کد خبر: ۵۰۷۵۱۶
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۳

شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان در نامه ای خواستار رسیدگی به مطالبات حوزه تربیت معلم و جلوگیری از تضعیف مبانی نظری آن شدند.

نجات دانشگاهی ورشکسته در سایه واگذاری تربیت معلم به آن

به گزارش شفاف، شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور در نامه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستار رسیدگی به برخی از مهم‌ترین چالش‌های موجود در دستگاه تعلیم و تربیت شدند؛ موضوعاتی که علی رغم تکرار چندین باره آن تاکنون گشایشی در اوضاع وجود نداشته است.

مشروح نامه در ادامه آمده است:

« سلام علیکم
با صلوات بر محمد و آل محمد (ص) و گرامی‌داشت دهه کرامت، نیک مستحضرید که ساختن جامعه‌ای آباد و مطلوب، مطابق با آرمان‌های ارزشی یک جامعه، بدست با کفایت نیروی‌های انسانی متعهد آن جامعه صورت می‌پذیرد که تربیت و پرورش چنین سرمایه‌های انسانی، نظام آموزش و پرورشی را می‌طلبد که متعهدانه و با ظرفیت انسان پرورانه خود، در مسیر نیل به چنین جامعه‌ای قدم بردارد.

معلم و هویتش بی تردید بخش لاینفک نهاد آموزش و پرورش هستند و نمی‌توان در فکر تربیت انسان‌هایی متعهد برای جامعه‌ای مطلوب باشیم، اما اهمیت معلمان انسان ساز در این نهاد از نظر‌ها مغفول بماند؛ لذا بر خود واجب می‌دانیم تا نکاتی مشتمل بر اولویت‌ها و ضرورت‌های این نهاد را خطاب به شما نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، عرض کنیم:

۱- مدت مدیدی است که شعار تحول در نظام آموزشی کشور مطرح شده است، تحولی که در نخستین وهله متوقف به اجرای صحیح و بدون تحریفِ سند تحول بنیادین آموزش وپرورش است. سندی که در حال گذر از نهمین سال رونمایی خود است اما تقلیل گرایی مفهومی در این نهاد حتی گریبان گیر مفهوم تحول نیز شده است؛ به گونه‌ای که بعضاً تحول را منحصر به تغییر اسامی و اصلاحات جزیی ساختاری دانسته و جهل دوست و غرض دشمن دست در دست هم سبب مهجور ماندن، تحریف و تقلیل گرایی مفهومی سندتحول بنیادین شده است و باید بدانیم که این سند تدوین شده تا اجرا شود و مرهمی شود برای التیام زخم‌های مبتلا به نهاد آموزش و پرورش و جایگاه خود را در کلاس‌های درس و مدارس پیدا کند؛ تدوین نشده است که صرفا خوانده شود و به دست‌مایه برخی مسولان برای دادن شعار‌های سیاسی و تمسک به آن برای زیباسازی طرح‌های از ریشه مغایر با مبانی فکری مبانی نظری تحول بنیادین آموزش و پرورش مبدل شود.

۲- مسئله خصوصی سازی و بی رنگ کردن بعد حاکمیتی آموزش و پرورش، پروژه‌ای است که با اجرای طرح‌هایی با نام‌های مختلف در حال اجرایی شدن است. یکی از این طرح ها، طرحی موسوم به خرید خدمات آموزشی است. اگر چه عده‌ای این طرح را نه خصوصی سازی بلکه بهره وری در آموزش می‌دانند، اما این طرح نیز پازلی از پازل بزرگ خصوصی سازی نهاد آموزش و پرورش را تکمیل می‌کند.

اجرای طرح کاپیتالیسم اقتصادی در آموزش و پرورش

در قبال این طرح باید ۳ پرسش اساسی را مطرح کرد؛ بستر فکری این طرح چیست؟

آیا این طرح با اسناد فرادستی مغایرت دارد؟

مساله‌ای که سبب ارایه این راه حل شده چیست؟

در پاسخ پرسش اول باید گفت که بستر این طرح کاپیتالیسم اقتصادی همراه با اصالت منفعت صنعتی تجاری است، به گونه‌ای که ریاست محترم جمهوری از هزینه‌های گزافی که بابت تربیت هر دانش آموز که مبلغ ۴ میلیون تومان در سال است گلایه کرده و خواستار تقلیل این مقدار به ۱ میلیون تومان بودند.

در این طرح بار هزینه‌ها برای تامین معلمان نیز از ذمه دولت ساقط و تنها به واریز مبالغی به جیب کارفرمایان بسنده کرده و راهی برای جولان پیمانکاران در نظام آموزش و پرورش باز می‌کند.

کارفرمایانی که به صورت سودمحور سعی در تامین نیروی انسانی معلم_ و بهتر بگوییم کارگر آموزشی با قیمت پایین‌تر و بیمه‌ای۱۵ روزه دارند همچنین این نکته را در پاسخ به پرسش دوم باید متذکر شویم که طرح مذکور با اسناد فرادستی از جمله برنامه ششم توسعه (ماده ۲۵ و ۲۸)، سند تحول بنیادین و زیر نظام‌های تعلیم و تربیت مغایرت‌های جدی دارد در واقع سند تحول بنیادین یک مسیر است و هر سیاست، رویکرد و طرحی باید در جهت پیشبرد آن مسیر باشد.

در پاسخ به پرسش سوم این نکته حایز اهمیت است که مسأله‌ای که سبب ارایه چنین راه حلی شده است همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد به گونه‌ای که ابعاد مسأله مبهم، اما اصرار زیادی بر طرح مذکور به عنوان راه حل پیشنهادی مسأله، وجود دارد و همواره مسئولان ذی ربط و سیاست گذاران عرصه تعلیم و تربیت باید توجه داشته باشند که هر طرحی قبل از اجرایی شدن و ورود به فاز عملیاتی، مستلزم آن است که ابعاد و اهداف و مجموعه مسایل واضح و دقیقی داشته باشد تا هیچ نقطه ابهامی پیرامون مسأله و به تبع راه حل مسأله وجود نداشته باشد.

۳- اما دانشگاه فرهنگیان که به تعبیر رهبری عزیز مرکز ثقل اصلی اموزش و پرورش است. دانشگاهی که بنا بود مرجع و منبع اصلی تربیت معلم و تامین نیروی انسانی آموزش و پرورش باشد، اما با کم لطفی مسئولان، سال‌ها ورودی این دانشگاه کم و کم‌تر شد.

بی توجهی به قوانین سند تحول و  دانشگاه فرهنگیان

کمبود معلم که این روز‌ها تیتر اخبار شده حاصل سال‌ها بی توجهی به قوانین سند تحول و در راس آن دانشگاه فرهنگیان است. طبق قانون، تاسیس دانشگاه فرهنگیان از ابتدا‌ی ایجاد تنها مرجع برای تربیت معلم بوده، اما عدم درک جایگاه و نقش آن موجب چنین وضعیت اسفباری شده است و همواره چه به لحاظ کمی و چه کیفی مورد بی مهری قرار گرفته تا آنجا که دولت همان اندک مخارجش را زیاد دیده و بر آن شده است تا با واگذاری امر خطیر تربیت معلم به دانشگاهی، چون دانشگاه پیام نور، هم اعتراضات دانشگاه فرهنگیان را بابت مشکلات مادی و کمبود فضا و امکانات کم کند و هم دانشگاهی ورشکسته، چون دانشگاه پیام نور را نجات دهد.

۴- متاسفانه سطحی نگری و عدم برنامه ریزی درست برای اجرای صحیح طرح‌ها موجب تحریف همان اندک طرح‌هایی که به اسم عمل به سند تحول به میان آمده، می‌شود. این در موضوع رتبه بندی معلمان به وضوح مشاهده می‌شود، آنچه که در بحث از موضوع رتبه بندی در بند دوم از ماده ۶۳ برنامه ششم توسعه آمده است، با آنچه که دولت آن را صرفا با افزایش حقوق چند صد هزار تومانی اشتباه گرفته است، بسیار فاصله دارد.

نمایندگان محترم مجلس!

انتظار می‌رود اساسی‌ترین و بنیادی‌ترین و فراگیرترین وزارتخانه را دریابید تا مبادا مطالبات اساسی فرهنگیان تنها در نگاه به مشکلات معیشتی خلاصه شود، اگر چه این مطالبه هم لازم بوده است، اما این سطحی‌ترین خواسته معلمان و دلسوزان عرصه تعلیم و تربیت است که متاسفانه تنزل مشکلات و مسائل ریشه‌ای آموزش و پرورش در حد نارضایتی از حقوق و مزایای مادی، بزرگترین ظلم در حق این قشر زحمت کش بوده است.

در پایان از شما نمایندگان مجلس درخواست داریم تا با نگاه ویژه به مسئله حیاتی فرهنگ و در راس آن، آموزش و پرورش و نگاه تحولی و بنیادین، به رفع نقص‌های گذشته بپردازید و از کنار این مسائل مهم که تربیت نسل‌های متمادی تحت تاثیر آن است به سادگی عبور نکنید.»

انتهای پیام/

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: