کد خبر: ۳۸۱۶۶۴
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۵:۵۶

«فیلیپ هاموند» وزیر امورخارجه انگلستان در مصاحبه با روزنامه «الشرق الاوسط» در اظهاراتی با حمایت از اصلاح‌طلبان! گفت: «ما درباره ایران باید واقع‌نگر باشیم. این [کشور] نظامی با یک صدا نیست.

به گزارش«شفاف»،1-«فیلیپ هاموند» وزیر امورخارجه انگلستان در مصاحبه با روزنامه «الشرق الاوسط» در اظهاراتی با حمایت از اصلاح‌طلبان! گفت: «ما درباره ایران باید واقع‌نگر باشیم. این [کشور] نظامی با یک صدا نیست. صداهای مختلفی شنیده می‌شود؛ افراطی‌ها و اصلاح‌طلبان. ما باید امیدوار باشیم اصلاح‌طلبانی که می‌خواهند ایران نقشی مثبت‌تر [در دنیا] ایفا کند، بحث را به نفع خود تمام کنند(!) اما این مسئله‌ یک شبه اتفاق نمی‌افتد و مسئله‌ای قطعی نیست که آن‌طور که امید داریم، رخ بدهد».

2-رولا کالف،در گزارشی که در روزنامه فایننشال تایمز بچاپ رسید می نویسد:در سال 2005 انگلستان و متحدینش می خواستند که نامزد مورد نظر آن روز اصلاح طلبان برنده انتخابات ریاست جمهوری شود هرچند که از عدم محبوبیت وی در بین اقشار مردم مطلع بودند.

به نوشته این روزنامه انگلیسی، احمدی نژاد با موفقیت در سال 2005 قدرت را دست گرفت و به سمت ریاست جمهوری رسید.در این بین با عدم اقبال نامزد مطرح اصلاح طلبان و عدم محبوبیت وی در بین مردم،احمدی نژاد موفق شد اصلاح طلبانی را کنار بزند که تنها هشت سال وقتشان را بر مسائلی چون جامعه مدنی گذاشتند و توجه بسیار کمی را به وضع اقتصادی مردم مبذول داشتند.

فایننشال تایمز می نویسد :در دور بعدی انتخابات نیز موسوی که امید زیادی به پیروزی وی به عنوان چهره مطرح اصلاحات می رفت بازنده انتخابات شد.

این روزنامه سپس با تاکید بر رویگردانی اکثریت مرم ایران نسبت به اصلاح طلبان می نویسد :آنچه که برای دیپلمات های غربی تعجب برانگیز بود تغییر حالت مردم ایران از روی آوردن به سوی اصولگرایان بود.

3-تلاش سفارت انگلیس برای نزدیک شدن به احزاب سیاسی در ایران که اولین تماس در آذر 1387 با یکی از چهره‌های سرشناس برقرار و به ایشان اعلام گردید: سفارت قصد دارد با برخی  احزاب سیاسی ایران ارتباط برقرار کند و در همان جا اعلام شد بعد از شما سراغ آن احزاب خواهیم رفت ( این تلاش با تدابیر اطلاعاتی در همان مرحله با شکست مواجه شد.

4-مسافرت‏‌های متعدد دیپلمات‌های انگلیسی به شهرهای مختلف ایران خصوصاً قم، ‌تماس با برخی ستادهای انتخاباتی کاندیداها در شهرستان‏‌ها، حضور فعال دیپلمات‏های انگلیس در روز انتخابات در حوزه‌های مختلف و... که مبیّن تلاش‌های عملی مجموعة سفارت در راستای انتخابات می‌باشد.

5-محمدحسین رسام،‌ تحلیلگر ارشد بخش سیاسی سفارت 130 رابط ایرانی داشت که اغلب تماس‌هایش با آنها در رستوران‌ها، کافی‌شاپ‌ها و مکان‌های عمومی با هزینه سفارت انجام می‌شد. جالب است که به اذعان رسام تمامی این دیدارها با آگاهی کامل ملاقات‌شوندگان از نوع و هدف رابطه صورت می‌گرفت. رسام می‌گوید بیشتر این ارتباطات با افراد روشنفکر و دارای زاویه با نظام خصوصاً از جریان اصلاحات مانند محمد عطریانفر، ماشاءالله شمس‌الواعظین و سعید لیلاز برقرار می‌شد و مشکل این قبیل افراد این بود که با راحتی با دیپلمات‌ها و خبرنگاران خارجی گفتگو می‌کردند.(رسام)

6-شناسایی و جذب نخبگان از طریق اعطای بورس‌های تحصیلی مانند «بورس شونینگ» و اعزام این افراد به انگلستان برای تحصیل. این اقدام در حقیقت یک پروژه بلندمدت برای جهت‌دهی و تحت‌تأثیر قرار دادن رهبری فکری و نسل مدیریت آینده کشور محسوب می‌شد.(رسام)

7-تلاش جهت دستیابی به پیشرفت‌های علمی ایران (جاسوسی علمی و صنعتی) تحت پوشش کمک به پروژه‌های دانشگاهی و تحقیقاتی. یعنی تعریف پروژه‌های مشترک با دانشگاه‌ها و مراکز علمی کشور بدین منظور که یا رفته‌رفته کل پروژه را برای انجام به انگلستان منتقل کنند و یا لااقل از دستاوردهایش بهره‌برداری نمایند.(رسام) به‌‏کارگیری گسترده کارمندان محلی از سوی سفارت انگلیس در امر جمع‌آوری اطلاعات از سطح شهر و فعالین سیاسی و شرایط اجتماعی . در این راستا استخدام و به‏کارگیری کارمندان محلی با تحصیلات عالی (دکتری) و بینش سیاسی بالا و گسیل آنها جهت ارتباط گیری با عناصر دارای دسترسی اطلاعاتی و دریافت تحلیل‏های اختصاصی ایشان همراه با اطلاعات باارزش آنان در زمان انتخابات، بخشی از  تلاش‌‏های سفارت بوده است. (اعترافات رسام)

8-تخصیص بودجة 300 هزار پوندی برای پرداخت به NGOهای داخلی (اعترافات حسین رسام) ارتباط گیری انجمن پادشاهی با NGOهای ایرانی در حوزه های مختلف و تلاش برای خط دهی و شبکه سازی از اعضای این سازمان ها(اعترافات محمدرضا علی زمانی عضو انجمن پادشاهی ایران) این زیرمجموعه در دورة دولت اصلاحات از اهمیت خاصی برخوردار شد. غرب به این نتیجه رسیده بود که باید NGOها در ایران گسترش پیدا کنند و به‏دنبال این بود که ضعف آنان از نظر منابع انسانی، مالی و مدیریتی نیز تأمین شود. به همین دلیل مؤسساتی تأسیس شد که بیشتر آن در هلند بود. وظیفة این مؤسسات این بود که به NGOهای ایرانی خدمات آموزش پرسنل، آموزش جمع‏آوری پول از خارج کشور و .‏.‏‏. را بدهند. دوNGO برجسته در کشور با نام های کنشگران به مدیریت سهراب رزاقی(مدیر NGOها در وزارت کشور دوره اصلاحات) و موسسه همیاران هستند که اولی دو میلیون یورو بودجه از موسسات هلندی دریافت کرده است و دومی بعد از زلزله بم در سال 2003 میلادی یک سری کلاس های آموزشی با عنوان جذب پول از خارج از کشور در تهران برگزار کرد که مدرسان  افرادی همچون هادی قائمی بودند که سابقه صهیونیستی و امنیتی دارند.(اعترافات یک جاسوس، کیفرخواست دادگاه اول)  محمّدعلی ابطحی یکی دیگر از متهمین نیز در تائید سخنان تاج‏بخش می‏‌گوید:"در دورة اصلاحات دو وزارتخانه یعنی وزارت کشور و وزارت ارشاد و سازمان ملی جوانان موظف شده بودند در سطح وسیعی مجوز تأسیس NGO صادر نمایند.  شرکت شِل نیز که یک شرکت نفتی است در زمینه راه‌‏اندازی، آموزش، سازمان‏دهی و حمایت مالی از NGOها وارد عمل شد. (اعترافات یک جاسوس)

9-زیرمجموعة دانشجویی؛ اوج فعالیت زیرمجموعه دانشجویی در جریان 18 تیر78 بود که البته مدتی بعد از آن نیز تضعیف شد. اما با گذشت زمان شاخه دانشجویی با مرکزیت دفتر تحکیم وحدت طیف علامه و شاخه‌‏های مرتبط با آن نقش جدی در بازوی اجرایی براندازی ایفا کرد. دادگاه آغاجری، نامه به کوفی عنان، تحریم انتخابات و .‏.‏‏. از جمله فعالیت‏‌های این زیرمجموعه بوده است. رفتن افرادی همچون محسن سازگارا، عطری، علی افشاری و رضا دلبری به آمریکا و شاغل شدن این افراد در مؤسساتی که کار آنها براندازی نظام جمهوری اسلامی است، می‏توان بهترین مستند برای همکاری این زیرمجموعه با پروژة کودتای مخملی در ایران دانست. (اعترافات یک جاسوس، کیفرخواست دادگاه اول)

رفت و آمد گسترده بعضی اعضای مرکزی حزب مشارکت به آمریکا و اقامت مستمر در آنجا، شرکت فراوان این اعضا در کنفرانس‏های بین المللی تدارک دیده شده توسط مؤسسات پوششی سازمان سیا در کشورهای مختلف، حضور نظریه پردازان کودتای مخملی و تحریک کنندگان تعارضات ملت‏‌ها با دولت‏‌ها نظیر جان کین انگلیسی مشهور به وابستگی به دستگاه جاسوسی انگلیس و هابر مارس در ایران و ملاقات با بعضی اعضای مرکزی حزب مشارکت و القائات فکری به آنان در کنار ضعف‌‏های اساسی در علوم انسانی دانشگاه‏ها که غالباً متکی به اسناد ترجمه شدة وارداتی است. احزابی مانند مشارکت و مجاهدین انقلاب را به‏طور کامل از آبشخورهای زلال اعتقادی و منابع اصیل اسلامی بریده و از این احزاب مجموعه‏های بسیار آسیب پذیر ساخته است که می‏توان با کوچک‏ترین تغییرآن را به جهات خطرناک سوق داد.  آقای سعید حجّاریان عضو مرکزیت حزب مشارکت در پاسخ به این سؤال که: تردّد جان کین به ایران و ملاقات با برخی احزاب در راستای جامعة مدنی چه توجیهی دارد؟ پاسخ می‏دهد: "قطعاً پروژة دموکراتیزه کردن ایران به ‏سبک غربی است. این طور فکر می‏‌کنند که تکنیک‏‌های انقلاب رنگی که در بعضی جاها کارگر افتاده در ایران نیز قابل پیاده شدن است".

10-راه اندازی بی‌بی‌سی فارسی، 6 ماه قبل از انتخابات و تمرکز ویژه بر روی ایران و انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری. این شبکه برای تاثیرگذاری ویژه در فتنه 88، برنامه‌های خود را به سرعت 24 ساعته کرد. شبکة خبری دولتی BBC که زیر نظر سرویس جهانی فعالیت می‌نماید و بودجة آن را وزارت خارجة انگلیس تأمین می‌نماید، از دو سال قبل با گزینش و اعزام خبرنگاران و افراد عادی تحت پوشش بنیاد «تراست» اقدام به اعزام این افراد در گروه‏های مختلف به ترکیه و دوبی نمود تا آموزش‌های تخصصی به آنان داده و با این آموزش‌ها بتوانند به‏اصطلاح «روزنامه‌‌نگار شهروندی» را گسترش داده و با گزینش افراد مستعد از بین این افراد، نیروهای مورد نیاز را برای سایر بخش‌های BBC به‏کار گرفته در نهایت شبکة وسیعی از افراد مرتبط داخل کشور را هدایت و مورد استفاده قرار دهند. بودجه بنیاد تراست که توسط وزارت خارجة انگلیس و برخی کشورهای اروپایی تأمین می‌گردد، بالغ بر 30 میلیون دلار می‌باشد. بی بی سی فارسی در جهت حمایت از جریان اصلاحات و تلاش برای پیروزی آن ها در انتخابات و سپس حمایت از آنان ایجاد می‌شود.

11-ایجاد یک هسته مرکزی مستقر در بی‌بی‌سی لندن برای هدایت و جهت‌دهی شبکه‌های رادیویی (مانند RFI فرانسه، دویچه‌ وله آلمان و رادیو فردای آمریکا)، شبکه‌های تلویزیونی (مانند بی‌بی‌سی،‌ من و تو و صدای آمریکا) و برخی سایت‌های اینترنتی ضد انقلاب و وابسته به فراری‌های فتنه 88 (مانند جرس، کلمه، ملی ـ مذهبی، نوروز، ندای سبز آزادی، روزآنلاین، خودنویس و سحام‌نیوز)

12-حضور حسین رسام، کارمند سفارت انگلیس در جمع طرفداران آقای کروبی در سعادت آباد به‌‏همراه همسر خود و حضور در تجمعات غیرقانونی طرفداران میرحسین موسوی در سعادت آباد و گیشا (اعترافات)

13-حضور میدانی عناصر انگلستان در حمایت از جریان اصلاحات در فتنه سال 88

حضور الکس پین‏فیلد دبیر اوّل‏ سیاسی در مورخة 24/3/88 در خیابان سنایی حین درگیری و آشوب

حضور توماس برن ( دبیر دوم سیاسی که پس از حوادث اخیر از کشور اخراج گردید) در مورخه 24/3/88 در خیابان سنایی حین درگیری و آشوب

شرکت ساموئل مورگان دیپلمات بخش روابط عمومی سفارت انگلیس در مورخه 25/3/88 در حوالی خیابان مطهری و شریعتی حین آشوب/ حضور ساموئل مورگان در مورخه 27/3/88 در خیابان کریم‏خان در راه‏پیمایی غیرقانونی اعتراف نموده است

  حضور توماس برن در مورخه 28/3/88 در خیابان انقلاب در راه‏پیمایی غیرقانونی

شرکت پاول بلامی معاون بخش ویزا (اخراجی از کشور) در تاریخ 28/3/88 در میدان فردوسی و عکس‏برداری از تجمع آن روز، (حسین رسام، بازجویی 6/4/88  صفحات 12 و13).

14-در نیمه اول دهه 1370، اجماعی گسترده میان محافل اروپایی و آمریکایی پیرامون تحقق «جامعه مدنی» در ایران شکل گرفت و یک کمپ سیاسی قدرتمند آن را پشتیبانی می کرد. ارکان بنیادی این کمپ را «مرکز مطالعات دموکراسی» انگلیس، «شورای روابط خارجی» آمریکا و «انجمن سیاسی خارجی» آلمان می ساختند و جلسات منظمی را برای رایزنی با کسانی که به «اصلاح طلبان» شهره شده بودند برگزار کردند. چهره پنهان رایزنی ها در آن هنگام، «جان کین» بود. او که از سال 1374، در پوشش استاد کرسی «جامعه مدنی» دانشگاه «وست مینستر» انگلستان تعامل خود را با «حسین بشیریه» و «عبدالکریم سروش» آغاز کرد، پس از دوم خرداد 1376 بارها به تهران آمد. سروش و بشیریه، سال ها در انگلیس اقامت داشتند و در دهه 1370، یک پای آنان در مرکز پژوهشی لندن و یک پای دیگرشان در حلقه های سیاسی ایران بود. از سال 72، سروش در «حلقه کیان» مأمور تبلیغ پروژه جامعه مدنی به عنوان اصلی ترین «مسأله روشنفکران ایران» شد و از سال 73، بشیریه نیز در «مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری» آن را در قالب «پروژه توسعه سیاسی» صورتبندی نمود. هدف این پروژه، دگرگون ساختن ماهیت جمهوری اسلامی از درون نظام و «گذار به دموکراسی» بود. از دل این دو محفل، در سال 1374 «حلقه آئین» با محوریت «محمد خاتمی» متولد شد که سروش، بشیریه، حجاریان، تاج زاده، ابطحی، کدیور و مجتهد شبستری از اعضای اصلی آن به شمار می رفتند؛ حلقه ای که بعدها شعار و سیاست های خاتمی را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری 2 خرداد 1376 بر محور «گفتمان جامعه مدنی» صورتبندی کرد. تا سال 1375، چهره های برجسته این سه حلقه در پوشش فرصت های مطالعاتی و بورس های پژوهشی بیشترین سفر رابه ایالات متحده، انگلستان و آلمان داشتند که جنجالی ترین آن، سخنرانی محرمانه «عبدالکریم سروش» در «انجمن سیاست خارجی» آلمان در سال 1374 بود. افشای این رایزنی های محرمانه، واکنش های فراوانی را در ایران برانگیخت. چنین فعالیت هایی، گاهی با اعتراض طیفی از شخصیت های آکادمیک مواجه نیز می شد. مثلاً در اسفند 1374، اساتید «کالج استیر» در ویرجینیا با انتشار پژوهشی اعلام کردند که روشنفکران ایرانی، اقتباسی ناقص و پرغلط از معنا و مبنای جامعه مدنی انجام داده اند و «تئوری های آنان فاقد حداقل استانداردهای علمی و اصول معتبر فلسفی است.»

15-در 9 ماه منتهی به سوم تیر1384، دست کم 8 نفر از مقامات امنیتی و جاسوسی کشورهای انگلیس، آمریکا، هلند و ... تحت پوشش های دانشگاهی، رسانه ای و دیپلماتیک وارد تهران شدند. ماموریت آنان، تجدید ساختار و سازمان «فعالان جامعه مدنی» برای کمک به پیروزی اصلاح طلبان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود. اگر در خرداد 1383، «ریچارد رورتی» در کسوت مغز متفکر سازمان CIA و «بزرگترین فیلسوف آمریکا» در تهران میهمان اصلاح طلبان بود، این بار پرفسور «جان کین» به ایران آمد تا آخرین دستورالعمل های «کودتای مخملی» را به «سعید حجاریان» منتقل کند؛ کسی که هم مغز متفکر «سرویس اطلاعات خارجی انگلستان» (MI6) به شمار می رود و هم صاحب لقب «موثرترین متفکر بر تئوری سیاسی انگلیس» است. کین، انجام ماموریت های برون مرزی مهمی را در کارنامه امنیتی خود داشت که شرکت در عملیات فروپاشی حکومت های اروپای شرقی، یکی از آنان بود.

16-جان کین از سال 1994، در «مرکز مطالعات دموکراسی لندن» (CSD) پروژه «جامعه مدنی ایران» را پایه گذاشت. او در دوره ریاست جمهوری خاتمی، پس از آشوب های 18 تیر 1378 به تهران آمد. اما این سفر، مصادف با 2 رویداد مهم دیگر نیز بود. از یک سو، حمله کم سابقه «حلقه کیان» و روزنامه های زنجیره ای به مبانی و اسوه های دینی ایرانیان اوج گرفته بود. «عبدالکریم سروش» در مصاحبه با نشریه «اکسپرس» گفت از «محمد خاتمی» خواسته که اجازه دهد در دانشگاه ها و مطبوعات مبانی مسلم دینی نقد و در صورت لزو م طرد شود تا بتوان «جامعه مدنی» را مستقر کرد. اتفاقا این اتفاق در حال وقوع بود. هفته نامه «راه نو» نوشت «مخالفت محققانه با دین، کفر نیست» و مجله «کیان» ارتداد را «حق طبیعی هر فرد» می دانست. از سویی دیگر، پروژه ساختن «گاندی مسلمان» و «واسلاو هاول ایران» آغاز شده بود و اصلاح طلبان، «محمد خاتمی» را شایسته این القاب می دانستند.

از نیمه پنهان سفر «جان کین» در چنین موقعیتی، یک مقام بلندپایه امنیتی رازگشایی کرد. براساس اسنادی که «مایکل برانت» (معاون سابق سازمان سیا) در کتاب Plan to Divide and Desolate Theology A فاش کرد، آن هنگام سازمان CIA و سرویس MI6 پروژه مشترکی را به نام «طرح براندازی تشیع تا سال 2010» تعقیب می کردند که نخستین هدف آن «فروپاشی انقلاب اسلامی ایران» بود. مبلغ 40 میلیون دلار از بودجه 900 میلیون دلاری این پروژه، به «مبادلات آکادمیک» مراکز اسلام شناسی غرب با حوزه ها و دانشگاه های اسلامی اختصاص یافت. هدف از گسترش این مبادلات، جمع آوری اطلاعات حیاتی، شناسایی و شکار جاسوس، نفوذ در مراکز دینی و تقویت روشنفکران لیبرال برای تبدیل تشیع به یک «مکتب درویشی محض» تا سال .2010م (یعنی تا 1389هـ.ش!) بود. یکی از اهداف این پروژه در ایران، ایجاد موج فراگیر تبلیغاتی پیرامون «تحریفات تاریخی اسلام»، «هویت غیر سیاسی تشیع» و «نسبت دین و جامعه مدنی» بود تا به دینداران القا شود که تنها «اسلام سکولار» ضامن حیات «جامعه مدنی» است.

جان کین گویی مرد پروژه های مشترک بود. او تحت پوشش مبادلات آکادمیک میان «مرکز مطالعات دموکراسی لندن» و «دانشگاه مفید» وارد تهران شد و روز 27 مهر 1378 برای ملاقات با آیت الله «عبدالکریم موسوی اردبیلی» به قم رفت. کین، رایزنی های بسیاری را با مشاوران رئیس جمهور خاتمی، مقامات «حزب مشارکت ایران»، اعضای حلقه «کیان» و برخی روحانیون اصلاح طلب انجام داد که جزئیات آن مذاکرات، «محرمانه» مانده است. بار دیگر، «جان کین» در پاییز 1383 به ایران آمد؛ هنگامی که دیگر پروژه «جامعه مدنی» شکست خورده بود. وقتی او پا به تهران گذاشت که «عبدالکریم سروش» و «حسین بشیریه» نیز از دیدار با «جرج شولتس» (وزیر خارجه سابق آمریکا) و «فرانسیس فوکویاما» (استراتژیست پنتاگون) به ایران بازگشته بودند. از رهگذر این دیدارها، مقامات ایالات متحده قصد پیشبرد پروژه «لهستانیزه کردن ایران» را داشتند؛ پروژه ای که از مدل «جنبش همبستگی لهستان» اقتباس شد و البته تئوریسین انگلیسی آن هم در تهران بود.

در پاییز 1383، «جان کین» با ماموریت ایجاد یک «هسته مادر» برای «کودتای مخملی» به ایران آمد و یک کارگاه آموزشی را نیز برگزار کرد. در بانک اطلاعاتی «مرکز تحقیقات سیاست های علمی کشور» این کارگاه با نام «دوره آموزشی گذار به مردم سالاری» ثبت شده است. او جلسات متعددی با رهبران «حزب مشارکت ایران» برگزار کرد، اما با «سعید حجاریان» به دیدار و گفتگویی طولانی نشست. در این ملاقات، کین آخرین دستورالعمل های «براندازی نرم» و مدل های «دموکراتیزاسیون» را به حجاریان انتقال داد. راهبردهای کین چنان برای حجاریان شگفت انگیز بود که وی با شرح آن در یکی از جلسات حزب مشارکت گفت «ما در تئوری دموکراسی هم عقب مانده هستیم

کین، بیشتر به «براندازی قانونی» از راه انتخابات تمایل داشت. پیشنهاد کرد که دولت با حمایت ویژه مالی از سازمان های غیر دولتی، رسانه های مستقل و نهادهای مدنی، سریعاً و به هر وسیله ای عرصه عمومی (جامعه) را فتح کند. او معتقد بود هر NGO یک «آزمایشگاه کوچک» برای جامعه مدنی است که نه تنها حساسیت کسی را برنمی انگیزد، بلکه خیلی راحت می تواند کارهای خود را در حاشیه امن پیش ببرد. وقتی تعداد این آزمایشگاه های کوچک زیاد شود، حکومت با چالش مواجه می شود و به تدریج باید عرصه را به آنان واگذار کند. چنانچه پروژه دولتی جامعه مدنی از رژیم شکست بخورد، این NGOها به عنوان یک منجی، «مبارزه مدنی» را علیه رژیم آغاز می کنند و وارد عمل ]کودتای مخملی[ می شوند. کین اعتقاد داشت که در کنار این نیرو، اصلاح طلبان باید یک شبکه چند قطبی از رسانه های اینترنتی و... را بسازند تا از طریق مصادره افکار عمومی، انتخابات را «مهار» کنند. با بازگشت شاه کلید انگلیسی به لندن، یک شوک بزرگ رخ داد. آیا این شوک سبب بازگشت اصلاح طلبان به قدرت می شد؟

17-هفته نامه انگلیسی «نیواستیتسمن» روز 25 بهمن 1383 ویژه نامه ای را تحت عنوان «ایران: هر آنچه را می خواهید حالا بدانید» منتشر کرد. در نوشتار سوم این ویژه نامه «گای دینمور»، گزارشگر امور دیپلماتیک «فایننشال تایمز» نوشت: «واشنگتن درباره حمله نظامی به ایران دچار سردرگمی شده، اما بهترین راه حل، فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی از درون است. کاندولیزا رایس به دنبال یک فرایند طولانی فرسایش رژیم ایران است که با حمایت مخالفان رژیم ایران آغاز می شود.» چه کسانی امید آمریکا در ایران برای اجرای پروژه «فروپاشی از درون» بودند؟

«محمد خاتمی» در دولت اصلاحات، زمینه ها و ظرفیت های «فروپاشی از درون» را تقویت کرد و «وزارت کشور» یک «شبکه اجتماعی» تربیت شده را تحویل «مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد» داد. این شبکه تحت نام «مرکز توانمندسازی سازمان های جامعه مدنی» شناخته می شد و تیرماه 1381، «عبدالواحد موسوی لاری» آن را در «وزارت کشور» پایه نهاد؛ مرکزی که از امکانات، ارتباطات و حمایت گسترده مالی «مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد» در تهران برخوردار گشت. مدیریت این مرکز را به «سهراب رزاقی» سپردند. او در دوران ریاست جمهوری خاتمی، مدیر کل «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» و عضو «کمیسیون سیاسی هیئت دولت» بود و از سوی «عبدالله رمضان زاده» (سخنگوی خاتمی) و «سعید حجاریان» (مشاور سیاسی خاتمی) حمایت می شد.

پروژه این مرکز، بر محور «آموزش مدنی» به شهروندان و براساس شاخص های «سازمان ملل» برای «گذار ایران به نظام دموکراتیک» شکل گرفت. تا سال 1384، این مرکز در بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ، برای دختران و پسران جوان «کارگاه های آموزشی» برگزار کرد و از رهگذر ارتباط با «کیان تاجبخش» (جاسوس سیا) از تجربیات و منابع «بنیاد جرج سوروس» بهره می گرفت. تمرکز اصلی این مرکز معطوف به «تقویت فمینیست های سکولار»، «فعالان لائیک حقوق بشر» و «ایجاد زیرساخت های رسانه ای جامعه مدنی» بود و ساختار آن براساس تئوری های مغزهای متفکر CIA و MI6 (یورگن هابرماس، ریچارد رورتی و جان کین) بنا گشت. رزاقی در این مرکز، از امکانات وسیع «مرکز پژوهش های مجلس ششم» و نمایندگان اصلاح طلب آن برای پیشبرد ماموریت های مطالعاتی خود استفاده می کرد. این شبکه چندقطبی، از نگاه آمریکایی ها پتانسیلی برای ایجاد یک «نیروی سازمانی» جهت انجام پروژه «کودتای مخملی» در ایران بود.

دانلود 


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: