کد خبر: ۴۶۶۱۶۱
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰:۲۵

حرکت ترامپ برای برقراری ارتباط با روسیه برخلاف همه فشارهای داخلی، حکایت از چرخش در نظریه نیکسون مبنی بر ارتباط با چین برای مهار روسیه دارد و گفته می شود تاکتیکی برای مقابله با قدرت و نفوذ اقتصادی چین است.

به گزارش شفاف، تدوین راهبردی جامع برای مقابله با تهدید فزاینده چین علیه اقتصاد و قدرت آمریکا گواهی بر این ادعا است که 'کریستوفر ری' مدیر اف بی آی، چین را «وسیع ترین، چالش برانگیزترین و مهم ترین تهدید پیش رو» دانست و 'مایکل کالینز' معاون مدیر مرکز آسیای شرقی سازمان سیا نیز از آن به عنوان «جنگ سرد» علیه ایالات متحده یاد کرد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می شود که از نگاه نظریه پردازان آمریکایی، روسیه و چین دارای جهان بینی مشابهی هستند و به شدت از یکدیگر حمایت می کنند. 'هری کازیانیس' مدیر مطالعات دفاعی در مرکز منافع ملی آمریکا درباره ارتباط با روسیه در روزنامه دیلی بست تاکید می کند که 'من شوکه نیستم که آنها (کاخ سفید) روسیه را یک شریک بالقوه در برابر چین می دانند'.
همچنین در یکسال و نیم گذشته، روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان دادند که می توانند در برابر خواسته های واشنگتن ایستادگی کرده و حتی اگر لازم باشد قطعنامه های پیشنهادی آنها را وتو کنند.
این مساله نه تنها منجر به شکل گیری قطب مخالف آمریکا در شورای امنیت شده بلکه انزوای کاخ سفید را در این سازمان بین المللی رقم زده است و دیگر کشوری از تهدیدها یا تطمیع واشنگتن حساب نمی برد.
اما نباید فراموش کرد که چین و روسیه در برخی حوزه ها به ویژه در موضوعات منطقه ای اختلاف نظرهای گسترده ای دارند، در حوزه نفوذ آسیای مرکزی و تلاش پکن برای برقراری طرح 'یک کمربند یک جاده' ظرفیت کشمکش میان این دو قدرت را فراهم آورده است. از این رو، برخی کارشناسان بر این باورند که دیری نخواهد پایید که مسکو، پکن را دشمن ژئوپلیتیک خود بداند و این مساله می تواند منجر به نزدیک شدن به آمریکا شود؛ هرچند ممکن است این روند در آینده ای دور اتفاق افتد.
از این رو، موضوع جنگ تجاری یا جنگ تعرفه علیه چین می تواند به گونه ای دیگر دیده شود و تلاش اروپا برای حل مساله تعرفه با آمریکا که در سفر 'ژان کلود یونکر' رئیس کمیسیون اروپا نیز مطرح شد، مبتنی بر این رویکرد است آنجا که یونکر در نشست خبری خود گفت: همکاری میان ایالات متحده و اتحادیه اروپا مدل پیشگیرانه چین را خنثی خواهد کرد و حتی پیش از این توافق، شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه چین در حال برافراشتن پرچم سفید است.
گلری کادلو' مشاور اقتصادی کاخ سفید شرایط را به سمت انزوای ناگهانی چین ارزیابی می کند و می گوید: 'چین از طریق اتحادیه اروپا خواستار معامله تجاری شده، اتحادیه اروپا گفت: نه. اتحادیه اروپا گفت ما خیلی بیشتر از شما با ایالات متحده تجارت داریم'.
فاکس نیوز ارگان رسمی جناح حاکم بر کاخ سفید نیز در اظهار نظری مشابه جنگ تجاری با چین را اینگونه توصیف کرد که 'دونالد ترامپ'رئیس جمهوری آمریکا جنگ تجاری با چین را آغاز نکرده است، او در تلاش است تا جنگ تجاری که چین علیه آمریکا آغاز کرده را به پایان برساند. 
به گفته این شبکه خبری، همانطور که رئیس جمهوری آمریکا بارها اشاره کرده، چین سالهاست که نظام تجارت جهانی را تضعیف کرده و هیچ کشوری با اقدامات غیرمنصفانه بیشتر از چین به آمریکا آسیب نرسانده است.
بنابر اعلام منابع خبری، کسری تجاری آمریکا با چین از سال 2012 به طور پیوسته 300 میلیارد دلار افزایش یافته، در سال گذشته میلادی، این رقم به بیش از 375.5 میلیارد دلار رسیده و در پنج ماه نخست امسال هم 150 میلیارد دلار افزایش داشته است.
تحلیلگران اقتصادی آمریکا بر این باورند که قوانین تجاری تبعیض آمیز و غیرمنصفانه چین و اعمال تعرفه های وارداتی گران بر کالاهای آمریکایی باعث شکل گیری این موازنه منفی در تجارت با چین شده است و شرکت های آمریکایی دیگر قادر به رقابت با همتایان چینی خود نیستند. 
از دیگر موضوعاتی که در تجارت با چین مطرح شذه، موضوع جاسوسی اقتصادی چین است به گونه ای که گفته می شود چین، شرکت های خارجی را به انتقال فناوری خود به شرکت های چینی مجبور می کند و اسرار تجاری آن ها را به ویژه در مورد شرکت های آمریکایی به دست می آورد.
این مساله بارها در مجامع مختلف سیاسی آمریکا اعم از کاخ سفید و کنگره مطرح شده و فهرستی از جاسوسی صنعتی چین از شرکت های آمریکایی، دانشگاه ها و اماکن دولتی منتشر کرده اند و یکی از موارد تقریبا همیشگی اعمال مجازات های وزارت اقتصاد آمریکا علیه شرکت های چینی است که تلاش کرده اند سیستم های کنترل واردات و صادرات آمریکا را دور بزنند. 
این موضوع به ویژه در مورد مالکیت معنوی و فکری بخش های استراتژیک شرکت ها و محصولات آمریکایی بیشتر به چشم می خورد، از این رو شکستن یا نادیده انگاشتن هنجارهای تجارت جهانی یک ویژگی نظام اقتصادی چین شده است و حتی دمکرات ها اهمیت تحریم های تجاری ترامپ علیه چین را به رسمیت می شناسند.
'براد شرمن' نماینده کالیفرنیا در مجلس نمایندگان در جریان نشست کمیته امور خارجی این مجلس که اوایل ماه ژوئیه برگزار شد با اعلام اینکه جنگ تجاری، جنگ ترامپ نیست بلکه جنگی است که چین از سال 2000 تاکنون ادامه داده است. 
'چاک شومر' رهبر اقلیت سنا از نیویورک و 'الیزابت وارن' سناتور دمکرات از ماساچوست به عنوان دو منتقد سیاست های ترامپ، به طور گسترده ای از اقدامات رئیس جمهوری آمریکا در مقابله با چین حمایت می کنند و حتی آنجایی که ترامپ به شرکت«ز.ت.ای»(ZTE) چینی مجوز ادامه کار داد، انتقادهای فراوانی را متوجه ترامپ کردند. 
وارن در ماه مارس به سی ان ان گفت: باید بگویم، زمانی که رئیس جمهوری ترامپ می گوید که تعرفه ها را روی میز قرار می دهد، فکر می کنم تعرفه ها بخشی از بازنگری سیاست های تجارت ما هستند.
شومر هم چین را به سرقت مالکیت معنوی از آمریکا متهم کرد و اظهار کرد: آنها نه تنها مالکیت فکری ما را سرقت می کنند، بلکه شرکت های خوب ما را حفظ می کنند و می گویند تنها راهی که می توانید محصولات آمریکایی خود را در چین به فروش برسانید این است که در چین حضور داشته باشید.
نگرانی از افزایش موفقیت های جاسوس های چینی همه بخش های آمریکا را نگران کرده است و این کشور را بر آن داشته تا تمام ویزاهای دانشگاهی برای دانشجویان و محققان چینی در زمینه های حساس از جمله علوم مهندسی، داده ها و هوش مصنوعی را مورد بررسی قرار دهد.
آنها معتقدند که چین از این اطلاعات در مدرن سازی ارتش خود استفاده می کند و می تواند به تفوق نظامی چین بر آمریکا منجر شود. بر این اساس، 'مایک پنس' معاون اول رئیس جمهوری آمریکا نیز با تایید این مطلب اظهار می کند «کاملا ضروری است که ما از مالکیت معنوی حمایت کنیم که توسط چین سرقت می شود».
'لیندسی گراهام' سناتور جمهوریخواه آمریکا از سیاست های ترامپ حمایت کرده و با اشاره به مذاکرات با کره شمالی می گوید: تنها راه موفقیت ما در کره شمالی این است که ترامپ در چشم کره شمالی و چین قوی بوده است. 
با این تفاسیر، بیشتر مقام های آمریکا، جنگ تعرفه ای با چین را برای مقابله با مالکیت معنوی و فکری چین، درست می دانند و از سوی دیگر این نگاه در میان صاحبنظران مطرح است که روسیه دارای یک تمدن بزرگ مسیحی است و نمی تواند دشمن وجودی آمریکا یا اروپا باشد و هرگز به آنها حمله نخواهد کرد؛ ترس آنها از چین است.
از این رو، گذشته از همه اظهارنظرهایی که درباره دخالت روسیه در انتخابات 2016میلادی ریاست جمهوری آمریکا مطرح می شود، دونالد ترامپ در مقاطع مختلف از لزوم برقراری ارتباط با روسیه سخن می گوید و معتقد است که این کار به صلح و امنیت جهانی و آمریکا کمک می کند.
البته ترامپ برای اینکه خود را از اتهام تبانی با روسیه مبرا کند، در مقاطع مختلف سعی کرده است که واکنش های تندی علیه مسکو همچون اخراج 60 دیپلمات که به ادعای واشنگتن افسران اطلاعاتی بوده اند، اتخاذ کند اما کوشیده تا نخستین دیدار مستقیم و خصوصی خود را با ولادیمیر پوتین در هلسینکی پایتخت فنلاند انجام دهد و از راهبرد ادامه این گفت و گوها در سطوح مختلف خبر داد.
او گفت از پوتین برای سفر به واشنگتن دعوت کرده است هرچند که پس از فشار کنگره بر ترامپ و سوال و جواب های سنگین از 'مایک پمپئو' وزیر خارجه آمریکا به ویژه از سوی نمایندگان دمکرات در کمیته روابط خارجی سنا این دیدار به سال آینده میلادی و ترجیحا پس از انتخابات کنگره در ماه نوامبر موکول شد.
در چنین فضایی، ترامپ جنگ تجاری و اقتصادی را علیه چین متحد استراتژیک روسیه به راه انداخته و تعرفه های زیادی را علیه محصولات چینی اعمال کرده است.
ترامپ به خوبی می داند که اتحاد روسیه و چین می تواند قدرت و سیطره ایالات متحده را به خطر اندازد و رابطه تاکتیکی با مسکو، پیشنهادی است که گفته می شود هنری کسینجر وزیر خارجه پیشین و نظریه پرداز سیاست خارجی آمریکا مطرح کرده است.
شاید این نظریه کسینجر برگرفته از تجربه او در سال های 1969 و اوائل 1970 باشد؛ زمانی که تیم 'ریچارد نیکسون' رئیس جمهوری وقت آمریکا با مدیریت هنری کیسینجر، اقدامات مختلفی برای از سرگیری گفت‌ وگوی مستقیم آمریکا و چین را پیگیری کرد. 
در این چارچوب، در سپتامبر 1969، وزارت امور خارجه آمریکا به سفیر خود در لهستان دستور داد تا با همتای چینی‌ برای آغاز دور جدیدی از گفت‌ وگوها تماس بگیرد . از این رو، کیسینجر در ژوئیه 1971 محرمانه از طریق پاکستان وارد پکن شد و دولت چین به‌ تدریج مردم را برای دومین دیدار رسمی وی در اکتبر آماده کرد و متعاقب آن، بعد از 20 سال ایالات متحده از فهرست تبلیغات منفی حزب کمونیست خارج شد. 
بنابراین از این مقطع تا پایان جنگ سرد، روابط دو کشور در قالب نوعی ائتلاف غیررسمی با محوریت مقابله با اتحاد جماهیر شوروی در جهت عادی ‌سازی روابط قرار گرفت.
حال ظاهرا این روند به چرخشی از نظریه نیکسون تبدیل شده و بر اساس یادداشتی که در دیلی بست منتشر شد، آمده است «کسینجر که در طول سال ها 17 بار با پوتین دیدار کرده است، درباره دیدار ترامپ و همتای روسی وی در هلسینکی می گوید این نشستی بود که باید برگزار می شد و من برای چندین سال از آن حمایت کرده ام». 
از این رو می توان نتیجه گرفت که برقراری ارتباط با کشورهایی همچون روسیه، تایوان، فیلیپین و حتی هند می تواند برای شکستن موازنه منفی قدرت چین علیه آمریکا باشد اما نمایندگان کنگره در اینکه آیا این تلاش ها براساس دغدغه نفوذ رو به رشد پکن انجام می شود یا به دلیل وابستگی ترامپ به پوتین و روسیه است، دچار مشکل تشخیص شده اند.