کد خبر: ۴۱۳۹۱۷
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۰
جواد محدثی
از آنجا که امام دیدبان مکتب و مدافع دین خداست، نسبت به جریان های فکری و انحرافات اعتقادی زمان خود نمی تواند بی تفاوت باشد.

دوران امام حسن عسکری(ع) نیز مثل ائمه دیگر، خالی از این گونه گرایش ها و افکار و داعیه داران و شبهه آفرینان نبود. ایجاد شبهه از سوی مخالفان اسلام با انگیزه گمراه ساختن مسلمین رواج داشت. امام نیز با بیان حق، روشنگری می کرد و حتی نسبت به کسانی که با جعل حدیث، روایات دروغ را به آن حضرت و پدر بزرگوارش نسبت می دادند، افشاگری می کرد.

برخی از این گرایش های انحرافی پیرامون قرآن بود. مثلاً اسحاق کندی که در عراق بود، درباره قرآن شبهه می پراکند. کتابی را به گمان خود درباره تناقضات قرآن نوشت. امام عسکری در برخورد بعضی از شاگردان او، فرمود: ایا در میان شما مرد رشیدی نیست که استادتان کندی را از کاری که به آن مشغول است، باز دارد؟ یکی گفت: او استاد ماست، چگونه می توانیم در این زمینه یا هر موضوع دیگر به او انتقاد کنیم؟ امام پرسید: ایا اگر من نکته ای به تو بگویم، به اسحاق کندی منتقل می کنی؟ گفت: آری.

آن گاه امام، دلایلی در ردّ شبهه افکنی های اسحاق به شاگرد او آموخت و حتی شیوه بحث و برخورد با او را هم بیان کرد (که نقل آن طول می کشد). وقتی اسحاق آن حرف ها را شنید، به شدت تکان خورد و مجاب گشت و چون حق برای او روشن شد، آن نگاشته ها را از بین برد و سوزاند.

از انحرافات دیگر آن عصر، رواج جعل حدیث و نشر روایات دروغی در میان مردم بود.

عروة بن یحیی بغدادی، یکی از جعل کنندگان روایت بود و احادیث دروغی به امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) می بست و نسبت به اموالی که برای امام از سوی شیعیان می رسید، اختلاس داشت. امام او را لعن کرده و از شیعیان خواست تا او را لعن و طرد کنند و فریب دروغ پراکنی آنها را نخورند.

به هر حال، عصر امام عسکری(ع) از نظر عقاید و روش های فکری، عصر سالم و صحیحی نبود و همه گونه دعوت ها و گرایش ها رواج داشت، امام نیز بنا به وظیفه خویش، به شبهه زدایی و تبیین عقاید حق و راستین می پرداخت.

درباره تفسیر منسوب به امام عسکری(ع) 

شک نیست که امام عسکری(ع) نیز همچون امامان دیگر، احادیثی را در تفسیر برخی ایات داشته، که در کتب روایی و تفسیری نقل شده است. اما آنچه که به صورت یک کتاب مستقل به نام تفسیر امام عسکری(ع) مطرح است، و به آن حضرت نسبت می دهند، هر چند برخی از علمای بزرگ همچون: شیخ صدوق، طبرسی، شهید ثانی، ابن شهر آشوب، شیخ آقا بزرگ و ... این انتساب را درست می دانند، ولی برخی هم در این نسبت تردید دارند.

برخی سندی که برای آن می آورند، نشان می دهد که این تفسیر، توسط امام در مدت چندین جلسه برای تعدادی از شیعیان در مدت اقامتشان در محل سکونت امام، گفته می شده و آنها یاداشت می کردند، در سلسله سند این نقل راویانی قرار دارند که رجالیون همه آنها را توثیق نکرده اند. بعضی حتی این نسبت را دروغ می شمارند، مثل مرحوم ایت الله خویی. برخی استدلال می کنند که با آن شرایط دشواری که امام عسکری(ع) تحت نظر بود؛ چگونه ممکن است جمعی از شیعیان مدّت هفت سال، در دیدارهای مکرری که با امام داشتند، آزادانه در جلسه تفسیر او بنشینند و یادداشت کنند.

به هر حال، آنچه امروز در کتابخانه ها و کتابفروشی ها موجود است و نام التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد العسکری بر آن دیده می شود و شامل تفسیر استعاذه، بسم الله، سوره حمد، و بخش عمده ایات سوره بقره است، تفسیر کامل قرآن نیست، همچنان که از اسم آن نیز بر می اید «منسوب» به آن حضرت است و بسیاری از علما در حتمیت این نسبت تشکیک کرده اند.
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر:
چند رسانه ای صفحه خبر