کد خبر: ۵۱۱۱۴۲
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۳

شاعرانی از جمله حسن کردی، حسن لطفی و علی اکبر لطیفیان در رثای امام حسین (ع) اشعاری زیبا سروده اند.

به گزارش شفاف،  به مناسبت فرارسیدن نهمین روز از ماه محرم، اشعاری از شاعران کشورمان را نقل می کنیم که در رثای امام حسین (ع) سروده شده اند. از جمله این شاعران می توان به حسن کردی، حسن لطفی و علی اکبر لطیفیان اشاره کرد.

لازم به ذکر است شعر علی اکبر لطیفیان و رضا قربانی از روی سایت مذهبی « من غلام قمرم » برداشته شده است.


حسن کردی

هل من معین بی کسی اش تا شنیده شد
رنگ جمال پرده نشینان پریده شد

تا شاه بی رمق شد و افتاد روی خاک
افسار گرگ های حرامی دریده شد

چون ماهی فتاده به صحرای خون(تنش)
بر روی خارهای مغیلان کشیده شد

میگفت تشنه ام جگرم سوخته ولی
با سنگ و نیزه ناز دهانش خریده شد

هر کس رسید زخم به زخمش اضافه کرد
اعمال کشتنش به درازا کشیده شد

وقتی سه شعبه بوسه به قلب حسین زد
دنیا خراب,قامت زینب خمیده شد

امیر عظیمی

قلبی که با حضور شما پا نمی شود
محبوب خانواده ی زهرا نمی شود

انسان بی حسین چو بیمار لاعلاج
دردش به هیچ وجه مداوا نمی شود

عین هزار سال رکوعش قبول نیست
قدی که سمت کربلا تا نمی شود

تنها نه اینکه زنده کند مرده را حسین
بی مهر او مسیح, مسیحا نمی شود

همچون رسالتی که روی دوش مصطفاست
جز او کسی به دوش نبی جا نمی شود

روزی به روی سینه ی احمد نشسته بود
امروز, شمر از بدنش پا نمی شود

می خواست از گلو سر او را جدا کند
خیلی تلاش می کند… اما نمی شود

جز آن که از قفا ببرد از حسین سر
از کار قاتلش گرهی وا نمی شود

حسن لطفی

دلم برای داغِ تو مذاب شد حسین جان
که خانه‌ی دو چشم من خراب شد حسین جان

به گریه‌های خواهرت به صبح گو طلوع مکن
که قلب زینب از غمِ تو آب شد حسین جان

صدای پای پاسبان خیمه‌ها هنوز هست
هزار شکر کودک تو خواب شد حسین‌جان

کنار اصغرت ببین سکینه زار می‌زند
که روضه‌خوانِ خیمه‌اش رباب شد حسین‌جان

خدا کند نماند و نگویدت میانِ شام
لبت ز خیزران چرا کباب شد حسین‌جان

کنارِ رأس تو چرا قمار می‌کنند وای
نصیب طشت تو چرا شراب شد حسین‌جان

 

علی اکبر لطیفیان

عشق را در سحر نگاه کنید
ذکر ِ خود را اِله اِله کنید

گاه تصویر ِ ماه در چاه است
دلِ ما را محیطِ ماه کنید

عاشقان را بنا نبود اصلاً
این همه سال زابراه کنید

سر ِ عاشق شدن فلک شده ام
نکند مثل من گناه کنید

اگر عاشق شدید یک روزی
بنشینید و آه آه کنید

عاشقان را بعید میدانم
بتوانید سر به راه کنید

هیچ دنبال عاشقی نروید
حال و روز ِ مرا نگاه کنید

برده آورده اند تا بخرند
سر و رویِ مرا سیاه کنید

اشتباهاً مرا پذیرفتند
پس بیایید اشتباه کنید

بنویسید خویش را سائل
بعد از آن کار ِ پادشاه کنید

بدنم را شبی که من مُردم
لحظه ای رو به قتلگاه کنید

کفنم را در آورید و سپس
گریه بر بوریای شاه کنید

در دهانم همین که تربت رفت
بنشینید و آه آه کنید

شب بی گریه من نمی خواهم
بعدِ مُردن کفن نمی خواهم

رضا قربانی

گفتم "حسین" قفل دلم ناگهان شکست
بغض گلوی مأذنه وقت اذان شکست

در راه ِعشق اَنگ ِهوس خورد و خُرد شد
پیش ِهمه غرور زلیخا چنان شکست

مجنون که بی محلی لیلا کشید،گفت:
ظرف ِمرا فقط جلویِ دیگران شکست

باید که در طریق ِتو زانویِ درس زد
پیش کسی که پیش شما استخوان شکست

قُرب ِخدا بدون ِتوسل نمی شود
بالا نرفت آن که زد و نردبان شکست

حتی بساط ِچای ِشما غُصه می خورد
آن هفته خود به خود دو سه تا استکان شکست

با خطبه ام به کوفه نشان داده ام حسین
زینب نخورده است در این امتحان شکست

امروز در محله ی برده فروش ها
دیدی چگونه حرمت این خاندان شکست؟!

سبز و کبود و زرد شده رنگ دخترت
با پای زجر قامت رنگین کمان شکست

جوری یزید ضربه ی دستش شتاب داشت
دندان ِتو که جای خودش، خیزران شکست

 

انتهای پیام/

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: