کد خبر: ۳۸۱۶۱۰
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۴
تبیین بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب؛

شفاف؛ امین بختیاری- بیانات رهبری معظم انقلاب اسلامی در جمع مردم آذربایجان صراحت ویژه ­ای داشت. صراحتی که به روشنی، جریان­هایی را خطاب قرار می­ داد که هم نوا با جریان­های خارجی، بی اعتباری نظام اسلامی و نهادهای قانونی برآمده از آن را دنبال می­کنند و برای ایجاد بدعت در چرخه­ های مرسوم و طبیعی سیاست ورزی در کشور تلاشی مستمر دارند. به نظر میرسد اکنون جریانی که از مدتها پیش موضوع «اعتبار زدایی» از شورای نگهبان را با دست مایه قرار دادن موضوعاتی چون تحریف کلید واژه حق الناس،‌رایزنی با شورای نگهبان، طرح مجدد موضوع نظارت استصوابی، تخریب شخصیت اعضای شورای نگهبان، دوگانه سازی بین شورای نگهبان و مراجع عظام تقلید، تهمت جانبداری شورای نگهبان از جریان­های خاص و... پیش کشیده بود، بهتر و آسان تر قابل شناسایی باشد.

شفاف؛ امین بختیاری- بیانات رهبری معظم انقلاب اسلامی در جمع مردم آذربایجان صراحت ویژه­ ای داشت. صراحتی که به روشنی، گروه­ها و جریان­هایی را خطاب قرار می­داد که هم نوا با جریان­های خارجی، بی اعتباری نظام اسلامی و نهادهای قانونی برآمده از آن را دنبال می­کنند و برای ایجاد بدعت در چرخه­ های مرسوم و طبیعی سیاست ورزی در کشور تلاشی مستمر دارند.

صحبت های رهبری در فاصله­ ی اندک باقی­مانده تا زمان انتخابات به مانند شاقولی است دقیق که سره را از ناسره مشخص می­کند و تصویر روشن و جامعی را روبروی ملت ایران قرار می­دهد تا با عقلانیت و بصیرت،‌ بر اساس معیارهای ارائه شده، دست به انتخابی هوشمندانه بزنند. در ادامه به تبیین محورهای اصلی این بیانات خواهیم پرداخت.


ایجاد غفلت؛ راهکار دشمن

1. «دشمن درصدد آن است که افکار عمومی ما را از اهداف خود و نیّات پلید خود غافل نگه دارد»؛ تاکید بر راهکار دشمن مبنی بر ایجاد غفلت در بین مردم از اولین موارد مورد اشاره رهبر انقلاب است. چیزی که ایشان بارها و بارها به آن اشاره کرده اند « در حال حاضر بعضیها حساسند روی کلمه‌ی دشمن، که چرا شما میگوئید دشمن؛ چرا هی تکرار میکنید دشمن. خوب، تکرار هم میکنیم و باز بعضی اینجوری دچار غفلت میشوند، نمیفهمند که دشمن دارد با آنها چه کار میکند؛ این همه هم میگوئیم و نمیشود! اگر نمیگفتیم، چه میشد»(1)

2. تاکید رهبر انقلاب در واقع بر ماهیت پنهان، نرم و خزنده استراتژی­های دشمنان نظام اسلامی اشاره دارد. استراتژی­هایی که باید آنها را ناظر به راهکارهای نوین نفوذ دشمن در درون نظام اسلامی دانست. حساسیت رهبر انقلاب در زمینه تلاش دشمن بر ایجاد غفلت در بین مردم همان است که ایشان از آن به عنوان «تغییر سیرت انقلاب اسلامی» یاد می­کنند« اگر مغزهای حقیقی و بخشهای اصلىِ هویت واقعی جمهوری اسلامی از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرىِ جمهوری اسلامی خیلی کمکی نمیکند؛ اصل قضیه این است که مراقب آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. تغییر سیرت، تغییر آن هویت واقعی، بتدریج و خیلی آرام حاصل میشود. توجه بعضیها به این، غالباً جلب نمیشود، یا خیلیها توجهشان جلب نمیشود. یک وقتی ممکن است همه متوجه شوند، که کار از کار گذشته باشد. خیلی باید دقت کرد. نظام اسلامی، نظام اسلامی است در ظاهر و باطن؛ نه فقط نظام اسلامی در ظاهر». (2)

3. بر مبنای همین چارچوب نظری است که رهبری انقلاب معتقد است آنچه که در دشمن ثابت است صفت دشمنی اوست و چیزی که تغییر می­کند روش­های اعمال و نفوذ این دشمنی در جمهوری اسلامی است. در واقع اگر روزگاری تغییر ساختارهای صوری و محتوایی انقلاب اسلامی به طور توامان در دستور کار دشمن بود، امروز با ناامیدی از کاربرد این راهبرد،‌ راهبرد تغییر نرم یا آنچه که در کلام رهبری، تغییر سیرت انقلاب و نهادهای انقلابی نامیده میشود در دستور کار قرار گرفته است؛ راهبردی که غفلت جامعه هدف از تغییرات،‌ از مهمترین ویژگیهای آن محسوب می­شود « تغییر باطن و سیرت به معنای تغییر انگیزه ها، شعارها، معارف انقلابی و اهداف بزرگ است، در چارچوب اهداف جنگ نرمِ دشمن، باقی ماندن نام «جمهوری اسلامی» و حتی حضور یک معمم در رأس آن مهم نیست، مهم آن است که ایران تأمین کننده اهداف امریکا، صهیونیسم و شبکه قدرت جهانی باشد. در این جنگ، جامعه هدف، دچار خواب آلودگی و عدم احساس حمله است و هدف، استحاله جمهوری اسلامی ایران و تغییر باطن و سیرت، با حفظ صورت و ظاهر آن است». (3)

تعبیر اندیشکده ­های آمریکایی در چند سال اخیر از مکانیزم نفوذ آمریکا در سیاستهای ایران بر همین اصل استوار است. آنجا که اندیشکده بروکینگر در مورد اهداف برجام از نظر دولت اوباما میگوید:«هدف آمریکا از برجام،‌قدرت یافتن میانه روها برای «نفوذ» بر سیاستهای پیچیده ایران است». (4)، در واقع اشاره به چنین رویکردهایی دارد.

تخریب شورای نگهبان؛ مصداقی برای تلاش در جهت تغییر «سیرت» نهادهای انقلابی

4. رهبر انقلاب تلاش دشمن برای تخریب شورای نگهبان را این گونه به تصویر می­کشند: «یکی از کارهایی که آنها امروز بجد دنبال میکنند این است که شورای نگهبان را تخریب کنند؛ آمریکایی‌ها از اوّل انقلاب با چند نقطه‌ی اساسی در کشور و در نظام جمهوری اسلامی بشدّت مخالف بودند که یکی‌اش شورای نگهبان بود؛ سعی کردند، و از بعضی افراد داخلی غافل و بی‌توجّه هم سوءاستفاده کردند بلکه بتوانند بساط شورای نگهبان را جمع کنند -البتّه نتوانستند و نمیتوانند- حالا درصددند تصمیم‌های شورای نگهبان را زیر سؤال ببرند. معنای این کار چیست؟ وقتی تصمیم‌های شورای نگهبان زیر سؤال رفت و ادّعا شد که اینها غیر قانونی است، معنایش این است که انتخاباتی که پیش رو است، غیر قانونی است؛ وقتی انتخابات غیر قانونی شد، برخلاف قانون شد، نتیجه‌اش این است مجلسی که بر اساس این انتخابات تشکیل خواهد شد، غیر قانونی است؛ معنای غیر قانونی بودن مجلس این است که در طول چهار سال هر قانونی که در این مجلس بگذرد، اعتبار ندارد و بی‌اعتبار است؛ یعنی کشور را چهار سال در خلأ مجلس و خلأ قانون نگه داشتن؛ معنای تخریب شورای نگهبان این است.» رهبری پس از آنکه به تغییر راهبرد دشمن از برچیدن کامل شورای نگهبان به زیر سوال بردن تصمیمات آن اشاره می­کنند، نتایج زیر سوال بردن این تصمیمات را به صورت روندی ادامه دار به خوبی روایت میکنند:

5. تخریب شورای نگهبان و بدعت در مواجهه با تصمیمات این شورا، همان گونه که رهبری نیز اشاره میکنند از اوایل انقلاب آغاز شد. این موج از نخستین دوره‌های برگزاری انتخابات در ایران شکل گرفت. جایی که پس از رد صلاحیت برخی افراد، آنها به سراغ چهره‌های برجسته نظام می‌رفتند و از طریق گرفتن توصیه‌نامه از آنها می‌کوشیدند نظر شورای نگهبان را تغییر دهند. در این میان شاید مهم‌ترین اقدام تخریبی علیه شورای نگهبان به ماجرای تحصن نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به رد‌صلاحیت‌های صورت گرفته برای انتخابات مجلس هفتم باز‌می‌گردد. این تحصن در تاریخ 21 دی 1382 آغاز شد و تا 17 بهمن همان سال ادامه داشت و تحصن‌کنندگان تلاش می‌کردند از این طریق با تحت فشار قرار دادن شورای نگهبان بتوانند تأیید صلاحیت نامزدهای مورد علاقه خود را از این شورا دریافت کنند. نکته جالب آنجا بود که به رغم آنکه مقام معظم رهبری دستور تجدید بررسی صلاحیت‌ها را صادر کردند‌ اما با این وجود متحصنین، در مقابل این انعطاف رهبری نیز از خواسته‌های خود کوتاه نیامدند و حتی اقدام به استعفا از سمت نمایندگی کردند.

نمونه بارز دیگر تلاش برای ایجاد فشار به شورای نگهبان را می‌توان در ماجرای تشکیل کمیته صیانت از آرا در جریان انتخابات سال 88 جست‌وجو کرد؛ روندی که از طریق آن به دنبال ایجاد تشکیک در سلامت انتخابات و تخریب شورای نگهبان به عنوان نهاد ناظر بر سلامت انتخابات بودند.

6. در مورد انتخابات اخیر جریان اعتدال و اصلاحات در حرکتی مشترک از مدت­ها پیش موضوع «اعتبار زدایی» از شورای نگهبان را با دست مایه قرار دادن موضوعاتی چون تحریف کلید واژه حق الناس،‌رایزنی با شورای نگهبان، طرح مجدد موضوع نظارت استصوابی، تخریب شخصیت اعضای شورای نگهبان، دوگانه سازی بین شورای نگهبان و مراجع، تهمت جانبداری شورای نگهبان از جریان­های خاص و... پیش کشیده بودند.

پس از آن که رهبری در خرداد 92 به اهمیت رعایت حق الناس در انتخابات تاکید کردند، این جریان با سو استفاده از این مفهوم تلاش کرد تا تفسیری خود ساخته از آن ارائه دهد که در آن به صورت یک سویه، تنها شورای نگهبان بود که سیبل حملات قرار می گرفت. تحریف مفهوم حق الناس در طی دو سال اخیر سیاست مستمر این جریان بوده است. برگزاری همایشهای مختلف در سراسر کشور از سوی احزاب این جریان با عناوینی چون «تشریح مفهوم حق الناس» با حضور کواکبیان و موسوی بجنوردی ، «انتخابات، حق الناس و مشارکت حداکثری» در شیراز با سخنرانی کرباسچی و تولید انبوهی از مطالب، مصاحبه­ها و گزارشها در این رابطه از اقداماتی بود که این جریان برای تحریف مفهوم حق الناس انجام دادند.

7. در این میان هاشمی رفسنجانی پدر معنوی این جریان نیز در دیدارهای گاه و بیگاه خود همین روند را ادامه می‌دهد. سایت او که علاقه‌ای ندارد متن سخنان او را منتشر کند با «مین‌» خواندن «ردصلاحیت شورای‌نگهبان» بخشی از صحبتهای او را اینگونه روایت میکند: «هاشمی می گوید بهترین راه بیمه کردن آینده نظام همین انتخابات است. همه چیز هم مهیاست، برای تحقق یک مشارکت تاریخی مردمی. انجامش هم فقط یک شرط دارد. «رعایت حق النّاس». تا جلوی رأی دادن میلیونی مردم گرفته نشود. تا فضای رقابتی محدود نشود. تا به ملّت القاء نشود که ارکان نظام در پی رأی آوردن عده ای خاص اند که مردم، آنها را نمی خواهند. حرف «اوّل و آخر» هاشمی فقط یک جمله است. " همه باید بگذارند! هر چه که مردم می خواهند، همانطور شود". که اگر نگذارند هم خود مدیون حق النّاس می شوند و هم نظام را بسوی گردنه سخت دیگری هل می دهند.» (5)

حجم این فعالیتهای تخریبی علیه شورای نگهبان و مفهوم حق الناس به حدی بود که رهبری در چند نوبت نسبت به این موضوع تذکر دادند. رهبری درست چند روز پس از این اظهارات با اشاره به سو استفاده از مفهوم حق الناس بیان کردند:« انتخابات را نباید خراب کرد. بعضی‌ها خوششان می‌آید و کأنّه عادت دارند که از نزدیکی انتخابات، دائم بر کوس نامطمئن بودن انتخابات بدمند؛ عادت کرده‌اند. این خیلی عادت بدی است، مرض بدی است، چرا؟ خب در زبانها هم زیاد تکرار میشود که فلانی گفته انتخابات حقّ‌النّاس است و حقّ‌النّاس است و مدام تکرار میشود؛ منتها خب باید به عمق این حقّ‌النّاس برسیم. یکی از حقوق مردم، رعایت حقّ این داوطلبی است که می‌آید و وارد این میدان میشود و نامزد انتخابات میشود که اگر آدم صالحی است، ما او را رد نکنیم، میدان بدهیم به اینکه او بیاید. نقطه‌ی مقابلش هم همین‌جور است؛ اگرچنانچه آدم ناصالحی است، راهش ندهیم؛ اگرچنانچه در این مجلس -حالا چه مجلس خبرگان، چه مجلس شورای اسلامی، چه در هرجایی که انتخابات هست- آدمی باشد که صلاحیّت قانونی ورود در اینجا را نداشته باشد و ما از این اغماض کنیم،صرف‌نظر کنیم، رعایت نکنیم، دقّت نکنیم و او وارد بشود، این هم باطل کردن حقّ مردم است، خراب کردن حقّ مردم است؛ این هم ضدّ حقّ‌النّاس است.» (6)

هاشمی همچنین در موارد متعدد دیگری شورای نگهبان را به طرق مختلف مورد انتقاد قرار میدهد. وی در اجلاس روسای آموزش و پرورش در مرداد ماه سال جاری گفت « در دوره قبل که دولت و شورای نگهبان و نیروهای امنیتی می‌خواستند از انتخاب درست جلوگیری کنند، ناگهان مردم متحول شدند و این انتخاب آنها را ترساند». (7) با این همه شاید جدی ترین و بی پرواترین نمود عصبانیت هاشمی از شورای نگهبان آن جایی باشد که وی پس عدم تایید صلاحیت سید حسن خمینی به شدت بر آشفت و این چنین سخن گفت: « عده‌ای صلاحیت شخصیتی که اشبه جدش امام خمینی است را قبول نمی‌کنند، باید از آنها پرسید پس شماها خودتان صلاحیت خودتان را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما صلاحیت داده است، چه کسی به شما اجازه قضاوت داده است، چه کسی به شما اختیارات، اسلحه، تریبون، تریبون نماز جمعه و صدا و سیما داده است؟ اگر امام نبود، اگر آن نهضت نبود، اگر آن اراده مردمی نبود شماها هم نبودید؛ به بیت امام بد کردید و زمانی که باید در این دوران به بیت امام تبریک می‌گفتید تبریک بدی گفتید خداوند از سر تقصیرتان بگذرد و باید عذرخواهی کنید.» (8) سخنانی از سر عصباینت و بی منطق که باعث شد حتی عده­ای از درون اردوگاه اصلاح طلبان نیز به تقبیح این رفتار هاشمی بپردازند. انتقادات تند عباس عبدی و محمد علی ابطحی تنها بخشی از این موارد است. همه این اظهارات هاشمی رفسنجانی علیه شورای نگهبان و نهادهای نظارتی در حالی است که خود او توسط همین مکانیسم نظارتی شورای نگهبان تایید صلاحیت شده است. طرفه آنکه هاشمی خود از سوی اصلاح طلبان به نقش داشتن در رد صلاحیت­­های برهه­ی خاصی از تاریخ انقلاب متهم است. علی تاجرنیا در همه زمینه می گوید:« آقای هاشمی به نوعی نماد جریانی بود که در دوران مدیریتش سعی شده بود در مقابل توسعه سیاسی مقاومت کند؛ به هر حال ما نباید فراموش کنیم که نظارت استصوابی با حمایت آقای هاشمی شکل اجرای به خود گرفت و نباید از یاد ببریم که در انتخابات خبرگان سال 69 با حمایت آقای هاشمی رد صلاحیت ها انجام گرفت. بنابراین جریان تحول خواه در آن مقطع آقای هاشمی را نماد مقاومت در برابر توسعه سیاسی تلقی و به ایفای نقش مؤثر در محدود شدن حقوق ملت و تمرکز دادن به نهادهای عالی و اجرایی توسط ایشان تاکید می کرد.» (9)

8. در کنار رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، اما رییس جمهور نیز در این پروژه نقش داشت. رییس جمهوری که به نظر میرسد بیش از اندازه احساس مسئولیت میکند و برای ادای دین خود به جریان اصلاح طلب، مجبور است تا فراتر از آنچه نقش اجرایی و حقوقی واقعی او ایجاب میکند، ایفای نقش کند.

روحانی تا پیش از اعلام نتایج صلاحیتها، زمینه­های انتقاد از شورای نگهبان را فراهم میکرد. در این شرایط وی رویکرد منتقدانه نرمی به شورای نگهبان داشت. در این تاکید وی معتقد بود« هیچ کسی نباید خود را مستثنی از سوال ملت بداند. البته حالا نقد برخی از قوا و برخی از نهادها یک مقدار مشکل است فعلا از دولت و رئیس جمهوری شروع کنید.» (10)در همین سخنرانی است که وی رسالت دانشجو را نقد قدرت می داند و پس از آن با اشاره به نظر خود در مورد شورای نگهبان، با رد نظارت استصوابی، شورای نگهبان را تنها ناظر می داند. روحانی این رویه را تا اعلام نتایج صلاحیتها ادامه میدهد.

با اعلام نتایج صلاحیت، روحانی اکنون بی پرده تر سخن میگوید. وی در واکنش به رد صلاحیتها این گونه بر می آشوبد:« چرا در انتخابات آدرس غلط به مردم می‌دهیم و چرا دو اصل را چسبیده‌ایم و بقیه اصول را کنار قرار داده‌ایم. این افراد می‌خواهند در مجلس چه کنند؟» (11) در همین سخنرانی است که روحانی بدعتی عجیب را به میان می­آورد و اعلام میکند که صلاحیت اصلی را باید مردم تشخیص دهند و این موضوع باید در آینده در قانون اساسی بررسی شود! روحانی همچنین بر این موضوع تاکید دارد که اگر قرار است انتخابات فقط بین اعضای یک جناح برگزار شود چرا انتخابات برگزار کنیم؟ این گونه است که روحانی مستقیما در برابر شورای نگهبان می ایستد.

روحانی اما پا را از این هم فراتر میگذرد و در جریان گفتگوی تلویزیونی با مردم این چنین اعتبار نهادهای نظارتی را زیر سوال می­برد:«گاهی خوب کار می کنیم اما به گونه ای عمل می کنیم که در مردم بی خود شائبه ای ایجاد می شود. نباید شائبه مهندسی شدن انتخابات در ذهن هیچ کسی پیش بیاید.» (12)

در کنار چنین اظهارات ساختار شکنانه­ای، طرح مساله «رایزنی»- به عنوان یک روش غیر مرسوم در چرخه قانونی تایید صلاحیتها- نیز از دیگر بدعت­هایی بود که روحانی از آن پرده برداشت. روحانی که به گفته خود به دنبال تسری مدل برجام در عرصه داخلی است پس از نتایج تایید صلاحیتها، قول داد که از حداکثر توان خود برای رایزنی با نهادها و مسولان در جهت احقاق حقوق افراد استفاده کند. رسانه­های این جریان که در همین راستا موضوع «برجام داخلی» به نقل نوشته­های خود تبدیل کرده بودند، در این ایام از تیتر «برجام ناتمام» در اشاره به رد صلاحیتهای گسترده توسط شورای نگهبان اشاره کردند.

9. در کنار شخصیتهای برجسته این جریان، همان گونه که ذکر شد نباید از نقش رسانه­ها و تریبون­های این گروه نیز غافل شد. این رسانه های با بازنمایی سخنان شخصیتهای سیاسی، منتقدان و تحلیلگران نقش ویژه ای در ایجاد حس بدبینی به شورای نگهبان ایفا کردند. ایجاد دوگانه شورای نگهبان- مرجعیت تنها یکی از مانورهای سیاسی بود که در جریان تلاش برای تایید صلاحیت سید حسن خمینی به صورت زنجیره ای در بین همه رسانه های این جریان دیده میشد.

این رسانه ها همچنین تلاش ویژه­ای داشتند تا با گسترده نشان دادن رد صلاحیتها،‌ انتخابات را بی معنا جلوه دهند. فاطمه هاشمی در همین زمینه میگوید: « با این ردصلاحیت ها، مردم به چه کسی رای بدهند؟» (13)

دامن زدن به شایعات بی پایه و اساس و حاشیه سازی برای ساختار دورنی شورای نگهبان در جریان رد صلاحیتها نیز از دیگر اقدامات این جریان است. عبدالله ناصری فعال اصلاح طلب در این زمینه بی هیچ منطقی این گونه سخن میگوید: « ما حتی شاهد بروز مخالفت‌هایی درون شورای نگهبان در قبال این رد صلاحیت‌ها هستیم و تا جایی که من خبر موثق دارم، دلیل استعفای سخنگوی شورای نگهبان هم اعتراض به این مساله بوده است.» (14)

این جریان همچنین با تهمت زدن به حاکمیت – که نام جایگزین این جریان برای نظام و رهبری است- از عزمی سازمان یافته در جریان رد صلاحیتها سخن گفتند: « شواهد و قراین حاکی از آن است که عزم طرف مقابل برای یکدست کردن حاکمیت جدی است.» (15) و بر همین اساس با تکرار ادعاهای کهنه، مهمترین موضوع در انتخابات آتی را حفظ نهاد انتخابات دانستند: «اما آنچه در این دوره از هر چیز مهم‌تر است، اینکه باید از «نهاد انتخابات» حفاظت کنیم. نباید اجازه دهیم نهاد انتخابات بلا موضوع شود. به تعبیر دیگر، در این انتخابات مشخص خواهد شد که حاکمیت قرار است روی ریل قانون اساسی حرکت کند و یا آنکه روی ریل دیگری خواهد افتاد.» (16)

برخی نیز همچون حسین مرعشی بی هیچ مبنا و منطقی و در تحلیلی کاملا سیاست زده، رد صلاحیتها را، آغاز رقابت انتخاباتی با روحانی می دانند:« در مورد آقای روحانی هم، با ردصلاحیت گسترده نامزدهای اصلاح­طلب و اعتدالگرای حامی دولت عملاً رقابت­های انتخابات ریاست­جمهوری 96 را با ایشان آغاز کرده­اند.» (17)

10. به نظر میرسد اکنون آسان­تر میتوان مخاطبان سخنان رهبری را شناسایی کرد. مخاطبانی که رهبر انقلاب با اتخاذ حسن ظن نسبت به آنها و سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی، آنها را غافل و ناملتفت می­نامند. پرسش اینجاست که آنان (هاشمی رفسنجانی) که معتقدند« به نظر من انتخاب شخص آيت الله سيد علي خامنه‌اي چنان كه در شرايط بسيار حساس و خطير سال 68 بهترين و مناسب‌ترين انتخاب بود امروز نيز ايشان بهترين گزينه مناسب براي اين مسند هستند»،(18) آیا اکنون در عمل نیز می­توانند این اعتقاد نظری خود را اثبات نمایند؟

ترسیم شاخص­ه‌های مجلس مطلوب

11. از دیگر محورهای سخنان رهبری ترسیم شاخص­های مجلس مطلوب بود. رهبری در اهمیت مجلس، نخست به نقش ریل گذاری آن برای دولت اشاره میکنند وسپس شاخصه یک مجلس مطلوب و نامطلوب را این چنین بر می شمرند: « اگر چنانچه مجلس به دنبال رفاه مردم، عدالت اجتماعی، گشایش اقتصادی، به دنبال پیشرفت علم، پیشرفت فنّاوری، به دنبال عزّت ملّی و استقلال ملّت باشد، ریل‌گذاری او به سمت این هدفها خواهد بود؛ اگر مجلس مرعوب غرب باشد، مرعوب آمریکا باشد، دنبال حاکمیّت جریان اشرافی‌گری باشد، ریل‌گذاری او در این جهت ها خواهد بود؛ کشور را بدبخت خواهند کرد.»

کلید واژه اشرافی گری به روشنی، شاخص را به دست نخبگان و مردم می­دهد تا بتوانند انتخابی دقیق داشته باشند. اشاره­ی رهبر انقلاب در مورد حاکمیت جریان اشرافی گری آن قدر صریح هست که مخاطب آن مشخص باشد.

12. رهبر انقلاب در مورد اهمیت مجلس خبرگان نیز این گونه بیان میکنند: « مجلس خبرگان آن مجلسی است که در وقت لازم رهبر را معیّن میکند؛ اگر مردمی باشند دلبسته‌ی به انقلاب، دلباخته‌ی ملّت، آگاه از توطئه‌های دشمن، ایستاده و پایدار در مقابل دشمن یک‌جور عمل میکنند، اگر خدای نکرده این چیزها نباشد، جور دیگری عمل میکنند. لذا الان دشمن بر روی مجلس خبرگان هم حسّاس است.»

موضوع مجلس خبرگان رهبری از موضوعاتی بود که در این دوره حواشی مختلف حول آن شکل گرفته بود. مساله ورود سید حسن خمینی به عرصه انتخابات خبرگان در کنار صحبت­هایی پیرامون شورایی شدن رهبری،‌ حیطه نظارتی خبرگان بر رهبری و ترکیب و وظایف آینده خبرگان که از سوی هاشمی رفسنجانی در جریان گفتگو با رسانه­ها مطرح شد از موضوعاتی بود که چالشها در مورد انتخابات خبرگان را بالاتر برد. سخنان هاشمی در این باره در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا خیلی زود مورد توجه رسانه­های داخلی و خارجی قرار گرفت. به طوری که گاردین با اشاره به سخنان هاشمی بیان کرد که وی «تابوی حرف زدن علنی درباره جانشینی رهبری را در جمهوری اسلامی شکست» . (19)

هاشمی که با اظهارات شاذ خود نوعی چرخش رویکردی و گفتمانی را نمایان می کرد تا باعث شد برخی تحلیل گران از درون جریان اصلاحات اعتدال، این گونه در مورد او سخن بگویند:« رفسنجانی که زمانی به‌عنوان عضو جامعه روحانیت مبارز و حتی حزب جمهوری اسلامی قابل‌تعریف و در جبهه حامیان و منادیان اسلام فقهایی بود، در گفتارهای متأخر خود آشکارا از «روشنفکری دینی» سخن می‌گوید و از کارکردها و راهکارهای این گرایش فکری-سیاسی در حل مسائل اساسی نظام سیاسی دفاع می‌کند.» (20)

در چنین فضایی است که رهبر انقلاب به ترسیم شاخص­های مجلس مطلوب خبرگان به عنوان یک ضرورت اساسی می­پردازند.

عمل کردن، عکس خواست دشمن در انتخابات

«رادیوی انگلیسی دارد به مردم تهران دستورالعمل میدهد به فلانی رأی بدهید، به فلانی رأی ندهید! معنای این چیست؟ انگلیسی‌ها دلشان تنگ شده برای دخالت کردن در ایران. اینکه ما عرض میکنیم در انتخابات، مردم با بصیرت، با آگاهی، با دانایی وارد بشوند، به‌خاطر این است؛ بدانند دشمن چه میخواهد؛ وقتی شما دانستی دشمن چه میخواهد، عکس او عمل میکنی».

موضوع دخالت رسانه­ های خارجی و به ویژه انگلیسی- آمریکایی در امور داخلی جمهوری اسلامی چیز تازه ای نیست. با این حال این مساله در بزنگاه­های خاصی اهمیت دو چندان می­یابد. انتخابات­ها همواره برای قدرتهای آمریکایی و انگلیسی فرصتی بوده تا بتوانند خواسته ای حداقلی خود را با شکل دادن مجالسی همسو با منافع خود در ایران تامین کنند. تحریک افکار عمومی،‌ آدرس غلط دادن به آنها،‌ دامن زدن به بحران­های اجتماعی سیاسی و... از کارکردهایی است که این رسانه­ها برای خود متصور هستند. فتنه 88 نمونه­ی بازری بود از دخالت غیر قانونی رسانه­ های خارجی در امور داخلی کشور در راستای بر هم زدن نظم عمومی و زیر سوال بردن مکانیزمهای قانونی در ایران.

در مورد انتخابات آتی نیز این رسانه­ ها بیکار نبوده­اند. گزارش­ها و تحلیلهای گاه وبیگاه آنها در بازنمایی ناقص، غلط و گزینشی از فضای سیاسی کشور، تلاشی است برای اقناع افکار عمومی در جهت منافع خود.

در تازه ترین اقدام عملی این رسانه­ ها، بی بی سی فارسی در گزارشی عجیب که مصداق اتمّ مهندسی انتخابات است، نوشت: «برای حذف آقایان یزدی، جنتی و مصباح از فهرست منتخبان استان تهران لازم است حداقل 600 هزار و حداکثر یک میلیون نفر از رای دهندگان مخالف این سه نفر، به فهرستی 16 نفره از رقبای آنها رای بدهند. احتمالا کافی است 40درصد حامیان روحانی در استان تهران به 16کاندیدای رقیب آقایان یزدی، جنتی و مصباح رای بدهند تا این سه نفر دیگر در مجلس خبرگان نباشند. تجربیاتی مانند انتخابات ریاست جمهوری 92، نشان می‌دهد که دستیابی به سطوح "نامعمول" هماهنگی انتخاباتی در ایران، بی‌سابقه نیست.» (21)

این اقدام بی بی سی فارغ از اینکه نماد دخالت و منهدسی انتخابات از سوی آنهاست با ادعاهای دموکراسی خواهانه این رسانه­ ها نیز در تناقض است. چرا که اصول دموکراتیک ایجاب میکند تا مردم را برای انتخاب کاندیداهای مورد نظر خود در شرایط یکسان آزاد بگذاریم و از جهت دهی به افکار عمومی با دست مایه تخریب شخصیتهای سیاسی پرهیز کنیم. جالب آنکه در میان برخی

اقدامات این چنینی از سوی رسانه های خارجی است که باعث می شود رهبر انقلاب نسبت به این درازدستی های دیرینه حساسیت نشان داده و از «دل تنگی انگلیسیها برای دخالت در ایران» سخن بگویند و مردم را به عمل بر خلاف آنچه که از سوی دشمن تبلیغ می­شود توصیه نمایند.

منابع:

  1. 88/11/13
  2. 87/9/24
  3. 94/7/20
  4. http://www.brookings.edu/blogs/markaz/posts/2016/02/16-iran-nuclear-deal-political-moderates-nephew#.VsMwO1cQttU.twitter
  5. سایت هاشمی رفسنجانی،94/10/10
  6. 14/ 10 94
  7. www.dana.ir/News/382519.
  8. www.entekhab.ir/fa/news/250454
  9. نشریه صدا،شماره 73
  10. سخنرانی در 16 آذرماه در دانشگاه شریف
  11. 94/11/1
  12. 94/11/13
  13. نشریه صدا، شماره 70
  14. نشریه صدا، شماره 70
  15. علی شکوری راد در گفتگو با نشریه صدا،‌شماره 71
  16. همان
  17. نشریه صدا، شماره 71
  18. http://www.asriran.com/fa/news/11361
  19. http://www.jamnews.ir/detail/News/608645
  20. نشریه صدا، شماره 49
  21. http://www.bbc.com/persian/iran/2016/02/160215_l39_analysis_yazdi_jannati_mesbah

منبع: شفاف
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: