کد خبر: ۱۷۸۳
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۹

مجتبى زارعى

امر به معروفات و نهى از بدى ها و منكرات از دانش واژه هاى مظلوم در مناسبات قدرت و سياست در سال هاى اخير ايران به شمار مى آيد. دعوت به خوبى ها و انذار از زشتى ها از سوى توده مردمان امرى رايج و جزو سنت هاى ممدوح ايرانى و اسلامى است، اما معمولاً اين واژگان پرمغز و اين فرايض اجتماعى و مردمى هنگامى كه با برخى نسبت هاى ذيربط در حوزه هاى مصطلح سياست و قدرت حزبى و تبليغات سياسى (پروپاگاندا) ربط مى يابد؛ غبارآلود، فاقد اثر و كارايى لازم مى شود. اگرچه مراتبى از دعوت به خصال نيكو و پرهيز دادن از عادات نادرست و ناهنجار نه به عهده مردم بلكه به دولت اسلامى مستقر و مبسوط اليد ارجاع مى يابد، اما منظور از اين گفتار به غير از نكته گفته شده مى باشد، بلكه ما بر آنيم كه از چه روى در سال هاى اخير بسيارى از افراد مؤمن و باهويت و معتقد به حريم عفاف و در جامعه، پيشتر از ديگران خود از منتقدين شيوه هاى ذكر شده اند. گو اين كه برخى از دوره هاى گشت هاى ارشاد (زير نظر نيروى انتظامى) اگرچه نتوانسته توقع مردمان فضيلت محور ايرانى را برآورده كند، اما حداقل براى بسيارى از فرصت طلبان داخلى و خارجى در ادوار مختلف نان و آب به همراه داشته است! نان و آبى كه پخت و پز آن در انتخابات ادوار اخير صورتى حرفه اى يافته است.قسم اخير مظلوميت بسط معروفات و نهى از منكرات و نيز عفاف عمومى به حرف هاى پارتيزانى يكى از محترمين و ايضاً كانديداهاى رياست جمهورى دهم مربوط مى گردد. چه اين كه وى در مصاحبه مطبوعاتى و تبليغاتى خويش ايرانيان را به آن بشارت داد كه گشت هاى ارشاد را جمع مى كند! گويا مشكل كنونى ايران براى پيشرفت و عدالت، ذكر اين حرف هاى پارتيزانى است! با آن همه ادعاها، گمان داشتيم كه بناست «الگوى زيست مسلمانى» را كه در شعارهاى انتخاباتى ادعا كرده اند، ارائه كنند، اما گويا اين مدعى اصلاحات هم اعجازى براى ايران ندارد و حرف هاى پارتيزانى و متفاوت نمايى ژورناليستى و مخالفت خوانى را بر تبيين تئوريك راه ادعايى خويش ترجيح مى دهد.در اين حرف انتخاباتى نكات ظريفى وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:

۱- تشبث به تاكتيك هاى نخ نما در قطبى كردن انتخابات با توسل به امورى نظير جمع آورى گشت ارشاد در يك جلسه جدى، دون شأن انتخاباتى ملت ايران است. چه اين كه از سوم تير به اين سو، انتخابات در ايران طريق عقلانيت پيشه كرده و ديگر نمى توان از طريق هيجان به جمع آورى آرا پرداخت.
۲- گشت هاى ارشادى حتى با نقايص كنونى، بخشى از قوانين مصوب و مصرحه كشور مى باشد. اگرچه دولت نهم و شخص دكتر احمدى نژاد از برخى شيوه هاى گشت هاى ارشاد و طرح امنيت اجتماعى گلايه داشته اند، اما هرگز به اقدامى غير قانونى در برابر آن متوسل نشده ا ند، بلكه در قامتى اثباتى و پويا، طرح جامع «امنيت اجتماعى و حقوق شهروندى» را به وزارت كشور ابلاغ كرده اند؛

اما گويا نخست وزير سابق كه در همان جلسه مطبوعاتى، دولت نهم را به قانون شكنى متهم كرده اند، بدون شناخت نسبت به جايگاه قانونى رئيس جمهور از قوانين كشور، اين گونه اعلام كرده اند كه «من» گشت هاى ارشاد را متوقف مى كنم؛ درحالى كه طرح اثباتى نيز براى اين موضوع ارائه نمى دهند. اين درحالى است كه درباره ظهور «من» و راه امام (ره) مبنى بر «مكتب من» سخنان و آموزه هاى بى شمارى در اين سامان وجود دارد.به هر روى در نقد پاره اى از روش هاى گشت ارشاد، طرح حقوق شهروندى ابلاغى از سوى احمدى نژاد به وزارت كشور، حقوق و تكاليف به طور توأمان ديده شده است و حقوق عمومى و حقوق خصوصى نيز ملازم يكديگر فرض گرديده اند. وانگهى در اين منطق، مردم همواره مكلف و دولت هميشه محق به حساب نمى آيند. در اين منطق، با گشت هاى ارشاد و طرح امنيت اجتماعى به مثابه ابزار صعود در قدرت و سياست رفتار نمى شود. حقوق عمومى صرفاً جامع، ايجابگر و تأمين كننده كرامت اجتماعى و دينى ايرانيان است.

دولت نهم بر آن است كه ملت، حق تعيين سرنوشت خويش را داشته باشد و معتقد به آن است كه مردم نيازمند قيمومت احزاب و متنفذين نيستند. در اين بسته جامع حقوقى، ايرانى بايد در كنار تكاليفى كه دارد، بتواند بر روند برنامه و بودجه كشور نظارت كند و بى لكنت زبان حقوق خود را بدون كمترين واهمه اى از ديوانسالارى مدرن و شايد همان «لوياتان هابزى» مطالعه كند، در سياست مداخله كرده و بى مدد واسطه ها و دلالان سياست، از متخلفين و ويژه خواران حسابرسى كند.

آرى! نمى توان بى شناخت از قانون و با منطقى فراقانونى و قلدرمآبانه قانون را به سخره گرفت و همزمان، ديگران را به اقدامات قانون شكنانه متهم كرد. همگان شاهدند با اين كه دولت خدمتگزار از شيوه اجراى طرح امنيت اجتماعى گلايه داشته اما هرگز رفتارى مغاير شئون قانون در اين باره از خويش بروز نداده و مؤلفه هاى حقوق عمومى و خصوصى جامع و پايدار را اعلام كرده است.هر ايرانى دلسوزى با اندك جست و جويى در سوابق موضوع به صداقت دولت نهم در اين باره پى خواهد برد. چه اين كه با نگاهى به برخى مكاتبات و اظهارات در تعامل با نيروى فداكار انتظامى، بخصوص بيانات و ابلاغيه هاى دكتر احمدى نژاد به وزارت كشور در اين باره، بر مظلوميت دولت و اساساً خود طرح امنيت اجتماعى و حقوق شهروندى واقف خواهيم شد.

در پايان طرح نكته اى تقريب به ذهن مى نمايد كه آيا طرح انتخاباتى متوقف كردن گشت هاى ارشاد زاييده ذهن آنانى نيست كه در پيامك هاى ميليونى به مردم وانمود مى كردند كه قرار است احمدى نژاد براى برخورد با دختران و پسران، پياده روى شهرها را براى جدايى بين زنان و مردان ديوارچينى و حصاركشى كند!! به راستى آيا طراحان جنگ روانى پس از انصراف هراسان و انفعالى «سيد» از دور رقابت ها، اينك عوام فريبى را در پايگاهى ديگر به آزمون نشسته اند و طرح تئوريك ادعايى و مانيفست به اصطلاح زيست مسلمانى نخست وزير سابق را با حرف هاى پارتيزانى و ماشين هاى گشت ارشاد «زير» كرده اند و.‎..

حاشا و كلا كه با چنين منطق سخيفى بتوان به جنگ يك دولت مردمى رفت. مگر مى توان با اين حرف هاى پارتيزانى، دولت اعاده گر عزت ملى، دولت اقدام و دولت رافع انحصارات از ايرانى در باشگاه هاى اتمى و فضايى و فناورى هاى خاص را نزد ملت حق شناس خوار كرد !

منبع: روزنامه ایران
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: