کد خبر: ۲۰۸۴
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۶

بيش از ده روز است كه پروژه اي ضد حزب الله، شيعه و اساساً ضد ايراني توسط مقامات مصري كليد خورده است. دادستان مصر در بيانيه اي، دستگيري 49 نفر در يك شبكه به رهبري سامي شهاب از اعضاي حزب الله كه افراد ديگري از مليت هاي فلسطيني، مصري، سوداني نيز در آن وجود دارند را اعلام كرد.

موج تبليغاتي، سياسي و حقوقي مصر عليه حزب الله و ايران كه هدف هاي متفاوتي را دنبال مي كند، در واقع نوعي منازعه قدرت و مهندسي قدرت بين عمر سليمان و جمال مبارك است كه با مديريت صهيونيستي دنبال مي شود.

به گزارش فارس، بيش از ده روز است كه پروژه اي ضد حزب الله، شيعه و اساساً ضد ايراني توسط مقامات مصري كليد خورده است. دادستان مصر در بيانيه اي، دستگيري 49 نفر در يك شبكه به رهبري سامي شهاب از اعضاي حزب الله كه افراد ديگري از مليت هاي فلسطيني، مصري، سوداني نيز در آن وجود دارند را اعلام كرد.

وي حزب الله و سيدحسن نصرالله را متهم كرد كه براي ضربه زدن به امنيت ملي مصر و ايجاد اختلال امنيتي، تلاش هاي گسترده اي را به اجرا گذاشته اند و با اتهام تبليغ شيعه در مصر، بعد مذهبي اين پروژه را نيز كامل كردند.

پاسخ سيدحسن نصرالله و مواضع بعدي مصري ها و جرايد حكومتي كه براي حمله هماهنگ شده بودند، روشن كرد كه اين افراد براي حمايت لجستيكي از مردم غزه فعال بوده اند كه البته دادستان مصر، موضوع شناسايي جهانگردان صهيونيست و يا كشتي ها در كانال سوئز را نيز بدان پيوند زده است. تدريجاً لهجه مقامات مصري از اختلال در امنيت ملي و يا اقدامات خرابكارانه در مصر، به نقض حاكميت مصر و عدم رعايت قواعد حاكميتي در انتقال سلاح به غزه و كشاندن مصر به جنگ ناخواسته با رژيم صهيونيستي تغيير كرد. دستگيري هاي جديد نيز در سينا و شهرهاي شمالي آن در اقدامي مشترك با ارتش صهيونيستي كه در مرزهاي مصر آماده باش بود، به جرا درآمد و تونل هاي جديدي در مرز رفح شناسايي و منفجر شدند.

بخش رسانه اي و سياسي اين پروژه كه توسط نمايندگان حكومتي و نشريات وابسته تكميل شد، در موجي گسترده به فحاشي و ادبيات بي سابقه اي عليه حزب الله و سيدحسن نصرالله و نهايتاً ايران متمركز شد كه آقاي ابوالغيظ آن را زينت دادند. وزير خارجه مصر سطح اين اتهامات را به ايران كشاند و مدعي شد، ايران براي گسترش نفوذ منطقه اي خود، از اين افراد و حزب الله بهره مي گيرد!

البته، برخي مقامات اسرائيلي و جرايد اين رژيم نيز اين مجموعه را كامل كردند و با شادماني از تنش به وجود آمده يا حزب الله و يا ايران، اهداف شبكه دستگير شده را اقدام عليه حكومت مبارك دانسته و در اولويت بعدي اقدام عليه اسرائيل را مطرح دانستند.

اين مسئله واكنش هاي موافق و مخالف گسترده اي به دنبال داشته و بسياري از روشنفكران و نخبگان عرب، آن را به استهزا گرفته و اتهامات را «سياسي و ساختگي» دانستند.

براي روشن شدن اين موج جديد، بايد به «واقعيت هاي اجرايي» و «واقعيت هاي ماهيتي» به طور جداگانه پرداخت.

در واقعيت هاي اجرايي نكات مهمي مطرح است. سامي شهاب و شبكه دستگير شده، بيش از يك ماه قبل از جنگ غزه و در ماه دسامبر يا نوامبر 2008 بازداشت شده اند كه مردم غزه به علت محاصره ظالمانه رژيم صهيونيستي و مصر و ديگر كشورهاي عربي در آستانه فاجعه انساني قرار داشت و مقامات سازمان ملل آن را تأكيد مي كردند، لذا مطرح شدن اتهامات برنامه ريزي شده در شرايط فعلي كه لبنان در آستانه انتخابات داخلي قرار داشته و جايگاه محوري حزب الله در رقابت هاي موجود انكارناپذير است، جاي سوال جدي دارد. مضافاً اينكه سفير مصر در لبنان در اوايل ماه جاري ميلادي (حدود 20 روز قبل) به رهبران 14 مارس اعلام كرده كه به زودي يك هديه مصري به آنها داده مي شود كه با حزب الله مرتبط است.

مسئله بعدي اين است كه موج اتهام مصر يك روز پس از اعتصاب و تظاهرات عمومي در سراسر مصر مطرح شد كه «روز خشم» نامگذاري شده بود. واقعيت دشوار اوضاع اقتصادي و سركوب هاي امنيتي در مصر به حدي رسيده كه مردم مصر به قول هاي عبدالباري عطوان (نويسنده معروف عرب) در مرز انفجار و انقلاب رسيده اند.

موضوع مهم ديگر اين است كه پس از بن بست حاصل در مذاكرات فلسطيني، عمر سليمان مسئول استخبارات مصر به نيويورك رفته و پس از ارائه گزارش و هماهنگي هاي لازم با مجموعه اي از تدابير بازگشته است. در بخش فلسطيني، وي پيشنهاد كرده حكومت فلسطيني مشترك و بدون برنامه سياسي تشكيل شود ولي ديدگاه ابومازن را به اجرا درآورد كه با مخالفت گروه هاي فلسطيني روبه رو شده است.

در بخش عربي، عمر سليمان پيامي از سوي مبارك را به سران سعودي منتقل كرد كه مرتبط با نشست كميته پيگيري عربي در اردن بود. در اين نشست، كشورهاي عربي كه با حكومت نتانياهو يك شوك سياسي دريافت كرده اند، طرح عربي را فراموش شده مي بينند و لذا براي زمينه سازي سياست خاورميانه اي اوباما، نياز به هماهنگي براي عقب نشيني هاي جديدي دارند كه مانند آناپوليس، حق آوارگان فلسطيني را از طرح سازش حذف كردند. لذا در سفر مقامات اردني و سعودي به آمريكا، مي بايست مواضع تعديل شده اي به اوباما منتقل شود و اين كارسازي به مصر واگذار شده است تا در مقابل حكومت صهيونيستي كه طرح هاي صلح را كنار گذاشته و سخن از جنگ هاي جديد مي زند، امتيازهاي جديدي به آنها بدهند.

بخش ديگري از تدابير سفر عمرسليمان اين بود كه براي اثرگذاري بر فرآيند و فضاي انتخاباتي در لبنان هر گونه اقدامي كه به كاهش وزن حزب الله و گروه هاي 8 مارس و مقاومت تأثير بگذارد، در اين مقطع ضروري است. لذا اين نويد را سفير مصر در بيروت به سران 14 مارس داده تا نااميدي آنها از پيروزي در انتخابات پارلماني را به اميد مبدل نمايد. جالب است كه سينيوره نيز در يك درخواست رسمي از مصر، محتواي پرونده و اتهامات وارده به سامي شهاب و شبكه او را درخواست كرده تا خوراك سياسي و تبليغاتي را در رقابت هاي انتخاباتي كسب كند.

البته مشكل مهمتر مصري ها و عرب هاي سازشكار منطقه اين است كه تغيير گفتمان!! آمريكا و غرب نسبت به ايران و حزب الله را به زيان خود مي دانند و به قول يك ديپلمات عرب، هر گونه همگرايي و نزديكي آمريكا با ايران، آغاز محور شرارت براي اين كشورها است. معني اين ديدگاه اين است كه اين كشورهاي توتاليتر و سركوبگر، جايگاه و موقعيت خدماتي خود را در منطقه از دست مي دهند و نبايد اجازه داد كه قابليت و كاركردهاي آنها در تعامل با آمريكا و موضوعات منطقه اي زير سوال رود.

لذا تقويت موج ضدشيعي و ضد ايراني به عنوان يك «ترفند نخ نما» در دستور كار رسانه اي و ديپلماسي آشكار و پنهان آنها قرار دارد و مواضع آقاي ابوالغيط و نمونه هاي ديگر آن در سطح مقامات عربي سازشكار، در اين چهارچوب قابل تفسير است.

اين در حالي است كه مردم مصر كه تاريخي پرافتخار در مبارزه با صهيونيست ها و در جهان عرب دارند و نسبت به آل البيت (ع) احترام ويژه اي قائل هستند، نمي توانند اتهامات به حزب الله را بپذيرند و همانگونه كه مركز «ابن خلدون» در نظرسنجي اخير خود تأكيد كرده، سيدحسن نصرالله محبوب ترين چهره سال در مصر است.

البته حزب الله نيز به اعتراف تمامي شرافتمندان عرب، هيچ گاه دست به اقدام عليه امنيت ملي كشورهاي عربي نزده و بر مقاومت ضدصهيونيستي خود و حمايت از مقاومت فلسطيني افتخار كرده است و به قول سيدحسن نصرالله، دادستان به تنها موضوعي كه نپرداخته، موضوع حمايت از مردم غزه است و بقيه اتهامات، ماهيتي ساختگي و سياسي دارند. آنچه جالب تر است اينكه ادعاي نقض حاكميت و يا ضد امنيت ملي در به بيانيه دادستان، بسيار مضحك است، چرا كه همين مقامات قضايي و سياسي مصر، پس از موج انفجارهاي گروه هاي افراطي نزديك به القاعده در سينا و ديگر شهرهاي مصر و دستگيري تعدادي از عاملان آن و يا آنهايي را كه از عربستان تحويل گرفته بودند، پس از يك گفتمان امنيتي و بدون اتهام هاي رنگارنگ آزاد كردند و صرفاً توافق نمودند كه اگر در فضاي ضد شيعي و ضد ايراني وارد شوند، طاهر و پاكيزه خواهند شد. يا اينكه مقامات افراطي كابينه جديد رژيم صهيونيستي كه مستقيماً مبارك و مصر را هدف قرار داده اند به مصر دعوت مي شوند و اين در حالي است كه مقامات صهيونيستي حتي در كشورهاي غربي از يك انزواي پنهان رنج مي برند و حكومت مصر در يك ايثار سياسي، حكومت نتانياهو كه علناً تمامي رويكردهاي سياسي را كنار گذاشته، به شرم الشيخ دعوت مي كند. مقامات مصري به خوبي درك مي كنند كه آغاز سفر منطقه اي اوباما كه از تركيه آغاز شد، چه مفهومي دارد و اينكه قاهره اولين ايستگاه ديپلماسي آمريكايي براي سياست هاي خاورميانه اي آمريكا نيست.

در واقعيت هاي ماهيتي اين رويداد و فرافكني حكومت مصر بايد به سطح ديگري از مسائل پرداخت كه از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.

در گزارشي كه اخيراً از سوي مراكز بررسي هاي امنيتي در اسرائيل منتشر شده، «آفي ديختر» كه از مقامات برجسته امنيتي اسرائيل است، موضوع تحولات مصر پس از حسني مبارك را مورد توجه قرار داده و با توجه به بيماري شديد مبارك و ناتواني و پيري او از يك سو و گسترش اعتراضات مردمي و رشد خيزش اسلامي در مصر در خصوص جانشين وي اظهار نگراني اسرائيل را بيان مي كند. وي در اين بحث ها عنوان مي كند كه اگر چه حسني مبارك تمايل جدي براي جايگزيني جمال مبارك (فرزند وي) را دارد ولي آشفتگي اوضاع در مصر كه يك تحول بزرگ را در آينده اي نزديك نشان مي دهد، امكان رهبري جمال در دولت مصر را ريسك پرخطر و غيرممكن مي داند. وي معتقد است شرايط ويژه مصر، گزينه ديگري را مي طلبد تا امكان مهار و مديريت اوضاع را داشته باشد و دستگاه هاي امنيتي، نظامي و سياسي، نفوذ آن را بپذيرند و لذا عمر سليمان كه يك ژنرال امنيتي پرنفوذ است و هم اكنون نيز بسياري از پرونده هاي ملي مصر را مديريت مي كند، براي تصدي جانشيني مناسب مي داند. عمر سليمان طي سال هاي اخير توانسته حتي مشاوران عالي رتبه اي مانند اسامه الباز را كنار بزند و عملاً به اداره حكومتي برسد. مقامات آمريكايي هم، اين گزينه را قبول دارند و جمال مبارك را جواني خام براي اداره مهم ترين كشور عربي كه در محيط پيراموني خود آثار جدي به جاي مي گذارد، مي دانند.

لذا سناريوسازي و پروژه پروري امنيتي براي برجسته كردن عمر سليمان امري حياتي براي صهيونيست ها است و افزايش همكاري هاي امنيتي - سياسي اخير بين تل آويو و قاهره كه در نقطه عطف خود در طي جنگ 22 روزه عليه مردم غزه به اوج رسيد، در دستور كار صهيونيست ها است. در واقع صهيونيست ها با حمايت از عمر سليمان به دنبال مهندسي قدرت در مصر هستند تا آينده مرزهاي جنوبي خود را تضمين كرده و حكومت آتي مصر را در سايه حمايتي خود مديريت كنند. راندن مصر به سوي پروژه هاي مطلوب صهيونيست ها در لبنان يا ضد شيعه و ايران و يا عليه مردم غزه و مقاومت قلسطيني، بخشي از اولويت هاي اسرائيل است و اعلام اخير موساد مبني بر اينكه اطلاعات مربوط به دستگيري سامي شهاب و شبكه او را اين سازمان اطلاعاتي در اختيار مصري ها قرار داده است.

يك حقيقت تلخ كه بايد مقامات مصري آن را درك كنند و ديگر تيم سازش عربي در منطقه آن را در مورد توجه قرار دهند اين است كه اگر مدعي هستند نفوذ ايران براي آنها يك تهديد است، اين نفوذ در سطح منطقه به علت حمايت عملي از مظلومين فلسطيني و مقاومت فلسطيني و ديگر كشورهاي عربي است كه از قدرت طلبي و اشغالگري آمريكا و استكبار رنج مي برند و مصر و ديگر اعضاي تيم سازش، خدمت به آمريكا و رژيم صهيونيستي را در دستور كار خود قرار داده اند تا اركان حكومتي آنها ثبات بيشتري پيدا كند. اگر واقعاً به دنبال توقف نفوذ ايران هستيد و جايگاه واقعي خود را آرزو مي كنيد بايد از مردم فلسطين و مقاومت فلسطيني حمايت كرده، در مقابل نفوذ رژيم صهيونيستي و استكبار و آمريكا در كشورهاي خود و منطقه بايستيد و به اراده و خواست و تمايل مردم خود و منطقه احترام گذاشته و بدان عمل كنيد. در حالي كه شما هيچ پيوندي با منطقه نداريد و خدمت به صهيونيسم و آمريكا و غرب را اولويت امنيتي و حاكميتي خود مي دانيد، بايد شاهد منحني نزولي نفوذ و مشروعيت خود باشيد و پايان كار شما نيز همين فرجام را دارد.

لذا موج تبليغاتي، سياسي و حقوقي مصر عليه حزب الله كه هدف هاي متفاوتي براي اثرگذاري در انتخابات لبنان، برجسته سازي مصر براي نقش آفريني در منطقه و تحريك فتنه مذهبي و موج ضدايراني را دنبال مي كند، در واقع نوعي منازعه قدرت و مهندسي قدرت بين عمر سليمان و جمال مبارك است كه با مديريت صهيونيستي دنبال مي شود.


كاركرد رسواي اين پروژه، نتيجه افتخارآميزي براي مصر در بر ندارد و همانگونه كه برخي مقامات مصري تلويحاً عنوان كرده اند، بايد اين پروژه را آبرومندانه جمع كنند و استمرار آن رسوايي بيشتر است و دادستان و مقامات امنيتي مصر در يك لجاجت سياسي مي توانند سامي شهاب و همكاران وي را ه حبس ابد محكوم كنند كه براي آنها در حمايت از فلسطين و مبارزه با اسرائيل، افتخار بزرگي است.

يادآوري اين نكته براي مقامات مصري و منطقه نيز ضروري است كه سادات نيز قبل از سفر به تل آويو و پذيرش صلح ننگين با صهيونيست ها، حمله وسيعي عليه مقاومت فلسطيني و عربي به راه انداخت تا قبل از امضاي سازش، صداقت بيشتري به صهيونيست ها نشان دهد، بايد ديد اين بار مقامات مصري، براي شادماني صهيونيست ها چه طرحي را تدارك ديده اند؟!
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: