کد خبر: ۴۱۱۰۶۵
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۵ - ۰۱:۵۶

عضو جامعه روحانیت مبارز از ضربه خوردن و ضعیف شدن تشکل متبوع خود می‌گوید و معتقد است وقتی جامعه روحانیت شخصیت‌های قدر خود را از دست داد کسی جایگزین آنها نشد.

به گزارش شفاف، عضو جامعه روحانیت مبارز از ضربه خوردن و ضعیف شدن تشکل متبوع خود می‌گوید و معتقد است وقتی جامعه روحانیت شخصیت‌های قدر خود را از دست داد کسی جایگزین آنها نشد.
 
نظم تشکیلاتی نقطه قوت هر جریان یا سلیقه سیاسی محسوب می‌شود چراکه هر مجموعه‌ای از آن بهره‌مند باشد نصف راه صعود از پلکان قدرت را طی کرده است. اصولگرایان بعد از تجربه مکانیزم شورای هماهنگی نیروهای انقلاب که به پیروزی در انتخابات شورای شهر دوم تهران و انتخابات مجلس هفتم منجر شد؛ دیگر نتوانستند مدل همگرایی ماندگاری را طراحی کنند و در هر انتخابات به اقتضای اوضاع تصمیم گرفتند گاهی دور هم جمع شدند گاهی متناسب با سلیقه راهی جدا را در پیش گرفتند. بر همین اساس است که احمد سالک کاشانی در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین اعلام کرد اصولگرایان مثل اصلاح طلبان فصل الخطاب ندارند.

او یادآور شد: جامعه روحانیت مبارز به لحاظ از دست دادن شخصیت هایش ضربه خورده و مقداری وجهه کاریزماتیک خود را از دست داده است. بر همین اساس امروز جلوه بیرونی جامعه روحانیت مبارز آنی نیست که بتواند در موضوعات مختلف تصمیماتی بگیرد و هدایت کند.

شورای عالی سیاستگذاری اصولگرایان تشکیل شود، از حضور هاشمی در لیست خبرگان ضربه خوردیم، عارف را هم می توانیم زیر چتر جامعه روحانیت ببریم و ...بخش هایی از اظهارات عضو جامعه روحانیت در گفتگو با خبرآنلاین است که در ادامه مشروح آن آمده است؛

اصولگرایان سه دوره به لحاظ عددی اکثریت کرسی های مجلس را در اختیار داشتند و حتی در مجلس نهم فراکسیون به نام اصلاح طلبی تشکیل نشد، اما ترکیب گرایش های سیاسی در مجلس دهم طوری شده که با وجود فعالیت سه فراکسیون، هیچ کدام نمی توانند بگویند اکثریت هستند چون هر فراکسیونی در این زمینه مدعی باشد دو مجموعه دیگر بلافاصله مثال نقضش را بیان می کنند. الان در مجلسی که تعداد نمایندگان اصلاح طلبش زیاد شده فضا چگونه است؟ خوش می گذرد یا سخت است؟ روابط دوستانه است یا کاملا رقابتی؟

مجلس دهم با مجالس ادوار گذشته تفاوت هایی دارد. سه فراکسیون امید یا اصلاح طلبان، ولایت و مستقلان در این مجلس تشکیل شدند. صد نماینده اصلاح طلب در فراکسیون امید، 110 تا 115 نماینده در فراکسیون ولایت و حدود 50 - 60 نماینده هم در فراکسیون مستقلان عضویت دارند. در موضوعات مختلف هر کدام یک از دو فراکسیون امید و ولایت بتوانند با استدلال و منطق مسائل خود را بگویند و رأی مستقلان را به نفع خود می گیرند اما سر جمع قضیه مجلس دهم ظاهرش اعلام تبعیت و اطاعت از مقام معظم رهبری است، نمی توانیم بگوییم مجلس غیرولایی است گرچه عملکرد افراد براساس مبانی اعتقادی شان مختلف است. نکته دیگر آنکه در گرفتن کرسی های مدیریت مجلس تقریبا بخشی با جو و غوغا و مقداری هم گرایش فراکسیونی اثر گذاشت طبیعی است که نمایندگان در این یک سال هیأت رئیسه و روسای کمیسیون ها را تجربه می کنند سال بعد خردادماه که دوباره انتخابات هیأت رئیسه مجلس، کمیسیون ها و ناظران برگزار می شود شاید یکسری معادلات به هم بخورد.

اگر ما نظارت استصوابی را قبول کنیم که پذیرفتیم نظارت استدلایی نیست. پس شورای نگهبان می تواند حتی در وسط مجلس اگر نماینده ای صلاحیت نداشت او را حذف کند.
یک تفاوت دیگر دوره دهم با ادوار گذشته خود وزن مجلس است. مجلس اول حدود 140 روحانی داشت که حدود 10 نفرشان دارای رساله بودند حتی نمایندگان لیبرال هم شخصیت های وزینی از نظر سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بودند. الان مجلس دهم مقداری از این بابت نگرانی دارد و عدد و رقم ها این را نشان می دهد، به طوری که آقای حضرتی پشت تریبون گفت جای آقای توکلی در مجلس خالی است این اعتراف مهمی بود اما سر جمع بالاخره مجلس است، باید با این مجلس کنار آمد. نمایندگان مجلس دهم بیشتر درگیری ها و بحث ها خود را در موضوعات کلیدی نشان می دهند والا ماهیت مجلس رفاقتی است. اصولگرا، اصلاح طلب و مستقل حرمت هم را دارند با هم مشورت می کنند صحبت می کنند مشکلی از این بابت نیست.

آقای علم الهدی بعد از آنکه مجلس دهم آبان ماه امسال به سه وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی، ورزش و جوانان و آموزش و پرورش رأی اعتماد داد روز جمعه همان هفته در خطبه نمازجمعه مشهد گفت "امروز فتنه در مجلس است" چنین تعبیری را قبول دارید؟

مجلس دهم با مجلس نهم تفاوت هایی دارد مجلس نهم هر سه وزیر رأی نیاوردند. آنجا هم مسائلی همچون فتنه مطرح شد اما این مجلس به دلیل عددی که گفتم مقداری موجب شد همان کسانی که در مجلس نهم به دلیل بحث های فتنه گری و فتنه رد شدند در این مجلس رأی بیاورند اما اینکه در مجلس فتنه است و تعبیر آقای علم الهدی در اینباره را ندیدم و اطلاعی ندارم. اینکه فتنه در مجلس است یا مجلس خودش فتنه شده است دو موضوع جداگانه محسوب می شود. چون تعبیر آقای علم الهدی را ندیدم نمی توانم قضاوتی بکنم ولی وقتی رأی ملاک عمل باشد با لابی و مسائل مختلف متأسفانه شکل می گیرد.

آقای علم الهدی گفت "فتنه در مجلس است" اما تمام نمایندگانی که در مجلس دهم حضور دارند شورای نگهبان همه آنها را احراز صلاحیت کرد تا توانستند وارد انتخابات شوند با  کسب رأی مردم به پارلمان راه یابند، حتی خانم مینو خالقی از حوزه انتخابیه اصفهان رأی آورد و سلامت انتخابات به تأیید شورای نگهبان رسید اما بعد مدارکی به شورای نگهبان ارسال و براساس آن مدارک آرای خانم مینو خالقی ابطال شد، این حرف آقای علم الهدی به نحوه بررسی شورای نگهبان بر نمی گردد؟ چهار سال که از دوره مجلس دهم نگذشته که بگوییم بر اثر مرور زمان شاید مواضع اکثریت تغییر کرده باشد، از هفتم خرداد 95 تا آبان 95 قریب پنج ماه گذشته است.

اینجا باید مسائل را تفکیک کرد. 12 هزار نفر در انتخابات آمدند شورای نگهبان فرصت کوتاه 20 روز در این مدت چگونه می تواند پاسخ بدهد. با اینکه 5 دستگاه شورای نگهبان را کمک می کنند. موضوع خانم خالقی همین شد، شورای نگهبان اطلاعاتی نداشت، بعد از این که او رأی آورد اطلاعاتی به شورای نگهبان رسید، ناچار بحث کردند و نظریه دادند و صلاحیت خانم مینوخالقی را رد کردند اگر این اطلاعات قبل از بررسی صلاحیت نامزدها در اختیار شورای نگهبان بود هیچ وقت تأیید صلاحیت نمی شد، آن جنجال هم به وجود نمی آمد که آقای مطهری و امثالهم بخواهند استفاده کنند.

مقداری جایگاه کاریزماتیک جامعه روحانیت ضربه خورده است، این را باید پذیرفت. حالا باید جامعه روحانیت تصمیم بگیرد که الان دنبال همین فکرند. حرف مان در جامعه روحانیت یک کلمه است می گوییم دو کار باید بشود یکی آنکه از ظرفیت های موجود اصولگرایی استفاده شود. دوم جامعه روحانیت مبارز به روز باید هدایت گر باشد چون کارش پدری است. حزب و جناح نیست. باید کار پدری انجام دهد کار پدری یعنی هدایت.
 
یک اشکال قانونی در اینجاست که زمان بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس برای شورای نگهبان محدود است این باید از نظر قانونی اصلاح شود، به دو تا سه ماه افزایش پیدا کند چون از این به بعد تعداد کاندیداها در هر انتخابات افزایش خواهد یافت و فرصت کنونی برای بررسی صلاحیت ها کم است. این خلاء قانونی باید جبران شود که در دستورکار هم قرار دارد اما درباره موضوعی که اشاره شد اینها که رد شدند چرا تعبیر فتنه به آنها می شود ...

بحث این است که تمام نمایندگان راه یافته به مجلس دهم احراز صلاحیت شدند، چرا آقای علم الهدی می گوید"امروز فتنه در مجلس است"؟

بله اینها احراز صلاحیت شدند، کما اینکه اگر ما نظارت استصوابی را قبول کنیم که پذیرفتیم نظارت استدلایی نیست. پس شورای نگهبان می تواند حتی در وسط مجلس اگر نماینده ای صلاحیت نداشت او را حذف کند.

یعنی شورای نگهبان این کار را می تواند انجام دهد؟

بله نظارت استصوابی شورای نگهبان قدرت دارد اما این کار را نمی کند.

اما خود شورای نگهبان قائل به چنین نظری نیستند.

چرا قائل هستند عمل نمی کنند چون باید برای آنها محرز شود که آقای الف واقعا شایستگی نمایندگی اش را از دست داده است.

آقای کدخدایی به ما گفت نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات مجلس شورای اسلامی تا قبل از آغاز روز اول مجلس است، نه وسط مجلس.

این نظر ایشان است ولی نظارت استصوابی این طور نیست خیلی قدرت دارد تا آخر می رود.

آقای کدخدایی گفت منظور آقای جنتی درباره اینکه هیأت نظارت بر انتخابات کارآمدتر شود این است که ...

بتواند جبران نظارت استصوابی را کند. این هم یک مطلب است اما اینکه عناصری از فتنه وارد مجلس شدند باید دید اشاره اش به مجلس و نمایندگان است یا وزرای پیشنهادی، این هم با مشاهده جملات قبل و بعد این جمله آقای آقای علم الهدی مشخص می شود.

درباره نمایندگان و مجلس فکر می کنید این اتفاق افتاده است؟

فکر نمی کنم عناصر فتنه ای در مجلس باشند. البته تفکراتی از این قبیل که فتنه تمام شد و باید از آن عبور کرد امروز در مجلس وجود دارد و یکی از نمایندگان نیز داد کشید که فتنه تمام شد رفت خلاصش کنید. در حالیکه آقا این موضوع را زنده نگه داشتند. فتنه خیلی خسارت به ما زد شوخی هم ندارد. حالا چرا موضوع مصاحبه از مجلس شروع شد.

کاملا اتفاقی سئوالات از مجلس شروع شد، در واقع می خواستیم از جامعه روحانیت مبارز آغاز کنیم که شما نیز در آن مجموعه عضویت دارید. واقعیت آن است که هرچه از دهه شصت فاصله می گیریم نقش جامعه روحانیت در تصمیم گیری های سیاسی جناح راست یا اردوگاه اصولگرایان کمتر می شود این مسئله متأثر از چیست؟ آقای مصباحی مقدم به ما گفت نقش جامعه روحانیت کم نشده بلکه مرجعیت ها دیگر مثل دانشگاهیان یا فضایی مجازی نیز امروز نقش آفرینی می کنند، نگاه شما به این موضوع چیست؟

معتقدم جایگاه جامعه روحانیت مبارز مقبول اقشار متدین، ارزشی و حتی عناصری است که عرق ملی دارند. البته این جایگاه ضربه خورده و ضعیف شده اما همچنان بر قدرت خود است. یکی از ضرباتی که جامعه روحانیت می خورد از دست دادن شخصیت هایش است. مرحوم حضرت آیت الله مهدوی کنی در این قضیه یک قدری بود. جای او را چه کسی پر کرد؟ شهید مظلوم دکتر بهشتی قدری در جامعه روحانیت مبارز بود جای او را چه کسی پر کرد؟ ما داریم شخصیت های بزرگوار را که جایگاهی در نظام داشتند از دست می دهیم.

جامعه روحانیت چترش را متناسب با چتر ولایت بازکند با رعایت خطوط قرمزی که آقا می فرماید وسلام. ممکن است آقای عارف و خیلی های دیگر هم زیر این چتر بیایند. ما اتفاقا در اصلاح طلبان آدم های سالمی و دلسوز و ولایتی داریم ما در مجلس بعضی ها را می بینیم.
 
چرا از آقایان هاشمی و ناطق نام نبردید؟

حالا آقایان هم هستند، منتها در این شرایط وضعیت شان روشن است. آقای هاشمی و آقای ناطق که فوت نکردند ما درباره فوت شدگان داریم صحبت می کنیم.

منظورم این است همین ظرفیت هایی را که هستند چرا  تلاش نمی کنید به جامعه روحانیت برگردانید؟

تلاش شده خودشان نمی خواهند، صریحا هم گفتند. معتقدم میدان عملی که آیت الله مهدوی داشتند دیگر بسته شده است. یک کسی باید بیاید آن میدان را مجدداً به دست گیرد و گسترش دهد و پیش برود.

همان زمان که آیت الله مهدوی یعنی سال 92 در قید حیات بودند گفتند اینها (اصولگرایان) گوش به حرف نمی دهند و برخی روایت ها هم هستند که ایشان خیلی خون دل می خورند از تفرقه اصولگراها؟

به طور طبیعی به یک جمعی که شخصیت های خودش را دارد از دست می دهد ضربه می خورد. من مجلس را گفتم. زمانی در مجلس رجالی بودند الان چه کسانی هستند. درباره سوالی که طرح شد با توجه به مراجع متنوع، وضعیت موجود جامعه روحانیت مبارز چه طور است؟ معتقدم اگر جامعه روحانیت مبارز بتواند اقتدار خودش را به نمایش بگذارد، این مراجع همه تسلیم هستند. این طور نیست که آنها علاقمند نباشند منتها جلوه بیرونی جامعه روحانیت مبارز آنی نیست که بتواند در موضوعات مختلف تصمیماتی بگیرد و هدایت کند.

یعنی چهره کاریزماتیک خودش را از دست داده است؟

مقداری ضربه خورده است، این را باید پذیرفت. حالا باید جامعه روحانیت تصمیم بگیرد که الان دنبال همین فکرند. حرف مان در جامعه روحانیت یک کلمه است می گوییم دو کار باید بشود یکی آنکه از ظرفیت های موجود اصولگرایی استفاده شود. دوم جامعه روحانیت مبارز به روز باید هدایت گر باشد چون کارش پدری است. حزب و جناح نیست. باید کار پدری انجام دهد کار پدری یعنی هدایت. مثال می زنم نخست وزیر انگلیس در قطر یا عربستان رفته چرت و پرتی گفته هیچ صحبتی از یمن و غیره نکرده اینجا کمیسیون سیاسی جامعه روحانیت مبارز باید بلافاصه جلسه تحلیلی بگذارد و یک بیانیه و مصاحبه قدری انجام دهد و پیشگام باشد در محکوم کردن نخست وزیر انگلیس ولی امروز چه زمانی این اتفاق می افتد؟ زمانی که مجلس، دولت و دیگران موضع گرفتند بعد تازه می گوید ما هم محکوممی کنیم چنین حالتی رنگ ندارد ولی اگر بلافاصله امشب شنید فردا صبح اعلام موضع در این قضیه کرد به چشم می آید. در حقوق های نجومی آقا مطلبی فرمودند بلافاصله جامعه روحانیت باید جامعه را هدایت کند و بگوید غارت بیت المال اتفاق افتاده تا اعتماد مردم لطمه نخورد.

یعنی می گویید جامعه روحانیت در موضعگیری تأخیر دارد؟

بله، تأخیر دارد. هر 15 روز جلسه ای تشکیل و اخباری گفته می شود و سخنگو موظف می شود که اعلام کند.

آیا این تأخیر علتش کهولت سن اعضای جامعه روحانیت نیست؟

این مسئله هست ولی کمیسیون سیاسی اش پیر نشده، این کمیسیون باید به گوش باشد، البته آقایان هستند. کار دوم فرهنگی است. مناطق روحانیت در تهران حسب مناطق شهرداری است. در هر منطقه ای فرض شود 200 روحانی هستند 20 تا 200 تا می شود 400 روحانی. این 400 روحانی تغذیه فکری و به روز بودن می خواهند. آمریکایی ها اعلام کردند بازگشت به ایران سیاست ماست از چند طریق می خواهند وارد شوند یکی بستن قراردادهایی همچون ان پی تی، آی پی سی، اف ای تی اف، قرارداد تی آی سی وی، تراریخته و غیره است. من رفتم در جمع 200 نفر از آقایان نشستم صحبت کردم اینها را بررسی کردم بعد گفتم آمریکا از طریق فضای مجازی دنبال گسترش فساد و ایجاد پوسیدگی درون تشکیلاتی در نظام است تا جدا کردن مردم از قرآن، دین و ولایت و نظام را رقم بزند. این مطلب مهمی است این را باید آنلاین به گوش 400 نفر رساند.

400 روحانی اگر شبی 2 مطلبش را به مردم بین دو نماز یا بعد از دو نماز بگویند و نمازگراران را با بیان روایتی توجیه کنند به فرض هر مسجدی 100 نفر نمازگزار داشته باشند می شود 40 هزار نفر آنلاین در ظرف یک هفته از همه مسائل مطلع می شوند و اگر فردا یک اتفاقی افتاد دیگر فریب نمی خورند. ما این را کمبود داریم.

یعنی دارید ساختار جامعه روحانیت را باز تعریف می کنید؟

باید این کار را انجام دهیم. هم فرهنگی ما، هم سیاسی ما. این دو بال قوی جامعه روحانیت هستند. اگر هر دو به روز باشند دیگر این مراجع و آن مراجع و دیگر دستگاهی که گفتند تحت تأثیرند خط را از اینجا می گیرند.

آیا این شروع شده، آقای مصباحی مقدم گفتند ما یکسری تغییر ساختارها را در جامعه روحانیت مبارز شروع کردیم آیا منظورشان همین بود؟

شاید همین باشد. ما باید یک بازنگری در اساسنامه و مسائل دیگر متناسب با شرایط فضای مجازی روز داشته باشیم.

یعنی بروید به سمتی که روحانیت را در تمام مناطق تهران به لحاظ فکری تغذیه کنید؟

باید این کار شود.

دارید به این سمت می روید یا نظر شخصی شما است؟

اتفاقا بحث هایی شد که بحث فرهنگی را چه کار کنیم، داریم به این سمت می رویم منتها هزینه های خود را دارد واقعا این کار تشکیلات می خواهد. یک آدم بخواهد تمام مسائل فرهنگی کشور را از تمام سایت ها بگیرد و جمع، حلاجی و تعدیل کند.

بالاخره اعضای جامعه روحانیت مبارز به لحاظ تجربه غنی هستند. هر کدام یک تشکیلات هستند.

انشاءالله راه می افتد داریم دنبال می کنیم.

شما مطرح کردید جامعه روحانیت مبارز باید برای جناح و جریان های سیاسی پدری کند، یعنی کل را حساب کردید. الان جامعه مدرسین هم به این سمت رفته است می گوید "ما می خواهیم نقش پدری ایفا کنیم ما دیگر اصولگرا نیستیم ما تشکل فراجناحی هستیم می خواهیم نقش پدری داشته باشیم" آیا جامعه روحانیت هم می خواهد فراجناحی نقش پدری ایفا کند یا فقط در جریان اصولگرا پدر محسوب شود؟

این نوع مسائل نیازمند یک مقدماتی است. باید جامعه روحانیت مبارز چترش را متناسب با چتری که آقا باز می کند باز کند. نه جلوتر و نه عقب تر. این موفقیتش است. حالا مقام معظم رهبری چتری را که باز می کند هدایت می کنند جامعه روحانیت باید در آن راستا پیش رود.

"آقای خاتمی به آقای عارف گفت کنار برو". او هم کنار رفت. حالا ما به بچه ها در انتخابات ریاست جمهوری گفتیم کنار بروند. اینجا بود که آیت الله مهدوی کنی فرمودند "حرف من را گوش ندادند". شش نفر کاندیدای ریاست جمهوری در محضر آیت الله مهدوی نشستند قبول کردند هر چیزی ایشان بگویند اما یکدفعه می بینیم می زنند زیر حرفشان. این خیلی بد است.
 
حتی چترش را برای اصلاح طلبان نیز باز کند؟

چتر ولایت چه طور باز می شود؟

چتر ولایت روی تمام ارکان حاکمیت و تمام جناح ها و جریان های سیاسی کشور است.

ما هم می توانیم. منتها یک خطوط قرمزی را هم آقا گذاشتند فرمودند"این چتر را با این خطوط قرمز باز کنید". ما هم خطوط قرمز را باید اجرایی کنیم. اینجا مقداری مرزها روشن می شود شاید بعضی جدا و بعضی ها جمع شوند. مثال می زنم جریان فتنه را چه طور می بینیم؟ آیا تمام شده است؟ آیا اتفاقی درست شد؟ این طور نیست جریان فتنه در طول 10 سال در خارج کشور سازماندهی و در داخل کشور بستر سازی شد، 14 هدف داشت. سه هدف اصلی اش انداختن ستون خیمه اسلام و ولایت، براندازی نظام و جداکردن مردم از اندیشه های بلند امام و رهبری بود. کار کردند 17 اوپوزوسیون خارج کشور با دلار آمریکا مدیریت می کند، کمیته ایکسش در داخل با هدایت آقای بهزاد نبوی، عطریانفر و ابطحی و مهدی هاشمی و ... تشکیل شد.
 
زیر مجموعه کمتیه ایکس 12 نفره ، 5 زیرکمیته مکان یاب، رسانه، مالی و پشتیبانی، عملیات و یک کمیته دیگر کار می کرد. این سازماندهی برای آن سه هدف اصلی کم هزینه برای نظام داشت؟ در کوله باری که از اینها گرفتند نارنجک های سوئدی بود، اینها چه زمانی وارد ایران شد؟ چه طوری به اینها رسید و در کوله بارهای شان گذاشته شد؟ مسجد لولاگر را همین طور منفجر کردند و سایر جاها بانک ها و مراکز، موتور آتیش زدند بنابراین مسئله فتنه خسارت سنگین و آبروزی برای نظام داشت. آقای ابطحی گفت "تقلب در انتخابات رمز اردوکشی خیابانی ماست". خوب ما الان می گوییم فتنه خارج از مرزهاست. آقای فلان مدافع سران فتنه است. اینها خواص مردود به تعبیر حضرت آقا می شوند. حالا ما می خواهیم به میدان بیاییم و اینها را جذب کنیم، با داشتن چنین اعتقادی می توان با آنها کار کرد؟

من آقای عارف را مثال می زنم، جامعه روحانیت چترش را روی نگاه و تشکیلاتی که آقای عارف دارد باز می کند؟

چترش را متناسب با چتر ولایت بازکند با رعایت خطوط قرمزی که آقا می فرماید وسلام. ممکن است آقای عارف و خیلی های دیگر هم زیر این چتر بیایند. ما اتفاقا در اصلاح طلبان آدم های سالمی و دلسوز و ولایتی داریم ما در مجلس بعضی ها را می بینیم. حالا سلیقه شان اصلاح طلبی است نمی توانیم محکومش کنیم. آن چتر با رعایت خطوط قرمز قابل پهن شدن است.

جامعه روحانیت الان در بحث هدایتگری اصولگرایان با چالش مواجه است به دلایلی که خودتان عرض کردید. چهره هایش را از دست داده و ضعیف شده است حالا چه طور می خواهد قشری از اصلاح طلبان و مستقلان را هم هدایت کند؟

به همین دلیل گفتم مرحله دارد. گفت "اول پدری مان را ثابت کنیم بعداً ادعای ارث کنیم". الان ما در اصولگرایان چالش داریم. راه حلش چیست؟ چند راه حل دارد که دارد پیش هم می رود. نخست وحدت بین جامعتین است، کمیسیون سیاسی فعالیت کرد با قم و تهران نشست، جلسات مختلفی گذاشت. با هم نیز دارند پیش می روند، این مرجع وحدت بین کل اصولگرایان می شود. قبول هم کردند. این کار باید تقویت شود.

اما آیت الله مقتدایی مصاحبه کرد و گفت "ما دیگر هیچ کمیته مشترکی با جامعه روحانیت مثل سال 92 نداریم؟

اساس کار این است اتفاقا رفتیم پیش که اگر نخواستند جامعه روحانیت مبارز مستقلا خودش وارد شود. این بحث هایی است که باید نتیجه بدهد. راه حل دوم این است که ما ابتدا بچه های خودمان را جمع کنیم. بنا شد حدود 50 تشکل اصولگرایی را جمع کنند. سران جمع شوند با هم گفتگو و چالش های هم را مطرح کنند تا به یک وحدت رویه برسند. ما انتخابات شوراها و ریاست جمهوری را پیش رو داریم. این کارها خیلی خوب مقدماتش فراهم و جلسات مختلفی گذاشته شد، هرچه به این موضوع اهمیت بیشتری بدهیم به طوری که اقناع کننده باشند نه دستوری و اعمالی بهتر نتیجه می گیریم.

مشکل ما این است که سران جریانات اصولگرایی با هم همدل شوند، اگر این اتفاق بیفتد تعیین مصادیق راحت است، یک لیستی می دهند، این طرف نیز شاخص ها و معیارها را داریم در منشور اصولگرایی 12 بند است طبق آن انتخاب می کنند بعد که انتخاب شد سریع نباید اعلام کرد چون نامزد را می سوزانند باید به قول معروف اول در توده های تأثیرگذار میدانی معرفی و بعد انشاءالله به موقع اعلام شود.
 
جوانانی داخل میدان آمدند که نمی توانند با برخی پیشکسوتان راه بروند دلیلی ندارد که این جوان را حذف کنیم باید زیر چتر بیاوریم بگوییم ای جوان از تجربیات این پیشکسوت استفاده کن. این گفتمان هرچه بیشتر شود چالش ها بحث شود و راه حل هایی پیدا شود آن وحدت اقناعی شکل می گیرد. آن وقت در تصمیمات آثار خود را نشان می دهد. اگر بتوانیم انسجام درون تشکیلاتی به وجود بیاوریم موفقیم. بالاخره هر کسی دیدگاهی دارد اما وقتی قرار است جمعی تصمیم بگیریم هر طرف باید مقداری از موضعش کوتاه بیاید بالاخره باید یک فصل الخطابی را قبول کنند ولو نظر فصل الخطاب برخلاف نظرمان باشد.

کاری که اصلاح طلبان انجام می دهند؟

بله، آنها انجام می دهند، "آقای خاتمی به آقای عارف گفت کنار برو". او هم کنار رفت. حالا ما به بچه ها در انتخابات ریاست جمهوری گفتیم کنار بروند. اینجا بود که آیت الله مهدوی کنی فرمودند "حرف من را گوش ندادند". شش نفر کاندیدای ریاست جمهوری در محضر آیت الله مهدوی نشستند قبول کردند هر چیزی ایشان بگویند اما یکدفعه می بینیم می زنند زیر حرفشان. این خیلی بد است.

یک نظر آن است که یک شخصیت غیرروحانی ریش سفید اصولگرایان شود.

خدا آقای عسگراولادی را رحمت کند. اگر یک شخصیتی مثل آقای عسگراولادی را پیدا کنیم که دارای وزن، اقتدار و مقبولیت نزد امام و رهبری برخوردار باشد چرا نپذیریم. حرف آقای عسگراولادی خیلی قاطع بود. می آمد نظرش را به آیت الله مهدوی کنی و دیگران می گفت "این کار شود مفید است". آقایان هم می پذیرفتند چون او را صاحب نظر و شخصیت وزین می دانستند. الان چنین کسی را می شناسید معرفی کنید.

چهره هایی مثل آقایان لاریجانی، حدادعادل، ولایتی و قالیباف هر کدام روی بخشی از اردوگاه اصولگرایان نفوذ کلام دارند حتی آقای جلایی پور صحبت کرد و گفت اصولگرایان برای اینکه نظم تشکیلاتی خود را پیدا کنند باید در خانه آقای ناطق را بزنند. یعنی اصولگرایان شخص وزین کم ندارند؟

شخصیت کم ندارند ولی هماهنگی شان کم است. با مجتهد کار کردن سخت است. تشکیلات پذیری مهم است تشکیلات با نظر چه کسی؟

صحبت آقای جلایی پور درباره آقای ناطق را قبول دارید؟

نظر است جای بررسی دارد معلوم نیست همه اش درست باشد ولی اینکه از ظرفیت ها استفاده شود حرف درستی است.

همین چهره های اصولگرا نمی توانند شورای عالی سیاستگذاری تشکیل دهند؟

می توانند مشکل ندارند یعنی کسی مانع آنها نیست الان هم تلاش جامعه روحانیت مبارز آن است که اینها را جمع کند و به یک جمعی که همه آنها را قبول داشته باشند. این کار جامعه روحانیت بسیار مثبت و مفید است خود آقایان هم به این نتیجه رسیدند که باید این کار را کنند منتها خودشان باید به یک نقطه ای برسند.

یعنی شورای عالی سیاستگذاری اصولگرایان تشکیل شود؟

تشکیل شود ما مشکلی نداریم.

جامعه روحانیت چه نقشی می خواهد ایفا کند هیأت داوری می خواهد باشد؟

الان چون به نتیجه نهایی را خبر ندارم نمی توانم قضاوتی داشته باشم.

کمیته انتخابات جامعه روحانیت اعلام موجودیت کرد اما در سه ماه اخیر هیچ برون دادی نداشت چرا؟

اشکال همین است باید به نتیجه برسند. هر لحظه بخواهند درباره فعالیت کمیته صحبت کنند فردا یک مطلبی پیش می آید که شاید کل کارها به هم بخورد. باید آخر کار حرف بزنند تا اولین و آخرین مطلب باشد.

الان که داریم وارد زمستان می شویم دیر نشده است؟ دوره گذشته نیز گفتند بعد از نامویسی نامزدها، از ائتلاف سه نفره یک نفر بماند و دو نفر دیگر کنار روند اما روزهای آخر فقط آقای حداد کنار رفت؟

مصیبت همین است اینها را باید حل کرد.

الان مشکل به نتیجه نرسیدن اصولگرایان بر سر چیست آیا سر مصادیق است؟

قبل از این، مشکل ما این است که سران جریانات اصولگرایی با هم همدل شوند، اگر این اتفاق بیفتد تعیین مصادیق راحت است، یک لیستی می دهند، این طرف نیز شاخص ها و معیارها را داریم در منشور اصولگرایی 12 بند است طبق آن انتخاب می کنند بعد که انتخاب شد سریع نباید اعلام کرد چون نامزد را می سوزانند باید به قول معروف اول در توده های تأثیرگذار میدانی معرفی و بعد انشاءالله به موقع اعلام شود.

خود جامعه روحانیت یک دل است؟

بله، ما مشکلی نداریم. البته اختلاف فکری همه جا است و آنجا هم طبیعی است. در مجموع با هم هستند اعضا تصمیم می گیرند رأی می دهند یکنواخت هستند.

سال 92 بعد از انتخابات ریاست جمهوری آیت الله یزدی گلایه کرد و گفت داشت "انشقاق در جامعه مدرسین رخ می داد" آن دوره جامعه مدرسین از آقای ولایتی حمایت کرد اما جامعه روحانیت رویه سکوت پیش گرفت، از اعضای جامعه روحانیت علت را پرسیدیم گفتند "ما یک ظرافتی را مدنظر قرار دادیم تا اتفاق جامعه مدرسین برای ما تکرار نشود" یعنی امکان داشت این خطر متوجه جامعه روحانیت نیز بشود.

در جامعه روحانیت اتفاقا خیلی بحث کردیم جمع بندی این شد که به آقای ولایتی رسیدند.

اما اعلام نشد.

اعلام نشد شاید یکی از دلایل این باشد. منتها کار کردند قرار شد که اگر بخواهیم این طور شود. این ظرافت اینجاست که آقایانی که کاندیدا هستند جمع شدند جامعه روحانیت نیز ماموریت داد که با آیت الله مهدوی کنی صحبت کنند، آقایان هم رفتند بحث را انجام دادند متنها خوب جلسه اول اینها دور هم نشستند، جلسه دوم و سوم بعضی ها نیامدند از همینجا شکاف اتفاق افتاد. بعضی ها هم که تماس گرفتند تلفن شان را خاموش کردند.

در جامعه روحانیت بعضی استدلال می کردند اگر اسم آقای هاشمی را نگذاریم ایشان را از دست می دهیم. ما باید ایشان را حفظ کنیم. یعنی بحث حفظ ایشان مطرح بود.
 
آقای ولایتی؟

بعضی دیگر هم خاموش کردند. نتیجه اش این شد که آقای حداد گفت طبق قولی که به آیت الله مهدوی دادم، کنار می روم، انصافا هم مردانگی کرد ولی اختلاف بود بین اینکه برخی طرفدار آقای قالیباف بودند و برخی طرفدار آقای ولایتی بودند طرفداری شان هم معیار داشت همین طوری حرف نمی زدند.

سال 94 برخلاف جامعه مدرسین که یک لیستی را برای مجلس خبرگان رهبری معرفی کرد جامعه روحانیت اسم آقای هاشمی را در لیست گذشت.

انشقاق یکیش همین بود. جامعه مدرسین به صراحت گفت آقای هاشمی را نمی گذاریم.

اما جامعه روحانیت گذاشت؟

جامعه روحانیت بحث کردند من و برخی دوستان در جلسه اول مخالفت کردیم، دلایلی هم داشتم، گفتم خبرگان جایگاه مهمی است. ایشان الان مشکلاتش این است، همه را با سند و مدرک مطرح کردم، دلیلی ندارد. بعضی استدلال می کردند اگر اسم آقای هاشمی را نگذاریم ایشان را از دست می دهیم. ما باید ایشان را حفظ کنیم. یعنی بحث حفظ ایشان مطرح بود.

چند دیدگاه از قرار دادن نام  هاشمی در لیست جامعه روحانیت وجود دارد، برخی می گویند مصلحت اندیشی بود، برخی دیگر اعلام می کنند رأی اکثریت به این مسئله بود.

من در آن جلسه ای که اکثریت تصمیم گیری کردند نبودم.

مصلحت اندیشی یا نظر اکثریت، بالاخره اسم آقای هاشمی در لیست قرار گرفت ...

ضربه اش را هم دیدند.

این اتفاق می تواند سال 96 درباره آقای روحانی اتفاق بیفتد و او نامزد جامعه روحانیت مبارز شود؟

نمی شود چون مسئله قابل توجهی است الان شرایط با آن موقع خیلی تفاوت کرده است.

یعنی از انتخابات هفتم اسفند 94 تا انتخابات 29 اردیبهشت سال 96 شرایط خیلی فرق کرده است؟

بله، به روز داریم در دنیا تغییر می بینیم. بحث این است اقتصاد کجاش حل شد؟ تحریم ها چه زمانی برداشته شد؟ 10 تا تحریم هم اضافه شد، 10 سال دیگر هم تمدید شد. اینها بحث هایی است که به آنجا می کشد مدارک می آید حل می شود بحث می شود جمع بندی می کنند. راجع به این موضوع قضاوت زود است.

می گویند جامعه روحانیت که یک عضو خودش را در ریاست جمهوری مستقر می بیند چه ضرورتی دارد که دنبال یک گزینه ای خارج از تشکیلات خودش بگردد تا عضو خودش را شکست دهد؟

جامعه روحانیت معیار دارد اگر فرد با آن معیارها تطبیق نداشته باشد می خواهد از خودش باشد یا از بیرون؛ تفاوتی نمی کند.

اخیرا آقای عارف گفت برخی ها دچار یک غرور کاذب شدند که منکر نقش اصلاح طلبان در نتیجه انتخابات سال 92 می شوند. اگر جامعه روحانیت یا تشکل های اصولگرا بیایند از آقای روحانی حمایت کنند آن موقع اصلاح طلبان سال 96 در اقلیت قرار می گیرند دیگر نمی توانند یک طرفه بگویند رأی آقای روحانی، رأی ما بود.

این یک نظریه است چون بحثی نشده واقعا نمی توانم قضاوت کنم. ممکن است شخصا نظراتی داشته باشم. چون اینجا بحث جامعه روحانیت است من نمی توانم جای جامعه روحانیت نظر بدهم. باید به موقع خودش صحبت کرد. فرصت هم است.

به نظر شما اصولگرایان تک کاندیدایی یا چند کاندیدایی باید به انتخابات سال 96 ورود کنند؟

ممکن است چند کاندیدا باشند ولی بعد نهایتا به یک کاندیدا برسند. البته رقابت مفید است حالا در شیوه رقابت باید دید، چند نفری باشد یا یک نفری الان نمی توانم بگویم.

کاندیدای اصولگرایان تجربه شده باید باشد یا کاندیدای تجربه نشده؟

البته کسانی که تجربه دارند موفق ترند.

مثلا آقای قالیباف می تواند؟

حالا خیلی های دیگر هم هستند باید معیارها را دید مطابق با معیارها کدامیک انتخاب می شوند.

می گویند اگر آقای جلیلی بیاید قطعا آقای روحانی می برد چون دوباره دوقطبی هسته ای و سیاست خارجی پیش می آید در این شرایط آقای روحانی می تواند برنده بی شک میدان باشد نظر شما چیست؟

نمی دانم چه طوری است. منتها اگر واقعیت هسته ای بخواهد مطرح شود بعید است آقای روحانی ببرد. بالاخره قول هایی که دادند باید عمل شود اما عمل نشده است.

شما مخالف این ایده هستید که جلیلی بیاید روحانی پیروز قطعی است؟

نمی توانم الان قضاوتی کنم به این دلیل که نقطه نظرات هر دو را باید در عملکردشان مطالعه کرد. بله شاید این تحلیل بخشی از کار باشد اما همه اش نیست چون هنوز در بحث مصادیق نرفتیم که بگوییم آقای جلیلی مصداق است یا مصداق نیست، می تواند یا نمی تواند.

منبع: خبرآنلاین
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: