کد خبر: ۱۸۴۷
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۹

در اين ميان آنچه بيش از همه رنجم مى داد تغيير اخلاق و رفتار شيوا بود.‎ به همين خاطر بارها از او خواستم تا رفتارش را تغيير دهد و گرفتار تجملات نشود. اما فايده اى نداشت. به همين دليل در جريان مشاجراتمان او را تهديد به جدايى كردم.

زن جوان وقتى از تصميم همسرش براى جدايى مطلع شد اسناد و مدارك وى را برداشت و به حالت قهر خانه را ترك كرد.

به گزارش ایران چندى قبل مرد ۳۵ ساله اى به نام سروش در حالى كه با در دست داشتن دادخواست طلاق به دادگاه خانواده مراجعه كرده بود به قاضى صداقتى - رئيس شعبه ۲۶۱- گفت: متأسفانه قصه زندگى ام تلخ و پردرد است. با اين كه وضع مالى خوبى دارم اما به شدت احساس بدبختى مى كنم.

وى كه خود را مدير شركتى بزرگ معرفى مى كرد، ادامه داد: تا پنج سال قبل وضعيت مالى مناسبى نداشتيم. پدرم كارگر ساده يك شركت بود به همين خاطر زندگى بخور و نميرى داشتيم. با اين حال پس از تلاش فراوان و پشت سرگذاشتن سختى هاى زياد با دريافت فوق ليسانس از دانشگاهى معتبر در يك شركت استخدام شدم. مدتى بعد نيز در پى آشنايى با يكى از همكارانم به نام «شيوا» به او علاقه مند شده و پيشنهاد ازدواج دادم.

سرانجام پس از خواستگارى با تعيين مهريه ۳۰۰ سكه طلا و برگزارى مراسم عقد و عروسى، راهى خانه مشترك شديم. از آن جا كه هر دو به هم علاقه مند بوديم مشكلات زندگى را دست به دست هم پشت سر گذاشتيم. بالاخره با تلاش شبانه روزى پله هاى ترقى را خيلى سريع طى كرده و با جلب اعتماد مدير شركت به سطح مديريت ارشد شركت ارتقا يافتم.

من و شيوا كه به شدت خوشحال بوديم مطمئن شديم كه بزودى شرايط مالى بهترى خواهيم داشت.مدت كوتاهى از انتصابم گذشته بود كه «شيوا» مرا در جريان باردارى اش قرار داد. با شنيدن اين خبر از خوشحالى در پوست خود نمى گنجيدم، بنابراين تصميم گرفتم بهترين امكانات رفاهى را براى همسر و فرزند آينده ام فراهم كنم. به همين خاطر با تلاش فراوان آپارتمانى در شمال شهر خريدم.

تولد «شيما» نيز گرماى بيشترى به زندگى ما بخشيد. شيوا هم شغلش را ترك كرده و همزمان با خانه دارى از بچه نيز نگهدارى مى كرد. از سوى ديگر شيوا كه اوقات فراغت بيشترى پيدا كرده بود در چند كلاس آموزشى، ورزشى ثبت نام كرد.

در جريان رفت و آمد به كلاس هاى مختلف بود كه با چند زن جوان آشنا شد و اكثر اوقاتش را با آنها مى گذراند به همين خاطر رفته رفته احساس كردم شيوا از من و دخترمان غافل شده و به تجمل گرايى شديدى رو آورده است. دايم به خاطر چشم و هم چشمى هايش خواستار تغيير دكوراسيون، ماشين و ساير وسايل خانه بود. در اين ميان آنچه بيش از همه رنجم مى داد تغيير اخلاق و رفتار شيوا بود.‎ به همين خاطر بارها از او خواستم تا رفتارش را تغيير دهد و گرفتار تجملات نشود. اما فايده اى نداشت. به همين دليل در جريان مشاجراتمان او را تهديد به جدايى كردم.

شيوا كه انتظار شنيدن چنين حرفى را نداشت شوكه شد. او چند روز بعد در غياب من، خانه را ترك كرد و بى خبر رفت.پس از بررسى هاى لازم متوجه شدم دسته چك و اسناد و مدارك ملكى ام را نيز با خود برده است. سرانجام پى بردم او به خانه يكى از دوستانش رفته است. بنابراين به دنبالش رفتم اما حاضر به بازگشت نشد. سرانجام تصميم گرفتم طلاقش دهم.

قاضى پس از شنيدن اظهارات مرد جوان، همسر وى را به دادگاه فراخواند. زن جوان پس از حضور در جلسه رسيدگى به پرونده در دفاع از خود گفت: من به شوهرم علاقه مند هستم. مى دانم كمى مقصرم، اما وقتى مرا تهديد به جدايى كرد از شدت ترس و براى اينكه زندگى مان از هم نپاشد اسناد و مدارك او را برداشتم تا بهانه اى براى آشتى دوباره باشد.

هنگامى كه سروش به خانه دوستم آمد و فقط مداركش را خواست دلم شكست. چرا كه انتظار داشتم با اصرارهايش مرا به خانه ببرد. با اين حال به هيچ عنوان حاضر به طلاق نيستم. چرا كه به زندگى، شوهر و فرزندم به شدت علاقه مندم.

زن جوان پس از شنيدن گلايه هاى همسرش در حالى كه به گريه افتاده بود گفت: قبول دارم اشتباه كرده ام. حالا هم پشيمانم و مى خواهم به خانه بازگردم.

مرد جوان هم پس از شنيدن حرفهاى همسرش در حالى كه اشك از چشمانش جارى بود از جدايى منصرف شد و به همراه همسر و فرزندش راهى خانه شدند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۶:۰۱ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۶
0
0
اینکه شد فیلم هندی
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۴:۰۳ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۷
0
0
جالب است! چه قصه رمانتیکی! ...