمایه گذاری برروی وی از مدت ها پیش آغاز شده است، باید چهره و نقش پررنگ تری پیدا کند و با حضور در محافل و مجامع گوناگون، نام و برنامه ها و فعالیت هایش در ذهن وزبان عامه مردم جاری شود.

از مجموعه افراد نزدیک به آقای احمدی نژاد می توان به هاشمی ثمره و زریبافان اشاره کرد که هرچند چهره هایی به شدت سیاسی هستند، اما بیشتر تمایل دارند که در پشت صحنه ایفای نقش نمایند.

همچنین می توان به آقای مشایی اشاره کرد که از مدت ها پیش، دوستان و حامیانش، تبلیغ عملی برای نامزدی ایشان را شروع کرده اند، اما حاشیه هایی که در اطراف مرد همه فن حریف دولت وجود دارد، در عمل راه را برای ورود وی ناهموار و حتی ناممکن کرده است. آقای احمدی نژاد نیز ثابت کرده است که تا آخرین لحظات از تصمیمات خود کوتاه نمی آید، اما در این مورد به نظر می رسد در نهایت مجبور به انتخاب گزینه ای دیگر خواهند بود. در این گروه دو گزینه اصلی دیگر نیز وجود دارد که عبارتند از آقای حسینی وزیر محترم اقتصاد که شخصیتی به نسبت جامع داشته و همزمان یکی از سخن گویان اصلی دولت نیز محسوب می شوند و دیگری آقای مهرداد بذر پاش که از مدت ها پیش، از حمایت همه جانبه رئیس محترم دولت نهم و دهم، برخوردارند.

مهرداد بذرپاش که همکاری خود را با آقای احمدی نژاد از دوران شهرداری تهران آغاز کرد، در دولت نهم به ریاست مشاوران جوان ریاست جمهوری انتخاب شد و پس از آن به عنوان شخص اول شرکت معظم خودروسازی سایپا منصوب گردید. اما از آنجا که نارضایتی و تعدد شکایتهای مردمی از شرکت های خودروساز بسیار بالاست، جهت جلوگیری از تخریب شخصیت، به سازمان ملی جوانان منتقل گردید.

این مدیر جوان، پس از انتصاب در پست جدید، با وقفه ای کوتاه، فعالیت های گسترده و حضور پررنگ خود را شروع می کند. از تیزرهای تلویزیونی گرفته تا نصب بیلبوردهای تبلیغاتی در سطح شهر که البته از وظایف این نهاد، جهت اطلاع رسانی محسوب می شود. از مسافرت به لبنان و پخش ویژه برنامه این سفر عادی از رسانه ملی، از حضور در برنامه صبحگاهی شبکه دوم تا ارائه طرح های جنجالی، نظیر اختصاص سهمیه 20درصدی برای متاهلین در آزمون کارشناسی ارشد و گواهینامه ازدواج.

در هر حال او می تواند یکی از گزینه های مطرح برای نامزدی پست ریاست جمهوری باشد و شاید به همین دلیل است که سایت حامی آقای مشایی، به شدت از عملکرد نامبرده، به ویژه در منصب ریاست سازمان ملی جوانان انتقاد می کند.

همه مطالبی که بیان شد تحلیلی است که بر اساس موضع گیریهای گروه های مختلف صورت پذیرفته است. اما مردم ایران در مقاطع مختلف نشان داده اند که تفکراتشان غیر قابل پیش بینی است و بر اساس تجارب گذشته و یا قوانین جامعه شناسی، مردم شناسی و تئوری های محض سیاسی، قادر به رفتارشناسی مردم ایران نخواهیم بود. از این جهت، حتی برای گزینه ای مانند آقای کواکبیان نیز می توان احتمال پیروزی در رقابت دوره یازدهم را متصور بود.
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر:
چند رسانه ای صفحه خبر