کد خبر: ۴۸۱۸۱۵
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۵:۱۲

ترامپ در حوزه داخلی، در بد مخمصه ای گرفتار شده است؛ حتی هم حزبی هایش نیز برای او شمشیر از رو کشیده اند، از همین رو تمام شانس های خود را برای خروج از بحران های داخلی و عبور از انتخابات 2020 در حوزه سیاست خارجی می بیند.

به گزارش شفاف، روند تحولات داخلی در آمریکا نشان می دهد، ترامپ برای زدن گلی جهت انتخابات آتی ، چاره ای ندارد جز اینکه با دستیابی به موفقیت هایی هرچند سطحی و توافق هایی حداقلی در خاورمیانه، آمریکای جنوبی، افغانستان و کره شمالی ، به عنوان برگ برنده، به رقابت های انتخاباتی پا بگذارد.
او در چارچوب چنین سیاستی، قصد دارد ضمن خروج از سوریه و القای پیروزی بر داعش و دستیابی به توافقی منطقه ای بویژه با روسیه ، حتی با ادامه حضور بشار اسد در قدرت، بگوید که از این میدان پیروزمندانه و با موفقیت خارج شده و به یک بحران طولانی مدت که اوباما نتوانست از آن خارج شود، خاتمه دهد. حال آنکه جهان می داند این محور مقاومت بود که داعش را در عراق و سوریه شکست داد. 
ترامپ می خواهد پایان بحران سوریه و حل آن را به نام خود تمام کند و تفاوتی ندارد که داعش یا دیگر گروه های تروریستی هنوز باشند یا زمینه های بحران در مناطق کردی همچنان شعله ور بماند یا اینکه حضور ترکیه در شمال سوریه، به مثابه استخوان در گلوی منطقه شود، فقط استفاده این برگه در انتخابات برایش مهم است. 
مذاکرات صلح با طالبان در افغانستان نیز بر پایه همین راهبرد تعیین شده از سوی تیم مشاوران ترامپ جریان دارد. او در صورت دستیابی به یک توافق با طالبان و با نشاندن دولت افغانستان دور میزی با حضور طالبان ، قصد دارد پایان بحران امنیتی افغانستان را نیز اعلام کند و از هم اکنون برای خروج نیمی از نیروهای 14 هزار نفری ارتش آمریکا برنامه ریزی کرده است.
ورود طالبان به روند سیاسی افغانستان ، اتفاق بدی نیست و در عین حال نیازمند الزامات و بسترهایی است که به مردم این کشور تضمین های لازم را بدهد، اما گویا برای آمریکایی ها تفاوتی ندارد که حدود 90 هزار مرد مسلح وابسته به طالبان ، با گرایش های مختلف، چه روندی را در آینده افغانستان رقم خواهند زد.
توافق با طالبان بدون لحاظ الزامات و تضمین ها و نیز روشن نشدن سازوکارهای حضور این گروه در روند سیاسی افغانستان ، آن هم در شرایطی که این گروه همچنان مورد حمایت منابع اصلی تروریسم در منطقه است، حائز ریسک بالایی است؛ آیا آمریکایی ها احتمال پیوستن اعضای این گروه به داعش یا دیگر گروه های خطرناک تروریستی را پیش بینی نمی کنند؟
این مدل در واقع تاکتیکی است که آمریکایی ها برای فرار از باتلاق هایی که در آن گرفتار می شوند، قبلا استفاده کرده اند؛ در سال 2010 در عراق نیز پیش از آنکه ریشه القاعده خشکانده شود، پایان عملیات پاکسازی عراق را اعلام کرده و از این کشور خارج شدند، حال آنکه استان های الانبار ، دیاله و حتی نینوا (موصل) بطور نسبی هم پاکسازی نشده بود. 
آمریکایی ها در آن سال ها با مذاکره با روسای عشایر عراقی و ایجاد یک نیروی جدید مسلح به نام 'شوراهای بیداری' ، دولت عراق را در عمل انجام شده قرار دادند. حالا بغداد باید بابت نجات آمریکایی ها از باتلاق عراق هم حقوق نیروهایی را می پرداخت که تا یک روز قبل آن با القاعده تروریستی کار می کردند و هم هزینه تجهیز آنان را متحمل می شد، بی آنکه کنترلی بر این نیروها داشته باشد و سرانجام هم با ظهور داعش در 2013 همین نیروها بودند که با سلاح و تجهیزات اعطایی ارتش آمریکا (البته با جیب عراقی ها)، بدنه اصلی داعش را در عراق و سوریه تشکیل دادند.
دستکم دو پروژه دیگر هم مد نظر ترامپ هست؛ یکی کره شمالی و دیگری ونزوئلا که این هر دو می توانند برای او هم هزینه ساز باشند و هم پلی برای خروج از باتلاق!
تا اینجا به نظر می رسد کره شمالی خوب بازی کرده و نشان داده است در میدان دیپلماسی توانسته ترامپ را بازی دهد. رهبر جوان کره شمالی با پذیرش ریسک مذاکره ، ترامپ را در وضعیتی قرار داده که در صورت ادامه این روند به یک آبروریزی برایش تبدیل می شود. 
کره شمالی تاکنون حتی یک امتیاز هم نداده (با توجه به اینکه هیچ اتفاقی در پس دو دور مذاکره نیفتاده است) و ترامپ نتوانسته هیچ دستاورد مکتوبی با خود به واشنگتن ببرد. با این حال ، فضای روانی و سنگین تحریم ها از سر کره شمالی برداشته شده و با تعاملی که اون با کره جنوبی برقرار کرده و احتمالا از سطح تنش ها با ژاپن هم خواهد کاست، کار بر ترامپ و تیم مشاورانش سخت تر خواهد شد. 
ترامپ حتی زمانی که در ارتباط با مذاکرات با کره شمالی مورد انتقاد قرار گرفت ، پاسخ داد 'برای خلع سلاح کره شمالی عجله ای ندارد'. 
مجموعه تلاش های بین المللی ترامپ برای خلاصی از دردسرهای داخلی، تا اینجا نتیجه چندانی نداشته است و همچنان مشخص نیست که بتواند در این بخش پاسخی دریافت کند؛ او ناچار است تا قبل از داغ شدن تنور انتخابات 2020 یکی از پرونده ها مانند کره شمالی، ایران یا ونزوئلا را ببندد تا با دست پر در رقابت ها حاضر شود. 
ونزوئلا نیز برغم آنکه زیر فشار تحریم ها دچار بحران اجتماعی شده، اما به دلیل ایستادگی روسیه در کنار مادورو ، برای ترامپ لقمه راحتی نخواهد بود و به نظر نمی رسد که او بتواند از این شرایط بهره برداری کند.
ترامپ در عین حال یک شانس دیگر هم داشت که آن را پای نتانیاهو فدا کرد؛ او با انتقال سفارت آمریکا به قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی، عملا یکی از شانس های بزرگ خود را که می توانست در چالش داخلی از آن استفاده کند، از دست داده است.
حالا شرایط برای ترامپ جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری 2020 بسیار سخت و پیچیده است. او به جای آنکه از ظرفیت های مختلف جهت حل چالش های بین المللی این کشور بهره برداری کند، به تیم به شدت تندرو خود چسبیده است که گویا در حال هدایت او به سمت پرتگاه هستند، بویژه آنکه با خروج از معاهدات بین المللی، مهمترین متحدان جهانی اش - اروپایی ها- را نیز از دست داده است.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: