کد خبر: ۴۷۰۵۵۹
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۹

دونالد ترامپ، رئیس‎جمهوری ایالات متحده امریکا با همه اشتیاقی که برای به ثبت رساندن عکس دو نفره خود با حسن روحانی رئیس‎جمهوری ایران داشت، راه به جایی نبرد.

اینکه او با این خواسته خود به‌دنبال چه بوده را از امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل امریکا جویا شده‏ ایم. ابوالفتح اگرچه ترامپ را یک شومن معرفی می‎کند که بدش نمی‎آمد عکسی با رئیس‎جمهوری ایران پیش از برگزاری نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد داشته باشد تا یک پیروزی دیگر را برای خود به ثبت برساند اما معتقد است که این رویداد نمی‎توانسته تأثیر آنچنانی در انتخابات پیش روی کنگره داشته باشد.

این کارشناس مسائل امریکا در خصوص انتخابات آینده امریکا هم پیروزی هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه را نسبتاً بی‎تأثیر در سرنوشت برجام دانسته و می‎گوید: اگر دولت و شخص رئیس‎جمهوری امریکا تن به بازگشت به برجام ندهند کنگره نمی‌تواند کاخ سفید را وادار کند که در سیاست‎های خود در قبال ایران تجدیدنظر کند. البته می‎تواند مانع تراشی بکند اما واداشتن رئیس‎جمهوری به اینکه به توافق برگردد یا تحریم‎های علیه ایران را اجرا نکند تقریباً امکان پذیر نیست.

مشروح این گفت‎وگو را در ادامه بخوانید:

** چرا ترامپ پیش از حضور آقای روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل، تلاش داشت دیداری با رئیس جمهوری ایران داشته باشد؟ این تحلیل که چنین اقدامی می‎توانست از او قهرمان سیاست خارجی ساخته و درانتخابات کنگره نیز به نفع او تمام شود، مقرون به واقعیت است؟
می‌توان در این مورد بحث کرد که چرا آقای ترامپ قبل از جلسه مجمع عمومی علاقه‌مند بود که دیداری با رئیس‎جمهور ایران داشته باشد و احیاناً از دل این دیدار حتماً یک عکس دو نفره‎ای هم منتشر می‎شد. اما ابتدا به قسمت پایانی سؤال شما پاسخ می‎دهم. دلایلی برای این امر وجود دارد اما نه ضرورتاً برای تأثیرگذاری در انتخابات پیش روی کنگره. اینکه رئیس‎جمهور امریکا بتواند به جهان اثبات کند یا به رأی‌دهندگان امریکایی نشان دهد کشوری که مثل ایران سرسخت است، کشوری که آماده مذاکره نبوده و به ادعای دولت امریکا و طیفی از شهروندان امریکایی «حامی تروریست»بوده و خطری برای جهان است، زیر فشار ایالات متحده امریکا تسلیم می‌شود و تن به سازش می‎دهد و حاضر می‎شود دیداری انجام دهد، برای او یک پیروزی است. 

اما این را در نظر داشته باشیم که برای شهروندان امریکایی بیش از آنکه نمایش‎هایی این چنینی در عرصه بین‎الملل بتواند در زندگی‎شان تأثیر بگذارد مسائلی مانند بیمه درمانی، مالیات، مهاجرت و رونق کسب و کار مهم است. از این جهت معتقدم که نباید دچار این اشتباه بشویم که اگر ترامپ با آقای روحانی دیدار می‎کرد در انتخابات کنگره پیروز می‌‏شد و اگر دیدار نمی‎کرد در انتخابات شکست می‎خورد. بنابراین این دیدار به نظر من عامل تعیین کننده‎ای در انتخابات کنگره نیست. می‌توانست برای نخبگان جامعه و افراد تحصیلکرده و کسانی که نگاهشان به تحولات جهانی است مهم باشد اما برای مردم عادی امریکا که گرفتار مسائل معیشتی هستند و دغدغه‎شان این است که چقدر مالیات از آنها کم شود، چقدر از بیمه‏‌های درمانی استفاده کنند و نگران سیاست‎های مهاجرتی هستند، خیلی مهم نبود و شاید حتی از این دیدار مطلع هم نمی‏‌شدند.

** پس اصرار و در واقع انتظار او برای چنین اتفاقی چه دلایلی داشت؟
دونالد ترامپ خود را مرد معامله مطرح می‎کند. کتابی هم در این مورد با عنوان «هنر معامله» نوشته که البته در اینکه خودش نویسنده آن کتاب باشد تردید وجود دارد. او در این کتاب معتقد است که بهترین شخص برای انجام معامله است و از استعداد فطری برخوردار است. چه در زمانی که در کسب و کار بود و توانست معاملات بزرگی را انجام دهد و به توافق‌های مهمی دست یابد و چه در زمانی که رئیس‎جمهور امریکا شد. نقطه نظر و استراتژی او این است که طرف مقابل را بشدت زیر فشار قرار داده و مجالی برای نفس کشیدن برایش قائل نشود تا طرف مقابل تن به مصالحه داده و در این معامله شخص ترامپ و امریکا کمترین امتیاز را واگذار کند. این استراتژی در مورد کره شمالی تا حدودی جواب داد. ماحصل دیدار ترامپ با کیم جونگ اون چه بوده و آیا کره‎ای‏‌ها واقعاً فرایند خلع سلاح را طی می‏‌کنند یا نه؟ برای ترامپی که عموماً به شوهای تلویزیونی بسیار علاقه‌مند است و خودش سال‌ها در این عرصه کار کرده و به‌عنوان یک شومن بوده و برنامه‎های تلویزیونی هم داشته، این بحث خیلی مهم است.

او تصور می‎کند همین قدر که دیداری صورت بگیرد حتی اگر نتیجه ملموسی نداشته باشد یا تغییر رفتار کشوری مانند کره شمالی یا ایران زمانبر باشد و به آینده طولانی محول شود، برای او کفایت می‎کند و فکر می‎کند که مهم انجام دیدار است و مسائل بعدی برعهده کارشناسان و بدنه کارشناسی و وزیران است. ترامپ خیلی علاقه داشت این اتفاق بیفتد و به هر لحنی و کلامی این را هم مطرح کرد. حتی آخرین برگ را مایک پمپئو رو کرد و گفت آقای ترامپ نه فقط با آقای روحانی مذاکره می‏‌کند بلکه آماده دیدار با آیت‌الله خامنه‌‏ای هم هست. این اتفاق در نیویورک نیفتاد و بعد از این بود که طرف امریکایی موضع تند و سختی را گرفت. آقای جان بولتون گفت که برای ایرانی‎ها جهنم به پا می‎کنیم. در حالی که 48 ساعت قبل از آن وزیر خارجه آنها گفته بود که رئیس‎جمهور امریکا حتی حاضر به ملاقات با رهبر جمهوری اسلامی هم هست.

** نتیجه انتخابات کنگره با پیروزی هر کدام از دو حزب چه تأثیری بر سرنوشت برجام خواهد داشت؟
این نکته را در نظر بگیرید که سیاست خارجی تقریباً در حوزه اختیارات انحصاری قوه مجریه است و رئیس جمهوری تعیین‌کننده سیاست خارجی است. او با کمک و مشاوره وزیران خارجه و دفاع، مشاور امنیت ملی و سران جامعه اطلاعاتی به استراتژی‎ای دست پیدا می‎کند و به‌طور انحصاری این سیاست را پیش می‎برد. البته کنگره بی‎تأثیر نیست. بخصوص در زمانی که قرار است بودجه‌‏هایی اختصاص داده شود. مثلاً با بالا و پایین کردن بودجه‎ها می‎توانند در سیاست خارجی تأثیرگذار باشند. 

اما اینکه تصور کنیم که کنگره در دست حزبی باشد و آن حزب بتواند نقطه نظرات خود را در عرصه سیاست خارجی به رئیس‎جمهور تحمیل کند، با واقعیت سیاست امریکایی همخوانی ندارد. همان طوری که اکثریت جمهوریخواه کنگره 115 امریکا نتوانست مانع برجام شود و حتی نتانیاهو را هم دعوت کردند تا جلوی تصمیم اوباما را بگیرند اما او با نادیده گرفتن کنگره، برجام را اجرایی کرد. همان‌طور هم در صورتی که دموکرات‎ها در کنگره 116 که از ژانویه شروع می‎شود به پیروزی برسند و حتی هر دو مجلس را هم در دست بگیرند، اگر دولت و شخص رئیس‎جمهور و قوه مجریه تن به بازگشت به برجام ندهند نمی‌توانند کاخ سفید را وادار کنند که در سیاست‎های خود در قبال ایران تجدیدنظر کند. البته می‎توانند مانع تراشی بکنند اما واداشتن رئیس‎جمهور به اینکه به توافق برگردد یا تحریم‎های علیه ایران را اجرا نکند تقریباً امکانپذیر نیست.

** در این میان اروپایی‎ها چقدر به انتخابات کنگره و تأثیر نتیجه آن در تعدیل موضع امریکا امید بسته‎اند؟
به هرحال اگر بخواهیم جهان را به چند قطب تقسیم کنیم از درون امریکا شروع شده و به اروپا و حتی به داخل ایران هم می‎رسد. گروهی که نقد دارد و عملکرد دولت ترامپ را مورد حمله قرار می‌‏دهند، امیدشان این است که در گام اول در انتخابات میاندوره‎ای دموکرات‎ها برنده شوند و در مرحله بعد یعنی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 ترامپ شکست بخورد. به هرحال این گروه معتقد هستند همین که حزب مخالف در کنگره به اکثریت برسد پیامی است به رئیس جمهوری که با احتیاط بیشتر و به شکل مدبرانه‎تری با مسائل برخورد کند. در درون امریکا آقای جان کری و خانم وندی شرمن، در اروپا افرادی مانند خانم موگرینی و سران بعضی از کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه و حتی در درون جمهوری اسلامی هم این امیدواری وجود دارد که ترامپ حداقل با اکثریت دموکرات در کنگره مهار شود. اما اینکه واقعاً تأثیرگذار باشد مقداری دور از انتظار است. 

در مورد اینکه سران اروپا و شخصیت‎های دولتی و سیاسی چه فکری می‎کنند و شرکت‎های خصوصی به چه شکلی عمل می‎کنند شکاف عمیقی وجود دارد و شاید بتوان گفت خیلی تعیین‌کننده نخواهد بود. اگر دولت‎های اروپایی به پیروزی دموکرات‎ها در انتخابات کنگره امید ببندند و شرکت‎های خصوصی تحت اجبار و الزام مجبور شوند که این همکاری را تا حدودی کاهش دهند، مشکل ایران را حل نمی‎کند. مهم این است که فعالان عرصه اقتصادی کشور که همه خصوصی هستند به چه سمتی جهت‌گیری داشته باشند. البته سیاستگذاری‌هایی که اروپایی‌ها انجام می‌دهند و تلاش‌هایی که صورت می‌گیرد مؤثر است اما تا زمانی که تحریم‌ها شروع نشده و 14 آبان فرا نرسد و چند هفته از این زمان نگذرد خیلی نمی‌توان ارزیابی کرد که واقعاً تهدید امریکایی‌ها باعث شده که فشارها به ایران به حداکثر برسد یا نه. فعلاً همه چیز در مرحله حدس و گمان است. باید زمان بگذرد، تحریم‌ها برگردد، اروپایی‌ها اقدام خود را انجام دهند تا بتوان فهمید که آیا اروپایی‎ها واقعاً توانمند هستند یا صرفاً در حد بیانیه و اعلام نظر سیاسی عمل کرده اند و به لحاظ عملی اقدام‌های مورد نظر ایران را نمی‌توانند انجام دهند.

منبع: روزنامه ایران