کد خبر: ۵۰۷۱۸۵
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۹ - ۲۲:۰۲

سوره نور دارای برکت و آثار فراوانی است و در این گزارش می توانید تفسیر آیات اول و دوم این سوره را بخوانید.

به گزارش شفاف، قرآن کریم مشتمل بر معانی دقیق، تعالیم و حکمت‌هایی والا درباره حقیقت خلقت و اسرار هستی است که عمده مردم در عصر رسالت از درک آن ناتوان بودند از این رو پیامبر اکرم (ص) و پس از ایشان مفسران به تبیین و شرح جزئیات آیات قرآن کریم می‌پرداختند. به دلیل آشنایی بیشتر با آیات الهی، هر روز به چند آیه از کلام الله با استناد به تفاسیر معتبر از مفسران قرآن کریم می پردازیم.

سوره نور بیست و چهارمین سوره قرآن و دارای ۶۴ آیه است که در شهر مدینه بر پیامبر نازل شده است.

ابى بن کعب از پیامبر خدا نقل کرده  هر که سوره نور را بخواند، خداوند ۱۰ حسنه به اندازه پاداش همه مؤمنان گذشته و آینده به او می‌دهد؛ شما می‌توانید شرح و تفسیر آیات اول و دوم سوره نور را از کتاب المیزان نوشته علامه طباطبایی در این گزارش بخوانید.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده و مهربان

سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنْزَلْنَا فِیهَا آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴿١﴾

[این]سوره‌ای است که آن را [از اُفق دانش خود]فرود آوردیم و [اجرای احکام و معارف آن را]لازم و واجب کردیم و در آن آیاتی روشن نازل کردیم، تا متذکّر و هوشیار شوید. (۱)

«کلمه سوره به معنای پاره ‏ای از کلمات و جمله‏ بندی‏هایی است که همه برای ایفای یک غرض ریخته شده باشد و به همین جهت در این آیه شریفه یک بار مجموع آیات سوره به اعتبار معنایی که دارند یک سوره نامیده شده و فرموده: این سوره را نازل کردیم و بار دیگر ظرف برای بعضی آیاتش اعتبار شده، از باب ظرفیت مجموع برای بعض، فرموده: در آن آیاتی روشن نازل کردیم و این کلمه از کلماتی است که قرآن کریم آن را وضع کرده و هر دسته از آیاتش را یک سوره نامیده و استعمال آن در کلام خدای تعالی مکرر آمده و مثل اینکه وجه این نامگذاری معنای لغوی آن است که همان دیوار دور شهر باشد که بر شهر احاطه می ‏کند، چون سوره قرآن نیز حصاری است که چند آیه و یا یک غرض معینی را که در مقام ایفای آن است در بر گرفته است.

راغب می‏ گوید کلمه فرض به معنای بریدن چیز محکم و تاثیر در آن است، مانند، فرض آهن و ... سپس گفته: فرض، همان معنای ایجاب را می‏ دهد، با این تفاوت که واجب کردن چیزی را به اعتبار وقوع و ثباتش ایجاب می‏ گویند و به اعتبار بریده شدن و یک طرفی شدن تکلیف در آن، فرض می‏ گویند، همچنان که خدای تعالی فرموده: سوره انزلنا‌ها و فرضنا‌ها، یعنی سوره ‏ای که ما عمل به آن را بر تو واجب کردیم و نیز می‏ گوید: این کلمه هر جا که در جمله فرض الله علیه - خدا بر او فرض کرد واقع شده باشد، معنای ایجابی را می‏ دهد که خدای تعالی مکلف را بدان وارد و تکلیف کرده و هر جا در جمله فرض الله له واقع شده باشد، معنای توسعه و رخصت را می‏ دهد، مانند: ما کان علی النبی من حرج فیما فرض الله له - در آنچه خدا نصیب کرده برای پیغمبر حرجی بر او نیست.

پس اینکه فرمود: سوره انزلنا‌ها و فرضنا‌ها، معنایش این است که این سوره را ما نازل کردیم و عمل به آن احکامی که در آن است واجب نمودیم، پس اگر آن حکم ایجابی باشد، عمل به آن این است که آن را بیاورند، و اگر تحریمی باشد عمل به آن این است که ترک و از آن اجتناب کنند و اینکه فرمود: و انزلنا فیها آیات بینات لعلکم تذکرون مراد از آن - به شهادت سیاق - آیه نور، و آیات بعد از آن است که حقیقت ایمان و کفر و توحید و شرک را ممثل می‏ سازد، و این معارف الهی را تذکر می‏ دهد.

الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْکُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿٢﴾

به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید شما را در [اجرای]دین خدا درباره آن دو نفر دلسوزی و مهربانی بگیرد، و باید گروهی از مؤمنان، شاهد مجازات آن دو نفر باشند. (۲)

«کلمه زنا به معنای جماع بدون عقد یا بدون شبه عقد یا بدون خرید کنیز است، و کلمه جلد به معنای زدن تازیانه است و کلمه رأفت به معنای دلسوزی و تحریک شدن عواطف است، بعضی از لغویین گفته ‏اند: به معنای رحمت آمیخته با دلسوزی است و کلمه طائفه در اصل به معنای جماعت است وقتی که کوچ می‏کنند، بعضی گفته ‏اند: این کلمه بر دو نفر و حتی بر یک نفر هم اطلاق می ‏شود.

(الزانیة و الزانی) مراد مرد و زنی است که این عمل شنیع از آن دو سر زده که باید به هر یک از آن دو صد تازیانه بزنند، و صد تازیانه حد زنا است به نص این آیه شریفه، چیزی که هست در چند صورت تخصیص خورده، اول اینکه زناکاران محصن باشند، یعنی مرد زناکار دارای همسر باشد، و زن زناکار هم شوهر داشته باشد، یا یکی از این دو محصن باشد که در این صورت هر کس که محصن است باید سنگسار شود، دوم اینکه برده نباشند که اگر برده باشند حد زنای آنان نصف حد زنای آزاد است.

بعضی از مفسران گفته‏ اند: اگر زن زناکار را جلوتر از مرد زناکار ذکر کرده، برای این بوده که این عمل از زنان شنیع ‏تر و زشت‏ تر است و نیز برای این بوده که شهوت در زنان قوی تر و بیشتر است؛ و خطاب در آیه متوجه به عموم مسلمین است، در نتیجه زدن تازیانه کار کسی است که متولی امور مسلمانان است، که یا پیغمبر است و یا امام، و یا نایب امام.

(و لا تاخذکم بهما رأفة فی دین الله) این نهی که از رأفت شده از قبیل نهی از مسبب است به نهی از سبب، چون رقت به حال کسی که مستحق عذاب است باعث می ‏شود که در عذاب کردن او تساهل شود و در نتیجه نسبت به او تخفیف دهند و یا به کلی اجرای حدود را تعطیل کنند و به همین جهت کلام را مقید کرد به قید فی دین الله تا جمله چنین معنا دهد که در حالتی که این سهل‏ انگاری در دین خدا و شریعت او شده است.

بعضی از مفسران گفته‏ اند: مراد از دین الله همان حکم خدا است، همچنان که در آیه ما کان لیاخذ اخاه فی دین الملک بدین معنا است، یعنی رأفت، شما را در اجرای حکم خدا و اقامه حد او نگیرد.

(ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الآخر) یعنی اگر شما چنین و چنان هستید در اجرای حکم خدا دچار رأفت نشوید و این خود تاکید در نهی است.

(و لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین) یعنی و باید جماعتی از مؤمنان ناظر و شاهد این اجرای حد باشند، تا آنان نیز عبرت گیرند و نزدیک عمل فحشاء نشوند.

انتهای پیام/

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: