کد خبر: ۲۶۳۸۲۶
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۳ - ۱۳:۱۷
آسیب شناسی معضل بیکاری در گفت و گوی حسین راغفر با شفاف:

در مملکت ما به حمد الله تعالی از تصدق سر مسئولین کشور که خیلی خوب مدیریت می کنند، این که کودکی در سن 10 سالگی کار می کند اهمیت ندارد چرا که فرزندان هیچ کدام از مسئولین ما بیکار نیستند و دست فروشی نمی کنند و سر چهار راه ها برای یک لقمه نان نمی ایستند.

سرویس اجتماعی شفاف: با وجود این که یک سال از روی کار آمدن دولت یازدهم می گذرد اما بیکاری یکی از معضلاتی است که دولت با آن دست و پنجه نرم می کند و هر روز گزارشی جدید از آمار و نرخ بیکاری از سوی مراکز مختلف ارائه می شود. همین امروز خبرگزاری مهر آمار از افزایش تعداد بیکاران به 6 میلیون نفر خبر داد و 3  میلیون نفر را در آستانه بیکاری عنوان کرد. با وجود این آمارها و نرخ های بیکاری و اشتغال نشانی از وعده های رئیس جمهور مبنی بر این که گام نخست دولت در زمینه اشتغال و کاهش نرخ بیکاری خواهد بود نیست. حتی در گزارش 100 روز دولت هم خبری از آن که چه کاری برای این معضل شده دیده نمی شود. اما همیشه یکی از موضوعاتی که همواره در حوزه بازار کار کشور مطرح بوده است نرخ بیکاری و آمارهای مربوط به آن است. هر روز آمارهای متفاوتی از نرخ بیکاری کشور منتشر می شود که گاهی این نرخ را کم و گاهی زیاد تر از روز پیش نشان می دهد. هر دولتی هم اصرار دارد که در امر اشتغال زایی به موفقیت های چشمگیری دست یافته و میلیون ها فرصت جدید شغلی به وجود آمده است. به همین خاطر برای حل این شبهات به سراغ حسین راغفر اقتصاد دان ایرانی و استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا رفتیم تا به سوالات ما در این زمینه پاسخ دهد.

در زیر گفت‌و‌گوی خبرنگار شفاف را با حسین راغفر می خوانید:


آقای راغفر، لطفا تعریفی علمی از بیکاری ارائه دهید؟ معیاری که مرکز آمار از آن با عنوان نرخ بیکاری استفاده می کند چیست؟

ملاک تشخیص اشتغال بستگی به تعریفی دارد که از اشتغال می شود و برای اشتغال و بیکاری تعاریف متفاوت و مختلفی دارد. به طور کلی وقتی فردی از 36 ساعت تا 42 ساعت با توجه به ساعات کاری در کشورهای مختلف در هفته کار می کند به عنوان یک شغل تمام وقت محسوب می شود و کسانی که کمتر از این ساعت کار می کنند جزو اشکال اشتغال ناقص هستند. مثلا اگر فردی از 16 تا 6 ساعت در هفته کار کند به نوعی اشتغال ناقص تلقی می شود.

تعریفی که امروز از اشتغال می شود عملا تعریف اشتغال نیست ، این تعریف بیکاری مطلق است. یعنی اگر کسی در طول یک هفته بیشتر از یک ساعت هم کار نکرده باشد به عنوان فرد مطلقا بیکار تلقی می شود، نه به عنوان این که شغل دارد و هر کسی که بیشتر از یک ساعت مثلا بیشتر از 10 ساعت در هفته کار می کند نمونه اشتغال ناقص محسوب می شود.

پس تکلیف نرخ بیکاری هایی که این روزها اعلام می شود چیست؟


این آمارهایی که اعلام می کند نرخ بیکاری 15 درصد است اولا این آمار از کل کشور داده می شود و بین دو جنسیت زن و مرد است و این 15 درصد از افراد بیکار تنها از میان افرادی که واجد شرایط اشتغال بین سنین 15 تا 64 سال شمارش می شوند و آماری که از افراد شاغل نیز گرفته می شود کسانی هستند که حتی 1 ساعت هم کار نمی کنند. در واقع این آمار نرخ بیکاری مطلق در بین افراد است و اگر کسانی که کمتر از 44 ساعت در هفته کار می کنند یعنی همان اشکال مختلف اشتغال ناقص را به این طیف اضافه کنیم حدود 38 درصد خواهد شد.

بنابراین نرخ بیکاری و اشتغال بستگی به این دارد که چطور آنها را تعریف کنیم و کدام یک از تعاریف موجود از بیکاری و اشتغال را اختیار کنیم با توجه به این تعاربف نرخ بیکاری و اشتغال در کشورمان می تواند متفاوت باشد.

این اشکال مختلف بستگی به سنین مختلف یا برای گروه های سنی مختلف با تخصص های مختلف و یا در نوع مشاغل مختلف در نظرگرفته می شود. مثلا نرخ بیکاری جوانان، از سنین بین 15 تا 24 سال یا بین سنین 15 تا 24 سال که معمولا جمعیت بیشتری را دارند در نظر گرفته می شوند. یا بیکاری زنان یا بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی که مدارج عالیه تحصیلی دارند،بین این شاخص ها نرخ بیکاری بسیار متفاوت است و از قضا در بین جوانان تحصیل کرده این نرخ بسیار بالا است. در هر صورت نرخ بیکاری و اشتغال بستگی به تعاریفی دارند که از آنها ارائه می شود.

مرکز آمار از کدام یک از معیارها برای ارائه آمار یا سرشماری بیکاران استفاده می کنند؟

باید سنین 15 تا 64 به عنوان دامنه بین الملی برای سرشماری نرخ بیکاری و اشتغال در نظر گرفته شود. منتهی در ایران سنین 10 تا 64 سال را به عنوان یکی از شاخصه های نرخ بیکاری در نظر می گیرند که این مغایرت با قانون اساسی دارد به این معنا که بر طبق قانون اساسی آموزش برای سنین 10 سال اجباری است و در بسیاری از کشورها کودکان بخصوص کودکانی در سنین 10 سال باید در مدرسه باشند و اگر پلیس کودکی را در حال انجام کار ببیند دستگیرش می کند و پدر و مادر او را به دادگاه فرا می خواند. اما در مملکت ما به حمد الله تعالی از تصدق سر مسئولین کشور که خیلی خوب مدیریت می کنند، این که کودکی در سن 10 سالگی کار می کند اهمیت ندارد چرا که فرزندان هیچ کدام از مسئولین ما بیکار نیستند و دست فروشی نمی کنند و سر چهار راه ها برای یک لقمه نان نمی ایستند.

مبنای ساعت کاری نیز در ایران برای تعیین نرخ بیکاری همان یک ساعت اشتغال در هفته است و این یعنی بیکاری مطلق و بهتر است که نرخ مرکز آمار را این گونه تعریف کرد. نرخ اشتغالی که مرکز آمار از بیکاران می دهد به معنی این نیست که بقیه جمعیت کشور شاغل هستند.

بیکاری تعاریف فنی تری هم دارد به عنوان مثال گروه هایی هستند که باید آمادگی برای کار کردن هم داشته باشند که به آن نرخ مشارکت می گویند مثلا در ایران از بین زنان 15 تا 64 ساله افرادی که آمادگی برای مشارکت در کار و اشتغال دارند زیر 20 درصد است بنابراین نرخ بیکاری براساس این نرخ مشارکت تعیین می شود نه براساس جمعیت خانواری که در این سن وجود دارند یعنی اگر بخواهیم براساس جمعیت محاسبه کنیم این نرخ بیکاری به 60 الی 70 درصد می رسد.

آیا این شاخصی که مرکز آمار برای شمارش بیکاران استفاده می کند شاخص جهانی است؟

نه قطعا این طور نیست. در کشورهای دیگر برای نرخ بیکاری گزارش های مختلفی ارائه داده می شود و گزارش مرکز آمار فقط مختص ایران است و بسیاری از جاهای دیگر دنیا وقتی از بیکاری تعریف می شود به طور اخص گفته می شود که چه نوع اشتغالی و با چه ساعت کاری مد نظر است.

یکی از وعده های رئیس جمهور در انتخابات کاهش نرخ بیکاری در کشور بوده است، با توجه به فعالیت یک ساله دولت آیا در این زمینه کم کاری صورت نگرفته است؟

چیزی که من می گویم توجیه وضعیت کنونی در حیطه اشتغال و بیکاری جوانان نیست اما یکی از توجیهاتی که دولت کنونی دارد بحران های عظیمی است که دولت قبلی برای این دولت به ارث گذاشته است از  بدهی های مالی گرفته تا کمبود منابع . اما مشکل دیگری که دولت با آن روبرو است نبود برنامه مناسب برای مقابله و رفع این مشکل است.

رئیس جمهوری در سخنانی گفته بودند که کشور ظرفیت ها  و توانایی زیادی در زمینه اشتغال زایی دارد، آیا از این ظرفیت ها تا برای رفع معضل بیکاری استفاده ای کرده اند؟

البته کشور ظرفیت های بزرگی برای اشتغال دارد و لازمه آن سرمایه گذاری است. باید سرمایه گذاری شود تا فرصت های شغلی خلق شود. در غیر این صورت با وجود همه این ظرفیت ها و توانایی ها رفع این مشکل امکان پذیر نیست و هنوز این اتفاق رخ نداده است.

آقای روحانی در سخنانشان رفع مشکل بیکاری را در انبساط در تقاضا و انقباض در عرضه و انعطاف در محیط پرداخت بیمه بیکاری می دانند، آیا مشکل بیکاری در ایران با این موارد حل شدنی است؟ دلیل اصلی این بحران بیکاری چه می تواند باشد؟

این که رفع مشکل بیکاری در چه چیزهایی است تا این که چه اقداماتی می تواند در این زمینه انجام شود تفاوت زیادی دارد و مشکلات زیادی بر سر راه آقای روحانی وجود دارد. علاوه بر آن مشکلات زیادی هم بر سر راه اشتغال زایی دولت وجود دارد. یکی از آنها حضور نهادها و موسسات مالی و اعتباریی است که متعلق به نهادهای نظامی و انتظامی است و این ها یکی از اصلی ترین موانع ایجاد شغل در کشور است.

منابع خرد مردم را جمع می کنند و به جای این که این پول و سرمایه وارد بخش سرمایه گذاری شود وارد دلالی و صفته بازی و فروش و ربای بانکی می شود و تورم و افزایش قیمت ها را سبب می شوند. بنابراین این دولت نیست که به تنهایی تورم را ایجاد می کند و در مقابل هم به تنهایی این تورم را از سر راه بر دارد. این موسسات مالی نقش بسزایی در ایجاد تورم در کشور دارند و دولت هم نمی تواند کار جدی برای مقابله با آنها انجام دهد.

رئیس جمهور نمی تواند این موسسات را از سر راه بردارد یا نقش آنها را  کم رنگ تر کند؟

آقای روحانی چه کاری می تواند انجام دهد. باید با مسئولان مربوط صحبت کند و به آن ها اعلام کند که چرخ ملکت با این وضع نمی چرخد. به نظر من این می تواند کم کاری آقای روحانی باشد. اما ما نمی دانیم شاید آقای روحانی با  مسئولان این مشکل را در میان گذاشته اند. ولی بدون حل مسئله انعقادهای مالی و بانک های خصوصی که سرطان اقتصاد کشور هستند هیچ چیزی از جمله مسئله بیکاری در ایران حل نمی شود.

آیا بیمه بیکاری طرح خوبی برای بیکاران در ایران است؟

بیمه بیکاری زمانی خوب است که شما شغل در جامعه خلق کنید تا این افراد بعد از مدتی سرکار بروند. نه این که به عده ای پولی بدهید که نیاز آنها بدون انجام کار بر طرف شود. بیمه بیکاری باید طرحی موقتی باشد تا افراد مشمول این بیمه بعد از مدتی خود به بازار کار بروند. اگر این طرح نیز مانند طرح هدفمندی سایر منابع کشور را ببلعد و فرصت های شغلی را از بین ببرد آن نفعی ندارد.

چرا این روزها انتقادها در خصوص نرخ بیکاری به دولت بیشتر شده است؟

هر چند دولت تنها یک سالی بیش نیست که بر سر کار آمده است اما با وجود این تا این زمان باید اقداماتی در زمینه اشتغال انجام می گرفت و دلیل انتقادات هم همین است. زمانی که آقای احمدی نژاد مملکت را نابود کرد کسی حرفی نمی زد و اعتراضی هم نمی شد بنابراین اگر در ان زمان هم اعتراضات صورت می گرفت امروز ما هم اعتراضی در این زمینه نداشتیم. نقد همیشه خوب است نه آن زمانی که مملکت را چپاول کردند و کسی چیزی نگفت و اگر کسی هم چیزی می گفت می گفتند،دارند تختعه و سیاه نمایی می کنند.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۶:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۷
1
7
دولت یازدهم هم به مردم دروغ گفت قراربود

100روزه مشکلات معیشت مردم بهتر شود که نشد؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۷:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۷
ویرانی ساده است و 8 سال به عمد پول و سلامت و اعتماد مردم به هدر رفت و با شعار 100 روز درست نمیشه اساسا با شعار هیچ چیزی درست نمیشه
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۷:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۸
من ساده ام باور میکنم
عباس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۰:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۷
0
10
من با مدرک کارشناسی ارشد 3 ساله بیکارم واقعا راست گفتین کدوم مسئول به فکر ماست چند تا آزمون قبول شدم توی همه این آزمونها تو مرحله مصاحبه پارتی دارا رو اولویت دادن خدایا چقدر تبعیض و چقدر بی عدالتی
من از اونایی که حق من و امثال من رو ضایع کردن نمی گذرم و به تو واگذارشون می کنم خودت ما رو به حقمون برسون
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۷:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۸
0
5
این یک مقاله خوب بود ولی کامنت گذار های پول بگیر تشریف ندارن این جمله از نظرات جالب بود :توی همه این آزمونها تو مرحله مصاحبه پارتی دارا رو اولویت دادن خدایا چقدر تبعیض و چقدر بی عدالتی