کد خبر: ۲۰۵۰۲
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۹
کارشناسان میگویندبرخوردهای بی پشتوانه ی علمی و موقتی در درازمدت نقشی ندارد
زهرا مهاجری:روز- خارجی – خیابان صدف – دبستان دخترانه ی مریم



صدای فریاد بچه ها قبل از صدای زنگ مدرسه بلند می شود و چیزی نمی گذرد که سر و کله شان پیدا می شود. همدیگر را هل می دهند تا چند ثانیه زودتر از بقیه از درب کوچک مدرسه بیرون بیایند. خوش رنگند! سارافون و شلوارشان صورتی است و مقنعه شان سفید. کیفهای رنگ و وارنگشان را روی دوش انداختند و هر کدام به طرفی می روند. شاد و سرخوش. سر و وضع اکثرشان به هم ریخته است؛ مخصوصا کوچکترها. مقنعه های کج و معوج و موهای بی حالت و به هم ریخته شان که از جلوی آن بیرون آمده، باعث شده شلخته به نظر بیایند. در بینشان هستند بچه هایی که مقنعه شان تنگتر است و مویی از جلوی آنها پیدا نیست. یکی دو تا هم چادری می بینم. یکیشان پشتش باد کرده؛ معلوم است اول کیفش را کول کرده بعد چادر پوشیده. آن یکی اما چادرش ایرانی است. دستهایش را از آستین چادر بیرون آورده و کیف را هر از چند گاهی روی شانه ی راست و چپ جابجا می کند.



کارشناسان تربیتی و روانشناسی بر این باورند که بهترین سن برای آموزش به کودک، شش سال دوم زندگی است. در این سنین حساس، آموزش باید آن قدر دقیق و علمی انجام شود که زمینه ساز شخصیت و رفتار فرد در آینده باشد.



آموزش و فرهنگ سازی در مسئله ی حجاب نیز از همین سنین آغاز می شود. دکتر طلایی، کارشناس روانشناسی، معتقد است هر چه این آموزشها به سمت افزایش آگاهی کودک و نهایتا انتخاب خودش پیش برود، در آینده نتیجه ی بهتری خواهد داشت. وی اجبار، تنبیه و حتی تشویق صریح را هم در مسئله ی حجاب برای کودک مجاز نمی داند و این اعمال را زمینه ساز زدگی فرد از پوشش می داند. در همه ی اصول تربیتی، مهمترین بخش، زمینه سازی و آموزش پایه ای است. در مورد عفاف و حجاب، این عدم آموزش و فرهنگ سازی درست، به این دلیل بیشتر خود نشان می دهد که فقط جنبه ی فردی و خانوادگی ندارد و آنجا که به اجتماع و قانون می رسد می تواند باعث پیامدهای مخربی، هم برای فرد هم برای جامعه باشد.



وقتی از دکتر طلایی در مورد تضاد ارزشهای خانواده و جامعه در مسئله ی پوشش می پرسم، به ایجاد سردرگمی در این موارد اشاره می کند و معتقد است هر کدام اصولی تر و علمی تر با کودک برخورد کنند، موفق تر خواهند بود.



از اتوموبیلی که کنارم توقف کرده، زن جوانی پیاده می شود. موهای روشنش که از زیر روسری بیرون آمده، به صورت آرایش شده اش می آید.دخترش روبروی در مدرسه ایستاده و به ماشین هایی که در حرکتند نگاه می کند. زن جوان می رود آن طرف خیابان و دست دختر را می گیرد و سمت ماشین می آورد. دخترک بی وقفه حرف می زند. وقتی توی ماشین می نشینند دخترک مقنعه را از سر برمی دارد و با کیفش پرت می کند روی صندلی عقب ماشین





روز-خارجی – خیابان یخچال – دبیرستان و مرکز پیش دانشگاهی ایران



بعد از خوردن زنگ، چند دقیقه طول می کشد تا اولین دانش آموز را که از در می آید بیرون ببینم. دارد عقب عقب راه می رود و دستهایش را در هوا تکان می دهد. با پیدا شدن دو دوست دیگرش متوجه می شوم دارد برایشان جریان هیجان انگیزی را تعریف می کند. مانتوهایشان سورمه ای تیره است و گشاد؛ مقنعه هایشان مشکی. دختری که حرف می زند آستینهایش را تا آرنج تا زده. دوست روبرویی موهایش را از پشت جمع کرده و بالابرده. آن قدر که مقنعه به پوشاندن گردنش قد نمی دهد. گویا دلش می خواهد این تصویر بیش از پیش نمود داشته باشد چون مرتب با دست مقنعه را طوری جابجا می کند که ااز پشت بالاتر بیاید.



دوست سومشان هم تقریبا همین شکلی است. کمی که دقت می کنم می بینم خیلی هایشان این شکلی هستند: آستین ها بالازده، مقنعه ها کوچک و به شکل عجیب و غریبی بالا آمده، موهای جلو پف کرده و چند تار توی صورت ریخته!



چند تا استثنا پیدا می کنم. هستند کسانی که مقنعه شان کمی بلندتر از بقیه است و روی شانه هایشان را گرفته و از جلو، یا موهایشان بیرون نیست یا با ظرافت چند تار را بیرون گذاشته اند.



دکتر طلایی دو دلیل را برای نابسامانی پوشش در سنین نوجوانی و آغاز جوانی بیان می کند؛ اول ویژگی های شخصیت در این سنین(غرور، جلب نظر دیگران و ...) و تاثیرات زیادی که همسالان در این سن روی یکدیگر دارند و دوم عدم آموزش صحیح از ابتدا و برخورد نادرست خانواده و جامعه با ایشان که باعث ایجاد لجبازی و نهایتا عناد نسبت به این مسئله می شود.



این کارشناس روانشناسی، فرهنگ سازی همزمان با برخورد درست و متناسب با نوع تخلف را راه تبدیل شدن قانون به فرهنگ می داند و برای اثبات این فرضیه، قانون پوشش را با قوانین راهنمایی و رانندگی مقایسه می کند. وی معتقد است در مسائل تربیتی، امروز بیشتر از این که روی شیوه های آموزش و پیدا کردن راههای تاثیرگذار توجه شود، بر لزوم و وجوب آنها تاکید می شود!



صدای خانمی که از بلندگوی مدرسه صحبت می کند را می شنوم. به دخترها تذکر می دهد که هر چه سریعتر مدرسه را ترک کنند و فردا قبل از ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه آنجا باشند چون درب مدرسه در آن ساعت بسته خواهد. آخر حرفهایش هم سریع و بی حوصله به مخاطبی که گمانم روبرویش دارد راه می رود می گوید: "مقنعه اتو درست کن دختر!"



روز-خارجی- خیابان آفریقا- موسسه زبان های خارجه



یکی مانتویش سفید و تنگ است، شلوار جین پوشیده با کفش اسپرت و مقنعه ی مشکی؛ دیگری مانتوی گله گشادی به تن دارد با شلوار مشکی پارچه ای و کفش پاشنه بلند و مقنعه ی مشکی؛ آن یکی کفشش جلوباز است، جوراب نپوشیده و شلوارش فقط تا قوزک پایش رسیده، مانتویش به رنگ کفشش است و مقنعه اش مشکی!



این موسسه ی زبان، دخترانه است و به غیر از دربان هیچ مرد دیگری حق ورود به موسسه را ندارد؛ اما طبق قانون موسسه، همه-اعم از دانشجو و کارمند و استاد- موظف به استفاده از مقنعه هستند. و برای تحقق این مهم، جلوی در خانمی نشسته که این قضیه را تذکر می دهد.



اگر این مثال کوچک را با اجتماع بزرگ مان مقایسه کنیم، این مشکلات ابعاد بیشتر و گسترده تری پیدا می کنند. بهادری کارشناس جامعه شناسی در زمینه ی برخورد با بدپوششی، بر تناسب برخورد با تخلف تاکید کرده و معتقد است برای تاثیرگزاری دراز مدت و پایدار، نمی توان تنها بر توصیه و تذکر پافشاری کرد. وی معتقد است راه درونی کردن حجاب، تصریح قانون برای افراد و سپس فرهنگ سازی برای رعایت آن است و مادامی که فرد قانون را نپذیرد و احترام به قانون را "ارزش" نداند، برخورد غیرمتناسب اگر نتیجه ی معکوس نگذارد موثر نخواهد بود.



حتی اگر بپذیریم توصیه ها و تذکرات مقطعی می توانند تاثیر ناچیزی داشته باشند، ضمانت اجرایی آن چیست؟



خانمی که جلوی در موسسه زبان نشسته و این قانون را تذکر می دهد، سر تا پا سیاه پوش است. با این که خیلی سعی می کند آرام باشد و لبخند بزند، گاهی از کوره در می رود و با دانشجو برخورد می کند. به یک عده از دانشجوها که رابطه ی بهتری با وی دارند و سالهاست می شناسدشان، کاری ندارد و به توصیه ملایم و غیرالزام آور بسنده می کند ...



کارشناسان و برنامه ریزان اجتماعی، علاوه بر آموزش و تصریح قانون از سنین کودکی، فرهنگ سازی و ترویج الگوهای مناسب برای حجاب و مقابله با مدگرایی منفی همچنین هماهنگی رسانه های جمعی برای تحقق به موارد مذکور را از عوامل تاثیرگذار در حل مشکلات مربوط به پوشش می دانند. ارجحیت کیفیت بر کمیت، در همه ی امور، بر کسی پوشیده نیست. اگر اهرم های فشار در مسئله ی پوشش تا به حال نتوانسته اند موفقیت مورد انتظار را به دست آورند، علتش را می توان در عدم برنامه ریزی دراز مدت جستجو کرد. تجربه ثابت کرده است که برخوردهای بی پشتوانه ی علمی و موقتی، عملا در درازمدت نقشی ندارد زیرا افراد بدپوشش به ندرت پوشش خود را بعد از تذکر تغییر می دهند.



اگر برای مسئله ی پوشش، با در نظر گرفتن ابعاد مختلف، برنامه ریزی بلند مدت و جامعی انجام شود، در آینده ای نه چندان دور از پرداخت بسیاری از هزینه های مادی و معنوی که نتیجه ی عدم فرهنگ سازی مناسب و رفتارهای غیرکارشناسانه گذشته است، بی نیاز خواهیم شد.

منبع : خبر آنلاین
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر:
چند رسانه ای صفحه خبر