کد خبر: ۴۸۴۶۸۴
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۷

«عادل مجللی» که در نخستین روزهای سال 98 در اردوی تیم ملی برای کسب بازی های المپیک باید تمریناتش را دنبال می کرد ترجیح داد در گلستان و در کنار هموطنان و هم استانی های سیل زده اش بماند. او در سانحه سیل نشان داد که یک قهرمان واقعی است.

به گزارش شفاف، سال 98 برای مردم گلستان با سیل ویران گر آغاز شد. هموطنان شمالی کشور همچنان درگیر سیل هستند و سال خوبی را شروع نکردند. در این میان بسیاری از قهرمانان و ورزشکاران نیز وارد میدان شدند به یاری هموطنان سیل زده خود شتافتند. یکی از آنها «عادل مجللی» قهرمان قایقرانی جهان است که خود فرزند گلستان است و از روز نخست سیل در کنار هم استانی های خود بود و امداد رسانی می کرد.
او از اتفاق های عجیب و غریب سیل گلستان صحبت کرد. تمام این روزها برایش اتفاق های تلخ و شیرینی داشت که او در این گفت و گوی مفصل به آنها اشاره کرده است. عادل مجللی در شرایطی شبانه روز کنار هموطنانش بود که امسال باید در رقابت های انتخابی المپیک پارو بزند و با وجود وقفه یک ماهه در تمریناتش نه تنها قول سهمیه می دهد بلکه تاکید دارد اگر از او حمایت شود توانایی کسب مدال المپیک را هم دارد. مشروح صحبت های عادل مجللی را در ادامه می خوانید:

*مردم از روز اول کنارمان بودند
کمک های مردم باورنکردنی بود. از روز اول کنارمان بودند و هر کاری که از دستشان برمی آمد انجام می دادند. چیزی نمی شد گفت. لحظه هایی بود که قابل توصیف نیست. با تمام وجود کنار ما بودند، اوایل باور نمی کردیم و شوکه بودیم. 
ستاد ما از دومین روز عید راه اندازی شد. من، سردار آزمون و پوریا تابان تصمیم گرفتیم، ستاد ورزشکاران را راه اندازی کنیم و خیلی سریع کار را پیش ببریم. خدا را شکر که کارها خیلی سریع پیش رفت. مردم همیشه به ما لطف داشتند و اعتماد کردند و نیاز بود که این فضا در یک ستاد درست مدیریت شود. 

*یک تیم کارشناسی در ستاد فعالیت می کرد
قبل از راه اندازی ستاد، چند تیم کارشناسی جمع شدند. تمام روستاها را بررسی کردیم و بر اساس نیاز هر روستا و خانوار برنامه ریزی می شد. تعداد دقیق خانوارها، آقا، خانم، بزرگ و کوچک نیازهایشان را بررسی می کردیم و روزانه اقلام را با دستان خودمان به نیازمندان می رساندیم. 

*فیلم فریاد سردار شیطنت بود
زمانی که آن فیلم منتشر شد خستگی بر تن ما ماند. آن فرد غذا گرفته بود. سردار هم فریاد نزد و فقط خواست بگوید که غذا باید به دست همه برسد. باید مدیریت می کردیم و هیچکس هم از دستمان در نمی رفت. ماجرای سردار یک شیطنت بود. من به کسی که این فیلم را منتشر کرد تماس گرفتم و گفتم که کارش درست نبوده.
تمام صحبت سردار این بود که باید غذا بدست مردمانی برسد که در آب گرفتار شدند. کسی در فیلم پخش شده خواهان غذا بود فاصله بسیار کمی تا خشکی داشت و می توانست راحت تر غذا تهیه کند. 

*غم مردم غم من است
این نظر شخصی من است که به نظرم نه گلستان بلکه هر جای ایران اتفاقی بیفتد مردم در آن اتفاق سهیم هستند. چه غم و چه شادی. متاسفانه این مرتبه غم بود. اگر در گلستان نمی ماندم و به اردوی تیم ملی می رفتم با وجدان خودم کنار نمی آمدم. من در 14 روز اول شاید 30ساعت خوابیدم. این 15 روز هم نه برای فیلم رفتم نه برای عکس، نیازی نداشتم. افرادی آمده بودند که من در مقابلشان هیچ بودم، افرادی بزرگ که نمی خواستند دیده شوند. 

*برخی به دنبال خودنمایی بودند
آدم هایی از جنس ورزش آمدند و پای کار بودند و کسی به فکر خودنمایی نبود. از جان و دلشان مایه می گذاشتند. شاید برخی در آنجا دنبال دیده شدن بودند اما کسانی که ما دیدیم و کار کردیم فوق العاده بودند.

*مردم نباشند ما هیچ هستیم
اگر مردم نباشند من یا یک فوتبالیست یا قهرمان جهان هیچ هستیم. همه هر کاری می کنند که مردم به آنها افتخار کنند. من مدال جهانی دارم اما وقتی مردم نباشند به چه درد من می خورد. مردم هستند که ما تلاش می کنیم تا در ورزش موفق شویم. 

*برخی خودشان را از مردم جدا کرده اند
قبول دارم برخی ورزشکاران خودشان را از جامعه جدا کرده اند اما باور کنید که در جریان همین سیل ورزشکارانی داشتیم که روزها در گلستان بودند اما نمی خواستند اسمشان مطرح شود. یک نفر که آمده تا خودش را نشان دهد و فیلم بگیرد دستش رو می شود. اما یکسری هم بودند که از روز اول فقط بیل زدند.

*سکه 500 تومانی بهترین کمک بود
یک نفر آمد یک سکه 500 تومانی به من داد. گفت ببخشید من همین را داشتم. این بهترین کمکی بود که به ستاد من شد. تمام داشته آن فرد همان بود که به ما داد. چقدر دل بزرگی داشت. حد و توانش این بود اما آمد و کمک کرد. یک نفر به ستاد ما آمد که ماشینش یک میلیارد بود. لباس عوض کرد، بیل برداشت و گفت بگویید کجا بروم و چه کار کنم. صبح ساعت 7 بیدار می شد تا 4 صبح فردا کار می کرد. هیچ چیز جز کمک کردن برایش اهمیت نداشت.

*انتظارها از ما بالا رفته بود 
ترکمن صحرا که درگیر سیل شد، انتظارها از من هم بیشتر شد. حجم کار بالا رفت اما خیلی خوب مدیریت شد. سعی می کردیم که کاملا همه چیز برطبق برنامه پیش برود. برادرم مدیر ستاد بود و پدرم هم در میدان بود. مغازه پدرم را ستاد کردیم و او از روز اول برای انجام درست کار حرص می خورد. 

*کمک های مردم تا یک جا وظیفه بود باقی لطف
تا یک جایی وظیفه مردم بود که پای کار باشند. باید می آمدند و کمک می کردند. از یک جایی به بعد دولت و مسوولان باید بیایند و پای کار باشند تا همه چیز به روز اول بازگردد. کمک های مردم از این به بعد لطفشان و از روی دل بزرگشان است.

*دولت کنار مردم بود
سیل لرستان و شیراز آمد و تخریب کرد، اما در آق قلا آب گرفتگی بود و مشکل ساز شد. دولت هم در این مدت واقعا هر آنچه که داشت گذاشت. ارتش و سپاه هم وارد عمل شدند و واقعا در کنار مردم بودند. 

*چپ شدن آن قایق تلخ ترین اتفاق بود
من در گمیشان بودم که آن قایق چپ کرد. بعد از آن نمی دانستم چه کار کنم. یکی از آنها که فوت شد یک بیل مکانیکی آورده بود و در راه خدا کمک می کرد. جریان آب نوک قایق را تکان داد و آب وارد قایق شد و چپ کردند. همان چند نفری که فوت شدند بچه دریا بودند و ضربه به سرشان باعث مرگ شده بود. یک نفر را نجات دادیم و حتی نفسش برگشت اما به بیمارستان نرسید و فوت شد. 
تمام این روزها پر از اتفاق های تلخ بود. مصیبت پشت مصیبت بود که گریبان مردم را گرفته بود و ماجرای این قایق از همه بدتر شد. پدر یکی از آنها گریه می کرد و می گفت می دانم پسرم غرق شده اما فقط از خدا می خواهم جنازه اش پیدا شود. جنازه این فرد در باتلاق گیر کرده بود و خوشبختانه بالاخره لب دریا پیدا شد. 

*فدراسیون قایقرانی کاملا در خدمت بود
فدراسیون قایقرانی از روز نخست وارد کار شد. با دستور مستقیم رییس فدراسیون، همه هیات ها وارد میدان شدند. رئیس هیات استان اردبیل هم از اولین روز تا روز آخر بود و خیلی کمک کرد. 

*همدلی مردم بی نظیر بود
حمایت مردم و همت و همدلی مردم در این اتفاق بی نظیر بود. مردم یک سیل بند به ارتفاع 5 متر ساخته بودند که هیچ کس باور نمی کرد. مردم با دست خودشان سیل بند ساختند. شبانه روز بچه کوچک تا پیرمرد کار می کرد که آب وارد روستا نشود و این اوج همدلی مردم بود. 
یکی از بهترین اتفاق ها یکدست شدن و همدلی مردم بود. اگر زودتر از این ها این یک دست شدن اتفاق می افتاد شاید عمق فاجعه کمتر می شد اما انقدر همه چیز سریع پیش رفت که کاری نمی شد کرد. مردم یک روستا دور تا دور روستای خود را خاکریز زدند تا آب وارد زندگی شان نشود.

*دیگر نتوانستم جلوی گریه ام را بگیرم
من خیلی سخت گریه می کنم. حتی زمانی که پدربزرگ من فوت کرد گریه نکردم اما در این چند روز بارها و بارها گریه کردم و نتوانستم خودم را نگه دارم. حق مردم نبود که این اتفاق برایشان بیفتد. برخی، چیزی برای از دست دادن نداشتند. 
زوجی که روز قبل سیل ازدواج کرده بودند و پول های عروسی آنها در کیسه برنج بود تمام زندگی شان را از دست داده بودند. یک نفر باردار بود و مشکلات زیادی برای برخی ایجاد شده بود. تمام این مسایل دست به دست هم می داد تا غم زیادی را تجربه کنم.

*بعد از گلستان راهی لرستان شدیم
ما در گلستان هر کاری که از دستمان برآمد انجام دادیم و بعد از آن تمرکز ویژه ای بر روی لرستان داشتیم. پدرم به محض بحرانی شدن وضعیت لرستان راهی پل دختر شد. در آنجا نیز ستاد ما فعالیتش را انجام داد. مردم نیز اعتماد خوبی داشتند و خدا را شکر توانستیم کمک رسانی مناسبی انجام دهیم.
برای همه چیز برنامه ریزی داشتیم. حتی برای اوقات فراغت بچه های کوچک در محل اسکان برنامه داشتیم و یک گروه نمایشی از تهران به گلستان آمد تا بچه ها را سرگرم کنند. هر آنچه که لازم بود را تلاش می کردیم که مهیا شود. برخی مردم در آب گیر کرده بودند و هرچه می خواستند همان شب برایشان تهیه می کردیم که اذیت نشوند.

*برای یک روستا سوت بردیم
برای یکی از روستا ها که سر زدیم سوت بردیم. چون فاصله خانه ها زیاد بود و ما شب به روستا می رسیدیم کمک رسانی سخت می شد. به هر خانواده یک چراغ قوه و سوت دادیم که مردم بتوانند به ما خبر بدهند. در این مدت راننده های قایق موتوری و راهنماها نیز خیلی کمک کردند. برخی از راننده هایی که با ما بودند تمام آنجا را مثل کف دست می شناختند. انگار یک نقشه خوان داشتیم و خدا را شکر گم نمی شدیم. 

*همه کمک ها ثبت شده و مشخص است
تمام کمک های نقدی و غیرنقدی که به ستاد ما شد لیست شده و فاکتورها موجود است. همه چیز به ریز ثبت شده است. کمک ها نیز ادامه دارد و در نظر دارم این ستاد مدیریت بحران را حفظ کنم تا هر زمان که لازم شد بتوانیم به هموطنان کمک کنیم. در این مدت مسوولان هم کنار ما بودند و خدا را شکر اجازه ندادند به مشکلی بخوریم. تا جایی که بتوانیم و مردم اعتماد کنند کمک خواهیم کرد. 

*صاحبان قایق موتوری ها را فراموش نمی کنم
قایق موتوری هایمان صدمه دید و هزینه های زیادی روی دست صاحبانشان گذاشت که باید هزینه آنها را نیز پرداخت کنیم چرا که این قایق ها وسیله امرار و معاش مردم بود که به صورت رایگان در اختیار ما گذاشته بودند. من آنها را هم فراموش نمی کنم.

*وزارت بهداشت به فکر بیماری های بعد از سیل باشد
از این به بعد احتمال زیاد شدن بیماری وجود دارد و امیدوارم مسوولان وزارت بهداشت حمایت خوبی از مردم داشته باشند تا بیماری ها زیاد نشود.

*امسال باید سهمیه المپیک بگیرم
این همه دغدغه برای سال سهمیه المپیک من بود. خدا را شکر زمستان خیلی خوب تمرین کردم اما یک وقفه به دلیل سیل در آن ایجاد شد که اشکالی ندارد. همه هدفم نتیجه عالی در قهرمانی جهان بود و می توانستم این کار را بکنم اما این وقفه باعث افت شد که تاکید می کنم اهمیت ندارد. 

*وزیر ورزش قول حمایت داد
وزیر ورزش قول داد و گفت که کمک می کند تا شرایط خوبی تا انتخابی المپیک داشته باشم. من شانس زیادی برای رسیدن به المپیک و البته کسب مدال المپیک دارم و آقای وزیر هم قول داد که از من حمایت می کند. 
توانایی کسب مدال المپیک دارم و امیدوارم حمایت شوم. تنها چیزی که می خواهم این است که بتوانم مدتی خارج از ایران باشم و تمریناتم را در اردوهای خارجی ادامه بدهم. قطعا اصلی ترین موضوع هم رقیب تمرینی قدرتمند است که در اروپا هستند و باعث رشد من می شوند. هدف من مدال جهانی، کسب سهمیه المپیک و بعد مدال المپیک است.
در رقابت های جهانی کسب سهمیه المپیک سخت است اما شانس زیادی دارم و اگر حمایت شوم قطعا در مجارستان المپیکی خواهم شد اما اگر نشود فروردین 99 شک نکنید که سهمیه می گیرم.

*اردوی خارجی تنها خواسته من است
تنها خواسته من از وزیر ورزش این است که خارج از ایران تمرین هایمان را ادامه بدهیم. خارج از ایران تمرکز کامل بر روی تمرین است، حریف تمرینی خوب داریم و سطح تفکر و برنامه ریزی ها اروپایی است و این مساله باعث می شود که رشد چشمگیری داشته باشیم. در خارج از ایران فکر و ذکر تمرین است نه چیز دیگر.

*سهرابیان با قدرت کارش را شروع کرده
«علیرضا سهرابیان» رییس فدراسیون از زمانی که انتخاب شد، سعی کرد همه کارها منظم و طبق برنامه پیش برود. همان ابتدا با بدهی هایی روبه رو شد و آنها را پرداخت کرد. در این مدت هم تمام تلاشش را انجام داده تا شرایط ورزشکاران مناسب باشد. او یک مدیر جوان و با انگیزه است و از همه مهم تر شناخت کامل بر قایقرانی دارد. خودش در قایق نشسته و پارو زده است. ویژگی اصلی او این است که برایش کار نشد ندارد. وقتی به او بگویید این کار از دست او برنمی آید شک نکنید که این کار را انجام خواهد داد. 

منبع: ایرنا
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: