کد خبر: ۴۲۳۸۰۴
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۰
هفته نامه 9 دی:
تنها توجیهی که برای عدم رد صلاحیت حسن روحانی عنوان می شود این است که رد صلاحیت رئیس جمهور مستقر به مصلحت نظام نیست! متاسفانه این تابو سبب شده تا روسای جمهور در چهار سال اول عملکرد خود، از حاشیه امنی برخوردار شوند
عدالت، رد صلاحیت توامان روحانی و احمدی نژاد است
به گزارششفاف، هفته نامه 9 دی نوشت: انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم با ثبت نام برخی کاندیداها از جمله محمود احمدی نژاد وارد دور تازه ای شده است. متأسفانه احمدی نژاد از چند ماه قبل که با توصیه دلسوزانه و حکیمانه امام خامنه ای مبنی بر عدم ورود در انتخابات ریاست جمهوری مواجه شده تا آخرین موضعی که در زمان ثبت نام اتخاذ کرد، روند ثابتی نداشته است.

او ابتدا بعد از اعلام عمومی توصیه رهبری، با انتشار متنی نوشت که در همان جلسه خصوصی خطاب به رهبر انقلاب اعلام کرده است که به این توصیه عمل خواهد کرد و وارد رقابت های انتخاباتی نخواهد شد. بعد از مدتی در نشست با هوادارانش اعلام کرد که توصیه رهبری به معنای عدم حمایت از دیگر کاندیداها هم هست، بنابر این وی اساسا ورود انتخاباتی حتی در حد حمایت از یک کاندیدای دیگر هم نخواهد داشت، بعد از مدتی اعلام کرد که هیچ گزینه ای برای انتخابات پیش رو ندارد و از هیچ کس حمایت نخواهد کرد و حتی اعلام کرد که هر کس می خواهد فعالیت انتخاباتی کند، باید از مجموعه او استعفا کند.

بعد از اعلام کاندیداتوری بقایی، مجدد بر عدم حمایت از کاندیداها تأکید کرد، اما پس از مدتی تغییر نظر داد و دست در دستان حمید بقایی تحرکاتش را آغاز کرد، گفتگوی مطبوعاتی ترتیب داد و بقایی را کنار خود نشاند و در روز ثبت نام همراه بقایی به وزارت کشور آمد و ثبت نام هم کرد و گفت البته قصد باقی ماندن در کارزار انتخاباتی را ندارد و فقط برای کمک به بقایی ثبت نام کرده است...

این روند نشان می دهد که احمدی نژاد قصد باقی ماندن در عرصه رقابت انتخاباتی را دارد. بنابر این ما با صحنه ای مواجه ایم که یک طرف آن حسن روحانی و طرف دیگرش محمود احمدی نژاد است، در چنین فضایی ادعای این که حضور احمدی نژاد فضای انتخابات را از دو قطبی بودن به سه قطبی شدن تغییر خواهد داد،‌ به دور از واقعیت است. با این فرض، نهادهای تصمیم گیر با چهار فرضیه مواجه اند که این یادداشت به دنبال تحلیل این گزینه هاست:

فرض اول: رد صلاحیت روحانی و تأیید صلاحیت احمدی نژاد.
فرض دوم: تأیید صلاحیت روحانی و رد صلاحیت احمدی نژاد.
فرض سوم: تأیید صلاحیت احمدی نژاد و روحانی.
فرض چهارم: ردصلاحیت احمدی نژاد و روحانی.

فرض اول (رد صلاحیت روحانی و تأیید صلاحیت احمدی نژاد): بدون تردید عملکرد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی حسن روحانی حکایت از عدم مدیر و مدبر بودن او دارد. عدم اعتقاد و باور روحانی به سیاست های تغییر ناپذیر جمهوری اسلامی و جهت گیری منفعلانه و فشارپذیر او در برابر استکبار جهانی، همچنین تقابل مواضع روحانی با جهت گیری های امام خامنه ای، همگی حکایت از عدم التزام او به قانون اساسی و ولایت فقیه دارد. روحانی در طول چهار سال گذشته نتوانست دامن خود را از اطرافیان و بستگانی که پرونده های فساد آنها در حال بررسی است پاک کند. این عملکرد روحانی در کنار شبهات مهمی که درباره مسائل شخصی وی مطرح است به همراه برخی ملاقات های خارجی قدیمی که روحانی حاضر به تکذیب آنها نیست، همگی دلیل روشنی برای رد صلاحیت حسن روحانی است.

اما تنها توجیهی که برای عدم رد صلاحیت حسن روحانی عنوان می شود این است که رد صلاحیت رئیس جمهور مستقر به مصلحت نظام نیست! متاسفانه این تابو سبب شده تا روسای جمهور در چهار سال اول عملکرد خود، از حاشیه امنی برخوردار شوند و با هر عملکرد و مواضعی، خود را برای حضور در رقابت های چهارساله دوم در امنیت کامل ببیند. در حال حاضر با کاندیدایی برای ریاست جمهوری اسلامی ایران مواجه ایم که آمریکا و اسرائیل او را بهترین گزینه برای تأمین منافع خود می بینند اما ساختارهای قانونی در جمهوری اسلامی، مجبور به تأیید صلاحیت او هستند! سئوال این است که آیا وقت آن نرسیده تا این تابو شکسته شود و به همه رجال سیاسی مذهبی که حال و هوای ریاست جمهوری به سرشان می زند، نشان داده شود که اگر در چهار سال اول فعالیت خود، از آرمان های انقلاب اسلامی فاصله بگیرند، مطابق قانون با آنها رفتار خواهد شد.

در چنین شرایطی طبعا هواداران روحانی نخواهند پذیرفت که کاندیدای دیگر (احمدی نژاد) که از نگاه آنها او هم رفتارهایی از این دست ـ و البته از جهتی دیگر ـ داشته است، تأیید صلاحیت شود و البته در صورت تأیید صلاحیت، باید پاسخ قانع کننده ای به این طیف از جامعه ارائه داد.

فرض دوم (تأیید صلاحیت روحانی و رد صلاحیت احمدی نژاد): متأسفانه رفتارهای احمدی نژاد نیز در دو سال پایانی دوره دوم ریاست جمهوری اش و همچنین عدم صداقت او در روزهای اخیر در مواجه با توصیه رهبری انقلاب و اظهار نظرهای خلاف واقع که در هر مرحله توسط خودش نقض می شود و ... همگی حکایت از عدم صداقت در رفتار سیاسی و عدم پایبندی و التزام او به قانون اساسی و ولایت فقیه دارد. وقتی احمدی نژاد به راحتی زیر تمام حرف هایی که در این چند ماه گفته، می زند چه تضمینی وجود دارد که وی بعد از کسب رأی مردم  به آنچه تعهد داده است، پایبند باشد؟!

با این وصف، احمدی نژاد هم شرایط لازم جهت این پست را ندارد. اما این زمانی برای افکار عمومی قابل تحمل است که در مقابل رد او، شاهد تایید صلاحیت فردی که در مقایسه با او به مراتب از وضعیت بدتری برخوردار است، نباشیم. اگر بنا بر اجرای مر قانون درباره احمدی نژاد و رد صلاحیت او شود، طبعا و قطعا گزینه ای که آمریکا و اسرائیل به او دل خوش کرده اند‏، نباید تأیید صلاحیت شود.

سخن نویسنده این سطور در دو فرض بالا البته این نیست که برای انتخاب یکی از این گزینه ها باید بدون در نظر گرفتن مصلحت های عالی عمل کرد بلکه مغز سخن این است که اگر نهادهای تصمیم گیر می خواهند به یکی از این دو گزینه بالا عمل کنند، باید افکار عمومی و پایگاه اجتماعی طرف مقابل را نسبت به تصمیم خود توجیه کنند و دلایل قانع کننده قانونی برای آن ارائه دهند.

فرض سوم (تأیید صلاحیت احمدی نژاد و روحانی): در این فرض ما شاهد انتخاباتی رقابتی خواهیم بود اما باید به دو قطبی شدن فضای انتخابات تن دهیم. باید به استقبال انتخاباتی احساساتی و غیر عقلانی برویم. در این انتخابات دو گزینه ی مد نظر و هواداران آتشی آنها به جای پاسخگویی نسبت به اقدامات گزینه خود و دفاع از آنها به سمت نفی طرف مقابل خواهند رفت و این همان نگرانی ای است که رهبر حکیم انقلاب را به توصیه برای دو قطبی نشدن انتخابات وا داشت.

به نظر نویسنده این سطور تلاش رهبر انقلاب‏، در عین رعایت برخی مصالح عالی، برگزاری انتخاباتی هوشیارانه و مبتنی بر منطق انتخاب اصلح بود نه برگزاری انتخاباتی احساسی و پر سر و صدا که ضعف ها در آن پوشانده و خیانت ها در آن دیده نمی شود.   

فرض چهارم (رد صلاحیت احمدی نژاد و روحانی): به نظرم در این فرض نه تنها به مر قانون عمل می شود بلکه چک سفید امضایی که هر کس رئیس جمهور شد برای دور دوم خود به دست می گیرد و با استناد به آن، هر بلایی بر سر ارزش های انقلاب اسلامی می آورد، باطل می شود. این تابو را باید بشکنیم و الا هر بار به جای حاکم شدن رؤسای جمهور ارزشی تر، باید شاهد عقبگرد شخصیت های تراز اول کشور باشیم.

به نظرم نهادهای تصمیم گیر نباید نگران تبعات این تصمیم در این دوره از انتخابات باشند بلکه شاید این دوره، بهترین زمان برای شکستن این تابو که امنیت ملی جمهوری اسلامی را به خطر انداخته، باشد. همه می دانند که حسن روحانی به دلیل عملکرد ضعیف و دولت پیر و خسته اش، نه مقبولیت مردمی دارد‏، نه مقبولیت تشکیلاتی و حزبی و نه مقبولیت نخبگانی‏! هم حزبی های روحانی بین دو راهی عبور از روحانی و احتمال شکست یا بقای بر روحانی و احتمال شکست مانده اند. رد صلاحیت حسن روحانی با توجه به دست پر نهادهای تصمیم گیر،‌ هیچ هزینه برای جمهوری اسلامی ایران ندارد. الان بهترین زمان است تا جمهوری اسلامی این تابو را بشکند و روسای جمهور آینده را از این اطمینان خاطر بیرون بیاورد که نمی توان با آرمان های انقلابی که این همه شهید برای آن داده شده قمار کرد.

بدیهی است که در صورت رد صلاحیت روحانی،‏ هواداران احمدی نژاد نیز در برابر رد صلاحیت او یا انصرافش اعتراضی نخواهند داشت، چون احساس می کنند که نظام جمهوری اسلامی عدالت را رعایت کرده است و الّا به هر دلیلی که احمدی نژاد شایسته رد صلاحیت باشد، حسن روحانی دلایل کامل تر و بیشتری برای اتخاذ چنین تصمیمی دارد.

این نکته را نیز اضافه می کنم که در بررسی شرایط فعلی، اساسا کاندیداهای دیگر مورد تحلیل قرار نگرفته اند، چون نویسنده معتقد است که اساسا با ورود احمدی نژاد، فضای انتخابات دو قطبی خواهد شد. کاندیداتوری حمید بقایی هم به مرحله پایانی نخواهد رسید و وی قطعا رد صلاحیت خواهد شد. این که آقای بقایی شرایط قانونی و قضایی را برخوردار است یا نه، بی اطلاع ام و در این باره نهادهای ذیربط نظر خواهند داد، اما قطعا بقایی مصداق «رجل» که در قانون اساسی به آن اشاره شده نیست.

حمید بقایی در این مدت نشان داده که هیچ هویت مستقلی ندارد تا جایی که بی محابا اعلام می کند که بدون اجازه آقای احمدی نژاد آب هم نمی خورد! وی همواره در سایه احمدی نژاد حرکت کرده است. بقایی مصداق «من آنم که رستم بود پهلوان» شده است و چنین فرد اساسا فاقد «شرط رجلیت» است تا چه رسد به سیاسی و مذهبی بودن آن.
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر:
چند رسانه ای صفحه خبر
آخرین اخبار
پر بیینده ترین عناوین