کد خبر: ۴۸۹۰۹۰
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۷

مهدی فضائلی

اصرار مذاکره آمریکایی ها در ادوار مختلف فقط یک هدف را دنبال کرده و میکند و آن فشار به جمهوری اسلامی ایران است تا یا تسلیم شود و به خواسته های تحمیلی آمریکا تن بدهد و یا به عنوان یک دولت سرکش تحت فشار بیشتر قرار بگیرد!

کسانی که در سالهای اخیر روابط ایران و آمریکا را دنبال کرده اند بعید است نام "ویلیام جوزف برنز" را نشنیده باشند.
ویلیام برنز، سیاستمدار و دیپلمات کهنه کار آمریکایی است که برخی به او لقب "دیپلمات نامرئی" آمریکا در کارزارهای سنگین این کشور را داده اند.
معاون کلینتون و قائم مقامی کری وزرای امور خارجه دولت اوباما از آخرین مسئولیت های او قبل از بازنشستگی بوده و پس از بازنشستگی نیز ریاست موسسه موسوم به 《موقوفه کارنگی برای صلح بین المللی》 را بر عهده دارد.
برنز، نقش مهمی در مذاکرات محرمانه هسته ای با ایران ایفا کرد که سرانجام به برجام منجر شد.
کتاب خاطرات این دیپلمات برجسته آمریکایی در اواسط فروردین سال جاری با نام "کانال پشت پرده" رونمایی شد.
فصل نهم کتاب خاطرات برنز به مذاکرات با ایران اختصاص دارد و به رغم مراقبت و تحفظ بسیار در نقل مطالب به شکل پیچیده و رمزآلود و همچنین ناگفته گذاشتن فریبکاری ها و نقض عهدهای دولتش،در عین حال نکات آموزنده ای را میتوان در لا به لای سطور او یافت و بهره برد.
این یادداشت یک مورد از این نکات مهم را مرور میکند و آن چیستی و ماهیت مذاکره با ایران است.
یکی از نکات مهم در خاطرات ویلیام برنز، تصریح به مذاکره به عنوان "اهرم فشار" آمریکاست.
وی در این باره میگوید:"عدم اراده ما برای تعامل مستقیم(مذاکره) با تهران برای ما بیشتر هزینه داشت و مارا از یک اهرم فشار ارزشمند محروم می ساخت."
در همین باره و در صورتیکه مذاکرات به نتیجه نرسد نیز در جای دیگر میگوید:"اگر گفت و گوهای مستقیم به جایی نرسید، سرزنش کردن ایالات متحده سخت تر و تشدید فشار علیه یک ایران سرکش آسانتر می شد."
این جملات به وضوح از ماهیت مذاکرات مورد نظر آمریکا پرده بر میدارد و با توجه به مسئولیت برنز در دوره دموکرات ها این واقعیت را نیز نشان می دهد که در این فریبکاری بین اوباما و ترامپ و دموکرات و جمهوری خواه فرقی وجود ندارد.
بنابر این اصرار مذاکره آمریکایی ها در ادوار مختلف فقط یک هدف را دنبال کرده و میکند و آن فشار به جمهوری اسلامی ایران است تا یا تسلیم شود و به خواسته های تحمیلی آمریکا تن بدهد و یا به عنوان یک دولت سرکش تحت فشار بیشتر قرار بگیرد!
طبیعی است که هر دوی این گزینه ها برای ایران هزینه دارد لیکن هزینه تسلیم شدن به مراتب بیشتر است چرا که تسلیم شدن، از دست دادن عزت و استقلال، گستاختر و جری تر شدن دشمن برای ادامه فشار و امتیازات بیشتر، بازسازی اقتدار و هیمنه در حال افول آمریکا، سرکوب کردن تفکر مقاومت در جهان،هدر دادن مقاومت چهل ساله و خون شهدا و ایثار ایثارگران و سرانجام ضعیف شدن و افزایش احتمال حمله نظامی برای ضربه نهایی(مانند عراق و لیبی) را بدنبال دارد.
به عبارت دیگر انتخاب این مسیر برای آمریکایی ها تمامش برد است و برای ایران،باخت کامل در حالیکه عدم مذاکره با آمریکا به جز فشار های اقتصادی که آن هم میتواند به فرصت تبدیل شود، تمامش برای ایران برد است و برای آمریکا باخت کامل!
اینجاست که عمق نگاه حکیمانه آیت الله خامنه ای را بهتر میتوان فهمید که فرمودند:《در مورد مذاکره‌ی با آمریکا مکرّر گفته‌ایم‌ ما مذاکره نمیکنیم. علّت چیست؟... آمریکایی‌ها وقتی که یک چیزی را هدف میگیرند با یک دولتی، با یک کشوری و بنا میگذارند که با زور و با فشار آن مقصود خودشان را به دست بیاورند، فشار در اینجا برایشان راهبرد است، امّا در کنار این راهبرد، یک تاکتیک هم دارند و آن عبارت است از مذاکره... این مذاکره مکمّل آن فشار است. این مذاکره برای این است که محصول آن فشارها چیده بشود، نقد بشود، تثبیت بشود؛ مذاکره برای این است... مذاکره‌ی با آمریکا این است. راهبرد او مذاکره نیست؛ راهبرد او فشار است، و مذاکره یک ذیلی است در مقابل فشار.
راه مقابله‌ی با این ترفند هم جز یک چیز بیشتر نیست و آن، اینکه طرف مقابل هم اگر ابزار فشاری در اختیار دارد، از آن ابزار فشار استفاده کند؛ راه فقط این است... امّا اگر چنانچه نه، فریب دعوت به مذاکره را خورد، با خودش گفت «خب حالا که این میگوید بیاییم مذاکره کنیم، پس احتیاجی به این نیست که من از اهرمهای فشاری که در اختیارم هست استفاده کنم، چه لزومی دارد؟ مذاکره میکنیم؛ اگر این فریب را خورد، لغزیده و رفته؛ یعنی باخت قطعی است.
تنها راه این است. ما در مقابل فشارهای آمریکا ابزارهای فشار داریم؛ این ابزارهای فشار هم بر خلاف آنچه آنها میخواهند تبلیغ کنند و بگویند، ابزارهای نظامی و مانند این چیزها نیست؛..》۹۸/۲/۲۴

و در دیدار اخیر با مسئولان قوه قضائیه هم مجددا" فرمودند:《 میگویند بیایید مذاکره؛ مذاکره یک فریب است؛ مذاکره بر سر چه؟ بر سر آنچه او میخواهد؛ یعنی اسلحه در دست شما است، جرئت نمیکند بیاید جلو، میگوید آقا آن اسلحه را بده به من، آن اسلحه را بینداز تا من بتوانم هر کاری که میخواهم با تو بکنم، تا من بتوانم هر بلایی میخواهم سر تو بیاورم؛ مذاکره این است. اگر چنانچه در این مذاکره‌ای که انجام میگیرد شما حرف او را قبول کردی، پدرت درآمده؛ اگر حرف او را قبول نکردی باز همین آش است و همین کاسه: دعوا و سر و صدا و تبلیغات و «آقا اینها زیر بار نمیروند» و حقوق بشرِ آمریکایی و از این مزخرفات.》

لذا در یک جمع بندی نهایی باید گفت:《 مذاکره‌ی با آمریکا برای ما هیچ فایده‌ای ندارد، دوّم اینکه ضرر دارد؛ یعنی چیزی است بی‌فایده و با ضرر.》۹۸/۲/۲۴

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: