کد خبر: ۴۹۸۸۰۵
تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ - ۱۹:۲۱

شیدا ملکی

وقتی مجلس نمایندگان آمریکا اواخر ماه اکتبر (اوایل آبان‌ماه) لایحه استیضاح رئیس­‌جمهوری را تصویب کرد، واژه «اجتناب­‌ناپذیر» بیش از هر زمان دیگری خودش را در صحنه سیاسی آمریکا نشان داد. پس از آن‌که کمیته قضایی مجلس با تصویب لایحه استیضاح آن را برای رای­‌گیری به صحن فرستاد، معلوم شد که نام «دونالد ترامپ» هم به لیست روسای جمهوری استیضاح شده آمریکا وارد شده‌­است.

تا به اینجا تنها دو رئیس‌جمهوری در تاریخ آمریکا استیضاح شده بودند؛ «بیل کلینتون» و «اندرو جانسون». هیچ کدام از استیضاح‌های انجام شده هم نتوانست روسای جمهوری را از منصبشان دور کند. در مورد «ریچارد نیکسون» هم کار به فرستادن لایحه درخواست استیضاح کشید اما نیکسون انتخاب کرد یا به عبارتی مجبور به انتخاب شد که تا قبل از جنجالی شدنِ بیشترِ ماجرا در کنگره، خودش جبهه را خالی کند.

در مورد استیضاح دونالد ترامپ هم اگر مجلس سنا در مرحله آخر حاضر به کنار گذاشتن او شود، باز هم آینده برای آمریکا و بسیاری از جنبه‌های سیاست او مبهم و نامعلوم خواهد بود. در واقع، از همان زمان که بحث استیضاح جدی شد، تلاش‌­ها برای نوشتن احتمالات و سناریوهای مختلف و اینکه کدام‌یک می­‌تواند برای آمریکا و حتی جهان عوارض جانبی بیشتری داشته باشد، آغاز شد.

اما قطار استیضاح از کجا شروع به حرکت کرد، مسافران یا بازیگران اصلی آن چه کسانی هستند و آخرین ایستگاه آن کجاست؟

تماس تلفنی جنجالی

یک افشاگر، یک بازیگر سبک کمدی و رئیس­‌جمهوری آمریکا در وهله اول نقش‌­های اصلی جریان استیضاح ترامپ بودند اما رفته رفته بازیگران این ماجرا بیشتر شدند.

۲۵ جولای سال ۲۰۱۹ دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا اعلام کرد که کمک ۴۰۰ میلیون دلاری به ارتش اوکراین را قطع کرده است. همان زمان او در تماسی تلفنی با «ولادیمیر زلینسکی» رئیس‌جمهوری تازه‌کار اوکراین -که مانند ترامپ قبل از ورود به صحنه سیاست در رسانه­‌ها مشغول بود و به عنوان بازیگر کمدی موفق شناخته می­‌شد- درخواست کرد تا درباره فعالیت‌های پسر رقیب سیاسی آینده او در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ یعنی «جو بایدن» تحقیقاتی را انجام دهد.

یک افشاگر در جلسه با مامورهای امنیتی مطرح کرد که ترامپ در جایگاه رئیس‌جمهوری از قدرتش استفاده کرد تا راه را برای مداخله یک کشور خارجی در انتخابات ریاست­‌جمهوری سال ۲۰۲۰ باز کند. ترامپ هم در مقابل گفت که این حرف­‌ها همه ادامه پروژه پاپوش درست کردن و مقصر جلوه دادن (witch-hunt) رئیس‌جمهوری آمریکا است و این ادعا که کمک‌­های نظامی را برای تحت فشار قرار دادن اوکراین در انجام دادن تحقیقات قطع کرده‌­است، منکر شد. علاوه بر این‌ها، او کار کسی را که اطلاعات را به فرد افشاگر داده بود «نزدیک به جاسوسی» خواند.

ولودیمیر زلینسکی ستاره سابق تلویزیون با ۸.۵ میلیون کاربر و دنبال کننده در اینستاگرام، کارش را به عنوان رئیس‌جمهوری اوکراین از ماه آوریل سال ۲۰۱۹ شروع کرد. او طرف مقابل صحبت‌های ترامپ در تماس تلفنی بیست و پنجم جولای بود. فاش شدن محتوای این تماس تلفنی کمی تا قسمتی باعث بی‌آبرویی آقای زلینسکی هم شد. او نه تنها در چند حرکت تلاش کرد تا تملق ترامپ را بگوید، بلکه حرکت‌هایی را هم برای آغاز تحقیقاتی درباره پسر جو بایدن آغاز کرده بود.

بایدن که پیش از این هشت سال سمت معاون اول در دوران ریاست­‌جمهوری «باراک اوباما» را داشت در حال تبدیل شدن به رقیب سرسخت و جدی ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۰ است. در زمان تماس تلفنی، بایدن در نظرسنجی‌ها پیشتاز بود و در صورت انتخاب شدن به رقیب حتمی ترامپ در جبهه دموکرات­‌ها تبدیل می‌شد. به طور خلاصه، ترامپ بایدن را متهم کرده که با سوء استفاده از اختیاراتش در دوران خدمت و فشار آوردن باعث شده اوکراین از انجام یک سری تحقیقات کیفری که ممکن بود پای پسرش هانتر را به میان بکشد صرف­نظر کند.

مساله اینجاست که بایدن در حال حاضر یک عضو بازنشسته دولت قبلی است و داشتن چنین درخواستی برایش مساله ایجاد نمی­‌کند و درخواست ترامپ در شرایط حاضر برای خودش بیشتر عوارض خواهد داشت تا برای بایدن. جو بایدن اکنون مهمترین رقیب سیاسی ترامپ برای انتخابات آینده محسوب می­‌شود و این موضوع باعث شده تا پرونده کمک گرفتن رئیس‌جمهوری از نیروهای کشورهای خارجی برای ورود و دخالت در نتیجه انتخابات شکل دیگری به خود بگیرد.

اما نقش «هانتر بایدن»، پسر ۴۹ ساله جو بایدن در این میان چیست؟ او یک وکیل و لابی‌گر است که به خاطر نقش و سمتی که در شرکت اوکراینی در حوزه گاز به نام «بوریسما» داشته، نامش به طور مکرر در این داستان به گوش رسیده است. در دورانی که جو بایدن معاون اول رئیس‌جمهوری بود، دادستان اوکراین تحقیقاتی را درباره این شرکت آغاز کرده‌بود که ناگهان از سمتش عزل شد. اعتقاد ترامپ و متحدینش این است که این دادستان به تشویق جو بایدن از کارش اخراج شده­‌است.

با این حال مدرکی دال بر مجرم بودن هانتر بایدن پیدا نشد زیرا دادستانی که بعداً روی کار آمد روند این تحقیق را از سر گرفت و مشخص شد که ایرادات و اشکال در کار این شرکت حوزه گاز به قبل از سال ۲۰۱۴ و پیش از ورود هانتر به این شرکت بر می‌گردد.

با پیش رفتن ماجراٍ، نام رئیس­‌مجلس نمایندگان آمریکا و رهبر اکثریت حزب دموکرات در مجلس یعنی «نانسی پلوسی» هم بیش از پیش نمایان شد. بعد از اینکه دموکرات‌ها توانستند اکثریت مجلس را در آخرین انتخابات پس بگیرند، پلوسی همواره در مقابل درخواست آنها برای به راه انداختن یک جریان استیضاح علیه رئیس‌جمهوری ایستادگی می­‌کرد. اما این رویه در روز بیست و چهارم سپتامبر تغییر کرد، یعنی زمانی که آغاز روند رسمی استیضاح دونالد ترامپ با جمله «رئیس‌جمهور باید پاسخگو باشد.» از سوی پلوسی اعلام شد.

بازیگران میهمان

رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک که وکیل شخصی ترامپ هم هست از عوامل اصلی جریانی بود که رئیس‌جمهوری آمریکا را به این سمت سوق داد که بایدن پدر و پسر در اوکراین در حال انجام کارهای خوبی نیستند. از اواخر سال ۲۰۱۸ او در حال مذاکره با دادستان­‌های اوکراین بود. او در مصاحبه‌ای با «آتلانتیک» اعلام کرد که در روند ایجاد یک جریان تحقیقاتی علیه بایدن­‌ها «تنها به دنبال درست ‌ردن روندها در دولت» بوده است. جولیانی در همین مصاحبه گفت: «این درست نیست که افشاگرها قهرمان ملی باشند و من نباشم. من هم قهرمان خواهم بود. وقتی این کارها تمام شود من هم قهرمان خواهم بود.»

«ویکتور شوکین» همان دادستان سابق اوکراین است که از سوی دولت اخراج شد و جو بایدن در اخراجش نقشی پررنگ داشته است. بایدن در این باره گفته که علت مخالفتش با شوکین این بود که در روند مبارزه با فساد در دولت، آن جدیت لازم را نداشته­‌است. به همین خاطر در زمان دولت وقت تهدید کرد که جلو تزریق کمک مالی یک میلیارد دلاری را خواهد گرفت مگر اینکه ظرف ۶ ساعت بعدی خبر اخراج شوکین را بشنوند. بایدن تنها فردی نبود که می­خواست شوکین دیگر مسئول نباشد. برخی از کشورهای غربی و صندوق بین المللی پول هم از روندی که دادستان وقت اوکراین درباره مبارزه با فساد در پیش گرفته­‌بود، ناراضی بودند.

کورت وولکر، تا همین اواخر فرستاده ویژه آمریکا در امور اوکراین بود. او در حقیقت واسطه میان کاخ سفید و زلینسکی و یکی از طرف­‌های برجسته کننده روند ایجاد تحقیقات علیه بایدن­‌ها بود. اوایل اکتبر بود که وولکر مدارکش را برای وکلای کنگره رونمایی کرد. تنها در یکی از این پیام‌­ها نوشته‌­شده آقای وولکر به زلینسکی گفته بود دیدار او (زلینسکی) از واشنگتن تنها زمانی میسر می­‌شود که با انجام تحقیقات درباره خاندان بایدن موافقت شود. او در پیامی دیگر به زلینسکی پیشنهاد می­‌دهد که بهتر است همین را به صورت عمومی اعلام کند.

«گوردون سوندلند» هم به عنوان سفیر آمریکا در اتحادیه اروپا که از سوی ترامپ انتخاب شده بعد از فاش شدن یک سری پیام‌­های متنی نوشته شده، پایش به این پرونده باز شد. او در بازجویی­‌های پشت درهای بسته کنگره این موضوع را که کمک‌های نظامی برای فشار در زمینه سیاسی قطع شده بودند، انکار کرد. اما او بعدها در یک چرخش اساسی در جلسات علنی استماع شهادتش اعلام کرد که به یکی از مسئولان اوکراین گفته که «احتمالاً» هدف این بوده کمک را تا زمان آغاز روند تحقیقات نگه دارند. سونلند همچنین در جلسه بیستم نوامبر اعلام کرد که همه کارهایش در راستای دستور صریح و مستقیم رئیس‌جمهوری بوده است.

حالا چه می‌شود؟

در حال حاضر مجلس نمایندگان مصمم است با قدرت پیگیر روند استیضاح باشد چرا که اکثریت دموکرات‌­ها معتقدند شواهد همه علیه رئیس‌جمهوری است و ترامپ باید بابت سوءاستفاده از قدرتش برای برخی مقاصد پاسخگو باشد. اما از زمان به راه افتادن این جریان، سناریوهای سیاه و سفید زیادی درباره نتیجه این دادخواهی سیاسی به راه افتاده که هر کدام می­تواند نتایجی داشته باشد:

الف- آنچه که برای ترامپ بد است، اما به نفع دموکرات‌ها تمام خواهد شد

الف-۱ ترامپ همه چیز را می­‌بازد: در این نسخه از احتمال­‌های پیش رو، جلسه استیضاح رئیس‌جمهوری به مهمترین نقطه اشتراک ملت آمریکا تبدیل خواهد شد و توجه زیادی را به خود جلب خواهد کرد. دموکرات‌ها می­‌توانند به وسیله مدیریت صحیح استیضاح از طریق رسانه­‌ها حقایق و مدارک موجود را به خوبی نمایش دهند تا جایی که بتوانند بخش اکثریت جمهوری‌خواهان مستقل و سالمی را که هنوز در این باره موضع­‌گیری رسمی نداشته‌­اند، با خود همراه کنند. در حال حاضر برخی نظرسنجی­‌های مستقل نشان می‌­دهد که ۴۷.۵ درصد از آمریکایی­‌ها طرفدار استیضاح، ۴۵.۵ درصد مخالف آن هستند و ۱۱.۱ درصد از جمهوری‌خواهان فکر می­‌کنند که ترامپ باید استیضاح شود. در این سناریو، احتمال وقوع رویدادهای بسیاری وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها این است که ترامپ متحدانش را در کنگره از دست بدهد و مجبور به استعفا شود (همانند نسخه‌­ای که برای نیکسون به کار گرفته شد.) در این حالت «مایک پنس»، معاون اول ترامپ، رئیس‌جمهوری می‌شود اما فقط برای چند ماه چرا که مردم او را به طرز قابل انکاری مرتبط و متصل با ترامپ می‌دانند. مثل همان نسخه­‌ای که درباره جرالد فورد اجرا شد اما این بار با سرعتی بیشتر. حتی رأی دهندگان دلسوز و سرسخت جمهوری‌خواه در خانه‌ها می­مانند و از رأی دادن خودداری می­‌کنند. در نتیجه، جبهه جمهوری‌خواه ایالات کلیدی و مهم را از دست می­‌دهد و این ایالات به سمت دموکرات‌ها متمایل می­‌شوند. پنس انتخابات را واگذار می­‌کند و از همه بدتر اینکه مجلس سنا از جبهه جمهوری‌خواه خالی می­‌شود و آنها این سنگر را هم به رقیب واگذار می­‌کنند چرا که سناتورها آن‌طور که باید شاید دلسوزانه به وظیفه‌شان عمل نکردند و وقتی هم که وارد میدان شدند دیگر برای جبران خسارات در حزب بسیار دیر شده بود.

الف-۲ رأی دهنده‌­ها پشت ترامپ را خالی می‌کنند اما به حزب جمهوری‌خواه وفادار می‌مانند؛ شکاف در کنگره به خاطر حضور اعضایی که نسبت به مواضع حزب­‌هایشان کوتاه نمی‌­آیند باقی می‌­ماند. تعداد کمی از اعضای مؤثر حزب جمهوری‌خواه نسبت به ترامپ کوتاه می‌­آیند. او لازم نیست استعفا کند و می‌تواند نماینده حزب در انتخابات ۲۰۲۰ باقی بماند. اما آنچه در جریان استیضاح از رسانه‌ها به گوش مردم رسیده باعث شده تا افکار عمومی آمریکا چیز دیگری بخواهد که نتیجه‌اش در نوامبر ۲۰۲۰ مشخص خواهد شد. استیضاح باعث شده تا آنها که طرفدار سرسخت ترامپ در حزب جمهوری‌خواه نبودند، ریزش شدیدی داشته باشند. در حال حاضر هم رئیس‌جمهوری مورد تأیید ۴۱.۳ درصد افکار عمومی است و ۵۴.۶ درصد دیگر او را قبول ندارند. این سناریو ممکن است شبیه آنچه که در انتخابات میان دوره‌­ای سال ۲۰۱۸ اتفاق افتاد، باشد. در آن سال رای‌دهندگان مستقل به سمت دموکرات‌ها متمایل شدند. در این صورت، ترامپ بازنده رقابت‌های ریاست­‌جمهوری‌خواهد بود اما اوضاع برای حزب جمهوری‌خواه به مراتب بهتر از اوضاع نامزد بازنده حزب خواهد شد. آن‌ها سنا را حفظ خواهند کرد و دموکرات‌ها دو جبهه را در اختیار خواهد داشت: کاخ سفید و مجلس نمایندگان.

ب- آنچه که برای ترامپ بد است، اما ضرر چندانی برای حزب جمهوری‌خواه نخواهد داشت

در این قسمت احتمال‌هایی بررسی می‌شود که در آن ترامپ دیگر شانسی ندارد و باید دورنمای سیاسی بعد از او را مد نظر قرار داد. در این حالت، جمهوری‌خواهان در وضعیتی پیچیده قرار می‌گیرند و سعی می‌کنند تا پایان کار دولت اتحادشان را حفظ کنند.

ب-۱ مایک پنس رئیس‌جمهوری می‌شود؛ جلسات استیضاح جنجالی می‌شود. افکار عمومی شدیداً علیه ترامپ موضع می‌گیرد و او به عنوان رئیس‌جمهوری متحدانش در کنگره را دست می‌دهد و به اجبار و با روند استعفا از صحنه کنار می‌رود. این سناریو شباهت‌هایی به قبلی‌ها دارد با یک تفاوت: پنس رئیس‌جمهوری می‌شود و در انتخابات هم رأی می‌آورد. در این روند از احتمالات، پنس موفق می‌شود تا رأی آنهایی را که طرفدار ترامپ بودند جذب کند و به آنها اطمینان می‌دهد که اوضاع در دوران او با ثبات‌تر از دوران ترامپ خواهد بود. در شرایط فعلی، نمره میزان تأیید مایک پنس در «ریل‌کلیرپالیتیکس» (RealClearPolitics) منفی ۵.۵ درصد است و برای ترامپ منفی ۱۲ درصد.

ب-۲ جنگ داخلی جمهوری‌خواهان: افکار عمومی نسبت به ترامپ چرخش قابل توجهی خواهد داشت اما نه در حدی که بخواهد لرزه در حزب جمهوری‌خواه ایجاد کند. مثلاً ممکن است «میچ مک‌کانل» و «لیندزی گراهام» همچنان با ترامپ برای تماشای فینال مسابقات به ورزشگاه بروند. اما برای برخی چهره‌های یاغی این حزب دیگر جایی برای پنهان‌کاری باقی نمی‌ماند مثلاً ممکن است «میت رامنی» وارد گروه «جف فلیک» -سناتور سابق حزب جمهوری‌خواه که مخالف جدی ترامپ و طرفدار سرسخت استیضاح او بود- شود. در این صورت، گروه‌های معتدل جمهوری‌خواه باید میان این جبهه‌­های داخلی دست به انتخاب بزنند. آن‌ها می‌دانند که فرقی نمی‌کند طرفدار رامنی (سناتور ایالت یوتا) باشند یا «بیل ولد» (وکیل و سیاستمدار که زمانی فرماندار ایالت ماساچوست بود). همین که با دست زدن به انتخاب درون حزبشان از ترامپ اعلام برائت کنند، برایشان کافی است.

ج-قضایا برای ترامپ به خوبی و خوشی تمام می‌شود و دموکرات‌ها بازنده اصلی خواهند بود

این سناریو به روی دیگر تاسِ قماری که دموکرات‌ها برای استیضاح ترامپ پرتاب کرده‌اند، نگاه می‌کند. آن‌ها ممکن است در شیوه درست نشان دادن جریان استیضاح و رسوایی سیاست‌های آمریکا در اوکراین از طریق رسانه‌ها ضعیف عمل کنند. طولانی شدن این جریان ممکن است باعث شود تا مردم اصلاً فراموش کنند که کورت وولکر چه کسی بود و گوردون سوندلند چه کاری کرد. در این صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؟

ج-۱ ترامپ پیروز می‌شود: شکاف در مجلس نمایندگان در نتیجه این استیضاح بیشتر می‌شود و چیزی بعد از رأی‌گیری نهایی تغییر نمی‌کند. تنها تعداد بسیار اندکی از سناتورهای جمهوری‌خواه علیه ترامپ رأی می‌دهند. انتخابات هم چندان پرشور نخواهد بود. در نهایت ترکیب آن را عده‌ای جمهوری‌خواه دو آتشه و دموکرات خسته و دلزده تشکیل می‌دهد. همین ترکیب به نفع دونالد ترامپ تمام می‌شود تا بار دیگر رئیس‌جمهوری شود. دموکرات‌ها همچنان مجلس را در دست خواهند داشت و جمهوری‌خواهان در سنا باقی می‌مانند.

ج-۲ تحقیر کمرشکن دموکرات‌ها: جلسات استیضاح که از تلویزیون پخش شد باعث می‌شود تا جمهوری‌خواه‌ها خشمگین شوند. انتخابات فرصتی خواهد بود تا آنها به شیوه‌ای دلخواه خشم خودشان را نشان دهند. در این صورت، رای‌دهندگان به ترامپ و رای‌دهندگان مستقل که فکر می‌کنند دموکرات‌ها کشورها را دچار دو دستگی کرده‌اند، همه در انتخابات از حامیان ترامپ خواهند شد. شگفتی این انتخابات نحوه حضور رأی دهنگان مستقل خواهد بود. نیمی از آنها در نوامبر ۲۰۱۹ از حامیان استیضاح بودند. بعد از آن دموکرات‌ها نه تنها کاخ سفید بلکه مجلس نمایندگان را از دست می‌دهند و حزب از سوی دموکرات‌های معتدل بابت اینکه چرا با رئیس‌جمهوری چنین رفتاری داشتند هدف حمله قرار می‌گیرد. رای‌دهندگانی که در انتخابات میان دوره‌ای سال ۲۰۱۸ باعث پیروزی دموکرات‌ها در به دست گرفتن اکثریت مجلس نمایندگان شدند یعنی سفیدپوست‌های تحصیل کرده‌ای که ساکن حومه‌های شهر هستند و از آرای شناور دوران ترامپ محسوب می‌شدند، این بار راهشان را به سمت طرفداری از حزب جمهوری‌خواه تغییر می‌دهند.

ج-۳ یک بسته عجیب و غریب از اتفاقات: جلسات علنی استیضاح خشم عمومی را در آمریکا زیاد می‌کند اما رأی دهندگان جمهوری‌خواه و سران حزب همچنان به حمایتشان از ترامپ ادامه می‌دهند. از آن طرف رأی دهندگان دموکرات هم آماده فرصت هستند تا به ترامپ ضربه بزنند. تمایل به مشارکت در انتخابات ۲۰۲۰ در هر دو جبهه بالا می‌رود. در ایالت‌های کلیدی سناتورهای آسیب‌پذیر کنار گذاشته می‌شوند. دموکرات‌ها همچنان مجلس را در دست دارند و به طرز معجزه‌آسایی هم اکثریت سنا را به دست می‌آورند. اما باز هم مثل انتخابات ۲۰۱۶ ترامپ برای دور دوم روانه کاخ سفید می‌شود و مردم در حالی که از اتفاقات افتاده گیج و مبهوت هستند با خودشان فکر می‌کنند که آیا راه دیگری برای ایجاد تغییرات باقی مانده‌بود یا خیر؟

غرب آسیا در انتظار

بعد از تصویب و ارسال لایحه استیضاح از سوی کمیته قضایی مجلس حالا باید اکثریت ۴۳۵ عضو مجلس نمایندگان آمریکا رأی لازم را بدهند تا ادامه استیضاح در سنا که ۱۰۰ عضو دارد، پیگیری شود. در مجلس سنا هم نیاز است اکثریت لازم به دست بیاید تا رئیس­‌جمهوری برکنار شود. در حال حاضر ترکیب اعضای سنا از ۵۳ جمهوری­خواه و ۴۵ دموکرات و دو عضو مستقل تشکیل شده است. یعنی علاوه بر دموکرات­‌ها و دو عضو مستقل، ۲۰ تن از اعضای جمهوری­خواه سنا (که اکثریت از دوستداران ترامپ هستند) باید با استیضاح رئیس‌­جمهوری همراه شوند که چندان محتمل به نظر نمی­‌رسد.

در صورتی که استیضاح دونالد ترامپ رأی نیاورد اتفاقات خاص برای غرب آسیا و روابط پیچیده ترامپ با این منطقه چندان تغییری نخواهد کرد. اکتبر گذشته (اوایل آبان) تلاش­‌ها و اظهارات برخی مقامات ایران و عربستان به منظور بهبود روابط سبب شد تا زمزمه‌­هایی مبنی بر ارتباط احتمالی میان این دو کشور قوت بگیرد. این زمزمه­‌ها از چشم رسانه­‌های خارجی پنهان نماند و بازتاب­‌هایی هم داشت. به نوشته روزنامه «هاآرتص» این خبر مهم با شروع روند استیضاح ترامپ به حاشیه رانده شد که به نوعی مایه خوشحالی ترامپ و نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل شده است. این حرکت حاکی از آن است که کشورهای خلیج فارس که از جمله عوامل بسیار راضی خروج آمریکا از برجام بودند، حالا دست به ارزیابی جدید زده‌­اند: آن‌ها می‌دانند که آمریکا قدرت بازدارندگی‌اش در منطقه از طریق تهدیدهای نظامی را از دست داده و در نتیجه کشورها به دنبال راه­‌حل بهتری هستند.

در صورتی که استیضاح رأی بیاورد و مایک پنس رئیس‌­جمهوری شود، انتظار می‌رود سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران تندتر شود. پنس درباره ایران معتقد به سیاست­‌هایی است که می‌­تواند جنجال­‌آفرین باشد. او اکتبر گذشته در یک سخنرانی با اشاره به ادعای حمایت ایران از تروریسم گفت: «ایران حمله کنندگان را تحسین می‌­کند و به آنها لقب شهید می­‌دهد. این دولت (آمریکا) به دنبال آن است تا با اقداماتی قاطعانه به رفتارهای تهاجمی ایران پایان دهد.» او ژوئن گذشته نیز با لحنی تهدیدآمیز گفت: «هیچ اشتباهی نکنید این آخرین شانس شماست.»

به نوشته روزنامه صهونیستی هاآرتص، اقتصاد ایران به خاطر تحریم­‌ها ممکن است تا حدودی زمینگیر شده­‌باشد، اما این مساله تغییری در رهبری این کشور در منطقه ایجاد نکرده‌­است. تلاش ترامپ هم برای دستیابی به ائتلافی همراه با متحدین اروپایی­‌اش به جایی نرسید و همین به ناامیدی کشورهای حامی آمریکا در غرب آسیا دامن زده است.

منبع: ایرنا
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار