کد خبر: ۵۲۹۵۵۴
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۴۰۰ - ۱۲:۱۰

دعوی حقوقی به دعوایی گفته می شود که وابسته به حقوق اشخاص و جبران زیان حاصل از نسخ این حقوق است. این حقوق غالبا در قانون مدنی معلوم شده است و به دو گروه اموال و افراد تسهیم می شوند. همچنین این نوع دعوی به صورت مستقیم در محکمه های دادگستری مورد توجه واقع می شود و دیگر احتیاجی به رجوع به دادگاه عمومی نیست. بلکه در همان آغاز در دادسرا مورد نظارت و بررسی قرار می گیرد.

دعوی حقوقی

شیوه طرح دعوی حقوقی

به طور کلی شیوه طرح دعوی حقوقی، تسلیم شکایت نامه به دادسرای شروع می باشد و فرد شاکی باید تقاضا را به شیوه منجز و مبرهن در یک ورق چاپی دادنامه مکتوب نماید که برای واگذاری به شعب، به دفتر اول دادگاه رجوع که این مورد حقوقی اگر در صلاحیت شورای حل اختلاف باشد به شورا واگذار شده وگرنه به دادگاه های حقوقی فرستاده شده تا مورد بررسی قرار گیرد.

بعد از تنظیم شکایت نامه و ابطال تمبر، شکایت نامه را به دفتر ثبت کل برای درج رایانه ای برده و بعد از درج پرونده حقوقی مورد نظر به شورا یا شعبه حقوقی رجوع کرده و پرونده را تقدیم می نمایید.

مسئول دفتر دادرسی بعد از درج پرونده باید خیلی سریع پرونده را برای تعیین وقت نظارت به رای دادرسی برساند که بعد از مشخص شدن زمان نظارت بر پرونده برای ارسال ابلاغ برگه های قضایی به دفتر بازگشت داده می شود.

بعد از قرائت، رای منشور دادرسی به دو طرف ابلاغ شده و از آن تاریخ به مدت ۲۰ روز می توانند در دادگاه های تجدید نظر، درخواست تجدید نظر نمایند. اگرچه حکم دادرسی به صورت غیابی صادر شده باشد کسی که حکم به ضرر او صادر شده است می تواند تقاضای واخواهی به صورت غیابی نماید.

تقسیم بندی پرونده های دعوی حقوقی

من جمله اقسام پرونده های دعوی حقوقی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • دادنامه های وابسته به قولنامه ها و عقود مانند مطالبه اجرت المثل، ابطال قرارداد، بالا رفتن اجاره بها، درخواست اجاره بها و...
  • دادنامه وابسته به اسناد جعلی نظیر ابطال شناسنامه و صدور شناسنامه جدید با معلومات جدید و پرونده های مرتبط به اداره ثبت احوال
  • دادنامه مرتبط با دعاوی خانوادگی مانند عودت هدایای نامزدی، تقاضای مهریه، قسط بندی مهریه، تمکین و...
  • دادنامه های مرتبط به دعوای تجاری نظیر اختلاس، برکناری مسئول موسسه به علت ورشکستگی و...

مشخصات دعوی حقوقی

به جا آوردن دعوی حقوقی با تسلیم دادنامه به دادرسی دارای صلاحیت است.

جهت مشخص کردن دادرسی صالح در این گونه دعوی، دعاوی را به دو گروه منقول و غیر منقول تسهیم می کنند و به صورت مختصر جهت دعوی منقول که غالب دعوی را مشمول می شود شهر مکان سکونت مدعی علیه را صالح می دانند و جهت دعوی غیر منقول که در محل خود در به تشریح رسیدگی شده دادرسی، مکان مال غیر منقول را شایسته می دانند.

همانطور که می دانید این دعوی با تسلیم دادنامه، تنظیم و کامل کردن آن آغاز می شود.

دادنامه فرمی است که حاوی فرمت های چاپی ویژه ای است که شخص با کامل کردن مشخصه های خود تحت عنوان مدعی، مدعی علیه، دعوی، بهای دعوی و شرح دعوی از دادرسی درخواست شکایت می کند. در صورتی که در دعوا و دادخواست کیفری این فرم شکوائیه اسم دارد.

دعی حقوقی

دعوی حقوقی دستور تخلیه

دعوی حقوقی دستور تخلیه در خصوص موردی است که شخصی با رضامندی و اجازه صاحب، ملکی را به تصاحب خود در آورده است. بدین مفهوم که آغاز تصاحب تصرف کننده با رضامندی صاحب بوده است. مسلما اساسی ترین و جامع ترین مورد دعوی حقوقی دستور تخلیه عقد اجاره است.

به عنوان مثال ملک اجاره داده شده با وجود شروط ضروری بدون توجه به اینکه این ملک جهت سکونت اجاره داده شده یا جهت کسب و کار، صاحب آن می تواند با رجوع به دادگاه یا شورای حل اختلاف درخواست تخلیه نماید. نکات عمده ای که در این خصوص بایستی به آن توجه کرد عبارتند از:

  • نظارت به تقاضای دستور تخلیه سریع در قابلیت شورای حل اختلاف است.
  • شایستگی شورای حل اختلاف به نظارت بر دستور تخلیه مولفه ای است که قولنامه اجاره معمولی باشد، امضا دو نفر شاهد در قولنامه وجود داشته باشد و قولنامه به صورت کتبی باشد و مدت زمان اجاره و مبلغ آن در قولنامه درج شده باشد. به بیانی دیگر جهت درخواست دستور تخلیه بایستی چندین شرط وجود داشته باشد که شامل:

قولنامه اجاره کتبی باشد.

در قولنامه مدت درج شده باشد.

در قولنامه مبلغ مورد نظر ثبت شده باشد.

در قولنامه دست کم امضا دو نفر شاهد موجود باشد.

مدت زمان قولنامه به پایان رسیده باشد.

دستور تخلیه

  • اگرچه قولنامه اجاره به صورت رسمی باشد منبع صدور فرمان تخلیه و صدور اجرائیه در مورد خالی کردن دفتر اسناد رسمی ساماندهی قرارداد و اداره اجرای ثبت است.

دستور تخلیه با قولنامه معمولی تنها در خصوص موردی است که مکان جهت سکونت استجاره داده شده باشد و شورای حل اختلاف تحت هیچ شرایطی شایستگی نظارت به تقاضای دستور تخلیه را ندارد.

  • دعوی حقوقی دستور تخلیه احتیاجی به نظارت قضایی در مراجع ذکر شده ندارد و بدون حضور دو طرف و با وجود وضعیت مجتهد مربوطه، مبادرت به صدور دستور تخلیه می کند.
  • شورای حل اختلاف و مجتهد صادر نمودن دستور تخلیه، فرمان پرداخت وجه قرض الحسنه، رهن یا پول پیش به حساب دادگستری تعیین شده از طرف مجتهد را می دهد و همچنین صدور دستور تخلیه را هم می دهد.
  • مستاجر بر اساس وضعیت و به کیفیتی که در ضوابط شورای حل اختلاف و اساسنامه اجرایی آمده است تقریبا دو بار به مدت زمان ۲۰ روز می تواند تقاضای مهلت نماید.
  • درخواست دستور تخلیه به سبب دادنامه و به وسیله دفاتر قضایی صورت می گیرد که من جمله دعوی حقوقی است.
  • اگر مالک خواهان عدم پرداخت اجاره عقب افتاده یا ایجاد خسارت به ملک خود باشد می تواند در این رابطه به صورت مستقیم دعوای خود را مطرح نماید و مبلغ تحت عنوان پیش واریز شده به حساب دادگستری در خلال اعمال دستور تخلیه را ضبط نماید.

دعوی حقوقی جعل در سند رسمی

دعوی حقوقی جعل در سند رسمی به چه صورت است؟ هر زمان فردی مطلع شود که قولنامه ای یا بخشی از قولنامه به ضرر او جعل شده و به هر دلیلی نخواهد دعوی کیفری را طرح کند، بر ضد فردی که قولنامه را در تصرف خود دارد می تواند دعوی حقوقی جعل در سند رسمی را به جا آورد و با ثابت نمودن اینکه سند جعلی است، حکم ساختگی و دروغین بودن قولنامه را گرفته و بعد از نهایی شدن آن خیال او از وجود این گونه سند راحت می شود. این گونه طرح دعوی جعل بودن قولنامه، دعوای اساسی جعل به حساب می آید چرا که فقط یک دعوی به جا آورده شده و تقاضای آن صدور حکم بنا بر گزارش جعلی بودن سند مدنظر می باشد و دستورات و پیامد های این دعوا دربردارنده قوانین و ضوابط عام است.

بدین روی اگر حکم نهایی بنا بر جعلی بودن قولنامه یا بخشی از آن صادر شود قرارداد مورد نظر تماما یا جزئا ارزش خود را از دست می دهد؛ و یا اگر با توجه به مدارک آن دعوایی بر پا شود شخصی که این مدارک بر ضد او اعلام شده می تواند با عرضه و یا استناد به حکم پایانی مجتهد حقوقی و تصدیق دروغین بودن آن، از پیامد های نامبرده مبرا شود در چنین وضعیتی دیگر نوبت به مطرح کردن دعوی جعل تبعی نمی رسد.

دستور تخلیه

معرفی انواع دعوی حقوقی

همان گونه که می دانید دعوی حقوقی از گوناگونی زیادی بهره مند است اما در حین حال مسائل حقوقی از هر لحاظ قابل پیشگیری است. برای مثال اگر شما تمایل به خرید و یا فروش ملکی را دارید و بخواهید بدون هماهنگی و مشورت با یک وکیل پایه یک دادگستری حاذق و با اطمینان به قولنامه های پر از نقص بنگاه های املاک قولنامه را امضا کنید و چنانچه طرف معامله فردی درست و محترم نباشد و یا به علت مسائل شخصی با شما گلاویز شود و نتواند از پس اعمال تعهدات ضروری در برابر شما بر آید، شما بدون علت زیان دیده خواهید شد و شما با مسائل بسیاری روبرو خواهید شد.

بهتر است بدانید در بعضی از اوقات فرد جهت به پایان رساندن یک دعوی حقوقی سال ها سعی نموده است و سرانجام به هیچ سرانجامی نرسیده و یا متاسفانه مبالغ سرسام اوری را به وکیل پایه یک دادگستری داده ولی باز هم نتوانسته به برآیند مطلوبی برسد. در این صورت مسلما پیشگیری بهتر از درمان است.

تمام مشکلات موجود در اجتماع، حقوقی هستند، بدین مفهوم که در دادرسی ها و شورای حل اختلاف قابل نظارت و رسیدگی هستند. در این نوع دعوی معمولا قصد و غرضی دیده نمی شود.

نباید از یاد برد که اساسا این نوع دعوی خیلی حرفه ای و تخصصی بوده و تمرکز و پیشینه ای خاص را می خواهد و نبایستی از روی این گونه دعوی به صورت ساده ای گذشت و با غفلت و به صورت غیر تخصصی چه در وضعیت طرح دعوا چه در وضعیت دفاع با آن مواجه شد.

در این صورت حالت طرح شدن دادنامه، نواقص شکلی، پیوست ها و هزینه های آن و حتی حالت مطرح شدن دفاع ماهیتی احتیاج به علم حقوقی آیین دادرسی مدنی و تکنیک های لایحه نویسی و معاوضه لایحه دارد.

در صورتی که به مشاوره رایگان نیاز دارید به سایت گروه وکلای حقوق یاران به نشانی https://iranilawyers.com مراجعه نمایید.

 

*رپورتاز آگهی

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: