کد خبر: ۱۹۴
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۶:۳۲

حسین شریعتمداری - یادداشت روز کیهان، 29 بهمن 87

اشاره رئیس جمهور محترم کشورمان به آمادگی ایران برای مذاکره با آمریکا که در سخنرانی مراسم 22بهمن امسال مطرح شده بود بازتاب گسترده ای در محافل سیاسی و رسانه ای غرب داشت و با تحلیل ها و تفسیرهای فراوانی که هنوز هم ادامه دارد، روبرو شد. آقای دکتراحمدی نژاد در بخشی از سخنان خود با اشاره به اظهارات باراک اوباما درباره تغییر سیاست خارجی آمریکا و حرکت در مسیر مذاکره با ایران، گفته بود «بسیار روشن است که تغییر واقعی باید بنیادین باشد نه تاکتیکی. ملت ایران از تغییرات حقیقی استقبال می کند. ملت ایران آماده گفت وگوست، اما گفت وگو در فضای عادلانه و احترام متقابل.»
به نظر می رسد آقای احمدی نژاد در پی آن بوده است که ترفند رئیس جمهور جدید آمریکا را بی پاسخ نگذارد و با تاکید بر دو قید «عادلانه» و «احترام متقابل» که در قاموس دولت های آمریکا مفهومی ندارد، چهره واقعی آمریکا را نزد افکارعمومی جهانیان برملا سازد. این انگیزه قابل احترام است، اما با عرض پوزش باید گفت اظهارات رئیس جمهور کشورمان برخلاف انگیزه انقلابی ایشان و انتظاری که داشته اند «بازی در میدان دشمن» بوده است و لازم است به گونه ای هوشمندانه و بی درنگ جبران شود تا این توهم و تصور غلط را پدید نیاورد که انگار جمهوری اسلامی ایران در مواضع انقلابی، منطقی و عزتمندانه خود تجدیدنظر کرده است!
ساعتی بعد از پایان سخنرانی آقای احمدی نژاد، رسانه ها و محافل سیاسی غرب اظهارات ایشان درباره آمادگی برای مذاکره با آمریکا را نشانه تجدیدنظر ایران در مواضع قبلی ارزیابی کردند اما در همان حال بر این نکته نیز تاکید داشتند که تصمیم درباره مذاکره با آمریکا برعهده رئیس جمهور نیست و از سوی دیگر با اشاره به شعارهای «مرگ بر آمریکا» که در تمامی طول مراسم و حتی هنگام سخنرانی آقای احمدی نژاد بر زبان مردم بود و یا روی پلاکاردهای بزرگ نقش بسته بود، نتیجه می گرفتند، نمی توان به اعلام آمادگی رئیس جمهور برای مذاکره با آمریکا امیدبست.
روزنامه اسپانیایی «ال پائیس» از قول خبرنگار خود که در مراسم حضور داشت، نوشت؛ «محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اعلام کرد براساس احترام متقابل برای مذاکره با آمریکا آماده است. رئیس جمهور ایران اعلام کرد کشورش از هرگونه تغییر واقعی در این خصوص و نه صرفاً تاکتیکی استقبال می کند اما، این بار از واشنگتن نخواست به علت جنایاتی که درگذشته علیه ایران مرتکب شده، عذرخواهی کند یا نیروهای خود را از سراسر جهان عقب بکشد.»!
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس نیز اعلام آمادگی ایران برای مذاکره با آمریکا را بلافاصله روی خروجی خود گذاشت و تحلیلی مشابه ال پائیس به آن اضافه کرد. این خبرگزاری در بخشی از گزارش خبری خود آورده بود؛ «البته تصمیم نهایی در دست آیت الله خامنه ای رهبر برجسته ایران است و ایشان تاکنون سخنی در این باره نگفته اند.»
روزنامه آمریکایی واشنگتن پست نوشت؛ ایران برای انجام مذاکره با آمریکا علامت می فرستد! و روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز اعلام کرد؛ ایران به پیشنهاد مذاکره اوباما، پاسخ مثبت داد.! روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور ضمن استقبال از سخنان رئیس جمهور کشورمان، ناامیدی خود را اینگونه اعلام کرد که؛ علی رغم اظهارات احمدی نژاد، ایرانیان همچنان شعار مرگ بر آمریکا سر می دهند و روزنامه الحیات نوشت؛ تغییر لحن رئیس جمهور ایران طی 30 سال گذشته بی سابقه است! و...
سایر خبرگزاری ها و رسانه های آمریکایی و اروپایی و برخی از رسانه های منطقه نیز تفسیرهای مشابهی داشتند که پرداختن به همه آنها غیرضروری و بیرون از محدوده این نوشته است.
و اما نکته در خورتوجه آن که محافل سیاسی و رسانه ای غرب اگرچه می کوشیدند اظهارات دکتراحمدی نژاد را نشانه تغییر در سیاست خارجی ایران و پاسخی مثبت به شعار تغییر باراک اوباما قلمداد کنند ولی به گونه ای تلویحی و برخی نیز با صراحت این دو گزینه که «تصمیم نهایی برعهده رهبری است» و «احمدی نژاد به عنوان یک انقلابی مسلمان و اصولگرا تابع نظر رهبر است» را کنار یکدیگر نهاده و نتیجه می گرفتند که اولا نباید انتظار تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران-مخصوصاً درباره آمریکا- را داشته باشند و ثانیاً؛ از تاکید احمدی نژاد بر قیدهایی نظیر، «احترام متقابل»، «عادلانه»، «تغییر استراتژیک در سیاست آمریکا و نه تغییر تاکتیکی» و... به این نتیجه می رسیدند که منظور رئیس جمهور کشورمان از آمادگی برای مذاکره با آمریکا، آنگونه که در نگاه اول به نظر می رسد نیست و نمی تواند به مفهوم دست کشیدن از سیاست رسماً اعلام شده جمهوری اسلامی ایران باشد.
و اما، همانگونه که دشمنان بیرونی دریافته و به آن پرداخته اند، تصمیم درباره مذاکره با آمریکا برعهده رهبرمعظم انقلاب است و یکی از برجسته ترین و قابل تقدیرترین ویژگی احمدی نژاد، پیروی بی چون و چرای او از رهبرمعظم و تلاش در بستر گفتمان امام و انقلاب است. بنابراین، به آسانی می توان نتیجه گرفت که اظهارات روز 22بهمن ایشان، اگرچه باید دقیق تر و حساب شده تر ادا می شد تا سوءاستفاده دشمنان بیرونی را در پی نداشته باشد ولی بدون کمترین تردیدی، مقصود رئیس جمهور کشورمان نرمش در مقابل آمریکا و یا حساب باز کردن روی شعار «تغییر» اوباما نبوده است. چرا که «مذاکره با آمریکا»، «نیاز» آمریکاست که سعی دارد آن را با عنوان «امتیاز» بفروشد! با این حال اشاره به نکته ای دراین میان ضروری به نظر می رسد؛ سه سال قبل، نگارنده طی یادداشتی درباره مذاکره با آمریکا نوشته بود «مقاومت 27 ساله -تاریخ یادداشت 3 سال پیش است- جمهوری اسلامی ایران در برابر باج خواهی و زورگویی آمریکا و متحدانش، ایران اسلامی را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهانی و یک الگوی موفق برای حرکت های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه تبدیل کرده است به گونه ای که امروزه، نهضت های اسلامی در جهان اسلام با الهام گرفتن از ایستادگی و مقاومت ایران اسلامی به حرکت خود ادامه می دهند و جمهوری اسلامی ایران را عقبه استراتژیک و نمونه موفق و پیشتاز برای جنبش های مقاومت می دانند، انتفاضه فلسطین از مقاومت ایران در مقابل آمریکا و متحدانش ریشه گرفته، حزب الله لبنان، حرکت اسلامی در بحرین، پیروزی اسلامگرایان در ترکیه و الجزایر، مقاومت اسلامی در افغانستان، رویکرد به مبانی اسلام انقلابی در عراق و... که امروزه عرصه را بر آمریکا و متحدانش تنگ کرده اند، همگی با نگاه به الگوی ایران اسلامی شکل گرفته و به حرکت خود ادامه می دهند... هدف آمریکا از مذاکره با ایران، ابلاغ این پیام -بخوانید توهم- به حرکت های اسلامی در تمامی جهان است که ایران نیز بعد از سالها مقاومت چاره ای جز تسلیم در برابر آمریکا نداشته است!
و بالاخره-و فصل الخطاب- نگاه حکیمانه و مستدل رهبرمعظم انقلاب است که دراین باره می فرمایند؛
«ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه های کشور خود و کشورهای همسایه و با مشورت با صاحب نظران عمده و دارای رأی، به این نتیجه می رسیم که نه فقط رابطه با آمریکا، بلکه مذاکره با دولت آمریکا امروز برخلاف مصالح ملی و منافع ملت است، این یک نظر متعصبانه نیست، این یک اندیشه و فکر است، بررسی شده و با ملاحظه همه جوانب است. مذاکره با آمریکا- چه در قضایای کنونی و چه در مسائل دیگر- به معنای باز کردن باب توقعات و طلبکاریهای آمریکاست.»
و در جای دیگر تاکید می کنند؛
«مذاکره مشکلی را حل نمی کند. دولت آمریکا صریحاً با نظام اسلامی، هویت اسلامی و ایمان اسلامی مردم ما اعلام مخالفت کرده است. علتش این است که اسلام موجب شده تا این ملت در مواضع خود مستقر و ثابت باشدو پا بر جا بایستد و تسلیم آنها نشود. هدف آمریکا این است که سیطره خود را که در دوران رژیم منحوس پهلوی- بخصوص در سی سال آخر آن رژیم- بر همه جای کشور گسترده بود، دوباره برقرار کند. معلوم است که ملت ایران بعد از این انقلاب عظیم، بعد از این همه فداکاری و قهرمانی و بعد از این همه شهادتها، تسلیم چنین زورگویی نخواهد شد. نخیر، مذاکره هیچ مشکلی را حل نمی کند.
مذاکره با آمریکا، البته برای دولت آمریکا مفید است. با مذاکره، او جای پایی پیدا می کند تا بتواند خواسته های خود را بیشتر تحمیل کند و توقعات خود را انبوه تر بر سر این ملت و دولت بریزد. مذاکره موجب می شود که دولت آمریکا بتواند همین تهدیدهایی را که الان از دور می کند، همین توقعات بیجا و قلدرانه ای را که در مصاحبه ها و سخنرانیها می گوید، پشت میز مذاکره، با حجم بیشتر و با قدرت چانه زنی بیشتر، بر سر مسئولان کشور ما بریزد. معنای مذاکره این نیست که آمریکا حاضر باشد هویت این ملت را، نظام جمهوری اسلامی را، ایمان این مردم و مواضع آنها را به رسمیت بشناسد. آنها با این اساس مخالفند، آنها با حضور این مردم مومن مخالفند، آنها دنبال این هستند که همان روشهایی را که در دوران حکومت پهلوی اعمال می شد- همان فساد، همان تسلط و همان قاهریت- دوباره در این مملکت ایجاد کنند، این که با مذاکره حل نمی شود.»
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: