کد خبر: ۲۴۶۲
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۶:۳۲

آيت الله محمد تقي مصباح يزدي

مشكلى كه پيوسته رهبران دينى با آن مواجه بوده اند، نحوه برخورد با كسانى است كه از نظر فكر دينى كاستىهايى دارند و عملكرد آنها با بينش اسلامى وفق نمى دهد.

دين حق و عدالت خواهى گرچه در مقام بحث و نظر مورد قبول همه انسانهاى حق طلب و عدالت جو است، ولى در مقام عمل چنين وفاق و پذيرشى از سوى همه اين افراد مشاهده نمىشود. تطبيق رفتار و كردار با همه خواسته ها و بايدها و نبايدهاى دينى و يا گردن نهادن به آنچه حقّ و عدالت اقتضاء مىكند، در مواردى كه به ضرر افراد تمام مىشود پيوسته با پذيرش عملى همراه نيست و بسيارند انسانهايى كه عدالت را تا وقتى مىخواهند كه به كامشان تلخى نياورد.

از سوى ديگر، مصالح و ارزشها در اسلام همگى در يك پايه از اهميّت و ارج نيستند و بعضى بر بعض ديگر فزونى مرتبه و اولويّت دارند.

بالاخره، افراد با توجّه به موقعيّت هاى خاصّ اجتماعى خود، از نظر تكاليف و وظايف يكسان نيستند و افراد ضمن آن كه به عنوان مكلّف وظايفى در برابر جلوگيرى از كجروىها بر عهده دارند، به تناسب موقعيّت اجتماعى خويش نيز وظايفى سنگين بر دوش خواهند داشت. از

همين جاست كه در اجراى فريضه امر به معروف و نهى از منكر شرايط ويژه اى مطرح مىشود و هر كس موظّف است به تناسب موقعيّت خاصّ خود از ارزشهاى اسلامى دفاع كند.

بنابراين، آنچه براى همگان و بويژه رهبران دينى از بالاترين درجه اهميّت برخوردار است، حفظ اساس و كيان اسلام است و رهبرى و مراجع تقليد از آن جهت كه رهبر و مرجع هستند، هرگاه احساس كنند خطرى متوجّه اصل اسلام و احكام نورانى آن است، ساكت ننشسته و اعلام خطر خواهند كرد.

مقام رهبرى نيز كه عهده دار پايه گذارى سياست هاى كلان حكومت است بعد از تشريح اين سياست ها، مسؤولان را موظّف به اجراى آن كرده اند و بر حُسن اجراى آنها نظارت مىكنند. مسؤولان نيز به عنوان بازوهاى اجرايى حكومت، ملزم به اجراى اوامر و دستورهاى رهبرى هستند.

با اين حال، مشكلى كه پيوسته رهبران دينى با آن مواجه بوده اند، نحوه برخورد با كسانى است كه از نظر فكر دينى كاستىهايى دارند و عملكرد آنها با بينش اسلامى وفق نمىدهد. امّا از آنجا كه مهمترين چيز براى رهبر حفظ اساس اسلام و نظام اسلامى است، ناچار مىبايست در برابر برخى انحرافها به تذكّر و نصيحت بسنده كند; زيرا موضع گيرى صريح گاه ممكن است بيش از آن كه در تقويت نظام مؤثّر باشد، اساس آن را تضعيف كند. اينجاست كه وجود مصلحت اهمّ كه همان حفظ اساس اسلام و نظام است بر مصالح ديگر اسلام مقدّم مىشود و رهبران دين را وا مىدارد تا براى صيانت از آن گاهى سكوت اختيار كنند.

البّته اين نوع سكوت هرگز به معناى تساهل و تسامح نيست، بلكه حاكى از خون دل خوردن و حفظ اساس نظام و اسلام است. مىتوان شكل حادّ موقعيّت رهبران دينى در مقابل كجروىهاى مسؤولان حكومتى را در اين سخن امير مؤمنان حضرت على(عليه السلام) ديد كه فرمودند:

«فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَيْنِ قَذَىً وَ فِى الْحَلْقِ شَجَى»([1]); به صبر گراييدم در حالى كه ديده از خار غم خسته بود و آوا در گلو شكسته.

آرى، رهبران الهى مى سوزند و چون شمع آب مى شوند تا مبادا سردمداران و يا افراد امّت از صراط مستقيم هدايت و كمال دور افتند.

امّا با اين همه مردم بايد هوشيار باشند و ضمن داشتن بصيرت در دين و شناخت اوضاع و احوال اجتماعى و نظارت بر كار مسؤولان، مترصّد شنيدن و دريافت رهنمودهاى رهبرى باشند تا حقّ را از باطل تشخيص دهند و به موقع به وظايف شرعى و انقلابى خود عمل كنند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- نهج البلاغه، خطبه شقشقيه.


منبع: فارس
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: