کد خبر: ۵۳۲۷۸۹
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۱:۱۱

صاحب نظران و مفسران ضمن انتقاد از عجله دولت بایدن برای خروج از افغانستان، آن را تصمیمی غیر ضروری و خیانت آمیز تلقی می‌کنند.

به گزارش شفاف، طی روز‌های گذشته و با دستور جو بایدن، رئیس جمهور پرحاشیه آمریکا، نیرو‌های نظامی این کشور، خاک افغانستان را ترک کردند؛ اقدامی که انتقادات بسیاری را برانگیخت و ۲۰ سال حضور نظامی آمریکا در خاک افغانستان، هزینه‌های گزاف برای تجهیزات نظامی، سربازان و آموزش ارتش افغانستان را زیر سوال برد. عجله دولت بایدن برای خروج از افغانستان با انتقادات صاحب نظران و مفسران همراه بوده است. بسیاری رئیس جمهور آمریکا را به خاطر تصمیمی که غیر ضروری و خیانت آمیز تلقی می‌شود، مورد سوال قرار می‌دهند. غرب، خون، زمان و پول زیادی را در افغانستان سرمایه گذاری کرد، ولی مردم افغانستان بودند که تاوان این ماجراجویی را دادند.

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که میزان محبوبیت جو بایدن در سیاست خارجی به ۴۷ درصد کاهش یافته است. این برای اولین بار در دوران ریاست جمهوری وی است که میزان رضایت مندی مردم از سیاست خارجی به این سطح نزول می‌کند. این نظرسنجی در حالی صورت می‌گیرد که نظرسنجی‌های مشابه نشان می‌دهند که رتبه کلی تأیید شغلی بایدن همچنان در حال سقوط است که برای نخستین بار در دوره ریاست جمهوری خود به زیر ۵۰ درصد کاهش یافته است.

به نظر می‌رسد بایدن حمایت جامعه آمریکا را از دست داده است؛ نه فقط به دلیل خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان، بلکه آمریکایی‌ها اهمال وی در انجام وظیفه را نیز نمی‌پذیرند. بیستم ماه اوت سال جاری بود که لیندسی گراهام، سناتور جمهوری خواه ایالت کارولینای جنوبی، بایدن را مستحق استیضاح دانست.

دولت بایدن رویه خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان را متزلزل کرد و افغانستان را در هرج و مرج قرار داد. افغان‌هایی که در تلاش برای مدرن سازی شرکت کرده اند، اکنون در اختیار طالبان قرار گرفته اند. مداخله ۲۰ ساله آمریکا با این اقدام به هدر رفت؛ اقدامی که پیامد‌های منفی ژئوپلیتیک به همراه خواهد داشت.

جو بایدن سیاست خارجی خود را با گفتن "آمریکا بازگشت" آغاز کرد. برای افغان ها، این ممکن است کنایه‌ای تلخ به نظر برسد. طالبان طی چند روز توانستند تمام افغانستان از جمله کابل، پایتخت این کشور را تصرف کنند.

آمریکا داعیه آموزش ۲۰ ساله ارتش افغانستان را داشت و برای سرپوش گذاشتن بر سایر اقداماتش در این کشور، به عناوین جذابی، چون آموزش ارتش افغانستان پناه می‌برد. ارتش افغانستان، به ظاهر مجهز، اما کماکان ناکارآمد بود. ارتشی که حتی ۱۰ روز هم نتوانست دوام بیاورد و قافیه را باخت. برخی از رهبران محلی، مانند اسماعیل خان، نتوانستند در مقابل طالبان مقاومت کنند. دولت کابل شبه نظامیان محلی را نپذیرفت و آقای خان اکنون زندانی طالبان است.

چرا آمریکا در افغانستان شکست خورد؟

افغانستان کشوری در آغوش کوهستان هاست که تن به اسارت نیرو‌های خارجی نداده است. قومیت‌های مختلفی در این کشور وجود دارند که پشتون‌ها بزرگترین گروه را تشکیل می‌دهند. ازبک ها، تاجیک ها، هزاره‌ها و برخی اقوام کوچکتر نیز در این کشور زیست می‌کنند.

افغانستان قرن نوزدهم، خود را به عنوان یک حامل مستقل بین دو قدرت استعماری، امپراتوری بریتانیا در شبه قاره هند و روسیه در شمال، معرفی کرد. بریتانیایی‌ها در قرن نوزدهم دوبار سعی کردند آن را اشغال کنند، اما شکست‌های سنگینی را متحمل شدند.

افغانستان مستقل ماند و سلطنت آن به نحو مطلوبی نیرو‌های مختلف منطقه را متعادل کرد. پس از انقلاب روسیه، هنگامی که شوروی رژیم ترور خود را در آسیای مرکزی گسترش داد، افغانستان پناهگاه آزادی بود و بسیاری از پناهندگان را پذیرفت.

 

در طول جنگ جهانی دوم، این کشور شکوفا شد. محمد ظاهر شاه، پادشاه وقت افغانستان، بازیگران مستقل منطقه را به رسمیت شناخت و نقشی متحد کننده و تثبیت کننده ایفا کرد. هنگامی که مسکو به نیرو‌های خود حمله کرد، طالبان، کنترل کشور را به دست آوردند.

در طول جنگ سرد، علاقه استراتژیک قدرت‌های بزرگ به افغانستان بازگشت. آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی جایگزین روسیه تزاری و امپراتوری بریتانیا شدند. دولت افغانستان در این زمان موضعی بی طرف داشت. سپس، در سال ۱۹۷۳، پادشاه افغانستان برکنار شد. کودتای نظامی از هر دو قدرت رقیب حمایت کرد، زیرا هر یک امیدوار بودند که رژیم جدید را به طرف خود بیاورند. جای تعجب نیست که این امر فقط باعث ایجاد سردرگمی شد و حمله شوروی به افغانستان در ۱۹۷۹ را رقم زد. از آنجا که رژیم جدید ضعیف بود، برای ماندن در قدرت روی حمایت شوروی حساب می‌کرد.

غرب از طالبان در برابر شوروی حمایت کرد. با این حال، هنگامی که مسکو به نیرو‌های خود دستور بازگشت داد، طالبان، کنترل کشور را به دست آوردند.

آمریکایی‌ها ائتلافی از نیرو‌های محلی ضد طالبان را تشکیل دادند، به افغانستان حمله کردند و در دسامبر ۲۰۰۱ رژیم طالبان را از بین بردند. با این حال، طالبان جایگاه قابل توجهی را در کشور به دست آوردند.

سرویس‌های اطلاعاتی ژئوپلیتیک برخلاف صدا‌های رایج غربی، پیش از این اعلام کردند که مذاکرات محکوم به شکست است، زیرا دولت کابل توسط طالبان و با عقب نشینی نیرو‌های خارجی از بین خواهد رفت.

اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، از این کشور فرار کرد و در نتیجه، کابل سقوط کرد. بایدن به جای پیشنهاد راه‌هایی برای بهبود این وضعیت، در سخنرانی خود اعلام کرد: "ماموریت ما در افغانستان هرگز ملت سازی نبود. هرگز قرار نبود دموکراسی متحد و متمرکز ایجاد شود". بایدن پا را فراتر گذاشت و شکست مفتضحانه در آمریکا را به رئیس جمهور‌های پیشین آمریکا نسبت داد.

در ماه مه ۲۰۰۳، دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت آمریکا، اعلام کرد که ماموریت نظامی بزرگ آمریکا در خاک افغانستان به پایان رسیده است، زیرا آمریکا، رژیم طالبان را منحل کرده است. زیاده خواهی‌های آمریکا در منطقه به اینجا ختم نشد. آمریکا تمرکز خود را از افغانستان به عراق -به بهانه سرنگونی رژیم صدام حسین در بغداد- معطوف کرد و افغانستان جنگ زده را در اختیار نیرو‌های تازه تأسیس بین المللی به رهبری ناتو سپرد. اما این اقدام نیز همانند سایر تناقضات رفتاری آمریکا بود. اعزام نیرو به افغانستان افزایش یافت تا جایی که افغانستان در سال ۲۰۱۱ بالاترین تعداد نیرو‌های آمریکایی را در خاک خود می‌دید. می‌توان گفت حمله آمریکا به عراق تأثیر منفی بر افغانستان نیز داشت و به تجدید حیات طالبان در مدت کوتاهی کمک کرد.

دولت بوش مجبور شد یک استراتژی مشخص برای شکست طالبان وضع کند. دولت اوباما نیز تغییراتی سریع در تاکتیک‌های این کشور در مواجهه با شرایط ملتهب افغانستان ایجاد کرد. در مارس ۲۰۰۹، آمریکا یک استراتژی جامع را اتخاذ کرد که بر هدف از بین بردن بقایای واحد‌های القاعده در افغانستان و پاکستان متمرکزبود. این استراتژی برای معکوس کردن روند پیشروی طالبان و توانمندسازی نیرو‌های افغان از طریق آموزش پیشرفته و تامین منابع محلی برای جلوگیری از سقوط دولت منتخب افغانستان اتخاذ شده بود.

با این حال، دولت اوباما به دلیل ناتوانی در جلوگیری از حملات به نیرو‌های آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفت و استراتژی جدید وی عملا راه به جایی نبرد. در اواسط سال ۲۰۱۱، دولت اوباما آمادگی آمریکا برای خروج از افغانستان را اعلام کرد.

تسلط طالبان بر افغانستان امری قابل پیش بینی بود. این تسلط سریع شبیه آخرین روز‌های جنگ ویتنام است، زمانی که ویت کنگ در آوریل ۱۹۷۵ بر سایگون غلبه کرد.

با خروج آمریکا از افغانستان، در آستانه بیستمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، مهم است که در مورد بازتاب گسترده‌تر و بلند مدت این خروج تأمل شود. در بررسی این خروج، روند صلح و پویایی اخیر طالبان، مشخص می‌شود که یک تهدید فراملی متفاوت برای منافع آمریکا در حال ظهور است. در مصاحبه‌های اخیر، عوامل القاعده وعده دادند: "جنگ علیه آمریکا در تمام جبهه‌های دیگر ادامه خواهد داشت مگر اینکه آمریکایی‌ها از جهان اسلام اخراج شوند. "


مقامات بین المللی مداخله ۲۰ ساله آمریکا در امور افغانستان را بی ثمر و مخرب می‌دانند

تحولات شگرف و تاریخی افغانستان در چند هفته گذشته به وجهه آمریکا آسیب جدی وارد کرده است. بسیاری از متحدان کلیدی اروپا از اعتبار ائتلاف به سرکردگی آمریکا ابراز نگرانی کرده و خواستار استقلال دولت‌ها شده اند. بر خلاف دوران جنگ سرد، اروپا در حال حاضر فضا و دلایل بیشتری برای تصمیم گیری مستقل دارد. در گذشته، شکست آمریکا در شبه جزیره کره و ویتنام تأثیر اساسی بر وحدت غرب نداشت. اما امروز، شکست در افغانستان به احتمال زیاد اتحاد تحت رهبری آمریکا را کمتر و کمتر می‌کند.

روزنامه فایننشال تایمز مقاله‌ای را در مورد وضعیت متحدان ناتو پس از خروج آمریکا از افغانستان منتشر کرد. در این مقاله آمده است که رهبران اروپایی، سیاستمداران و مقامات سازمان‌های بین المللی مانند اتحادیه اروپا و ناتو نگرانی‌های زیادی درباره روابط مشکل دار و غیرقابل اعتماد خود با آمریکا دارند.

آرتیس پابریکس، وزیر دفاع لتونی، به رادیو محلی گفت: "این نوع خروج نیرو‌ها باعث هرج و مرج شد. هرج و مرج باعث رنج‌های بیشتری می‌شود. "

به باور کارشناسان چینی، دولت بایدن در برقراری ارتباط با متحدین ناتو هیچ تفاوتی با دولت ترامپ ندارد، زیرا بایدن در ظاهر احترام می‌گذارد، اما در عمل، کماکان یک طرفه دست به تصمیم گیری می‌زند.

لی هایدونگ، پروفسور موسسه روابط بین الملل دانشگاه روابط خارجی چین به گلوبال تایمز گفت: "آمریکا با متحدان خود اصطکاک بیشتری خواهد داشت. "

در حال حاضر، اقتصاد آمریکا در بحبوحه تورم و لغزش بازار سهام دچار مشکل شده است. دولت بایدن نمی‌تواند هزینه‌های خارجی جدیدی را بپردازد و متحدان خود را برای کمک تحت فشار قرار می‌دهد و به تبع مشکلات جدیدی در روابط فرا اقیانوس اطلس بوجود می‌آید.

متحدان و منتقدان آمریکا نیز این کشور را به دلیل پایان بی سابقه کمپین ۲۰ ساله ناتو در افغانستان محکوم کردند و یک سیاستمدار برجسته آلمانی خروج نیرو‌های آمریکایی را "بزرگترین خرابی" در تاریخ این اتحادیه خواند.

مرکل، صدر اعظم آلمان، که کشورش پس از آمریکا، دومین گروه سرباز در عملیات ناتو را در اختیار داشت، گفت: خروج نیرو‌ها باعث ایجاد یک اثر دومینو شد که بازگشت دوباره طالبان به قدرت را به ارمغان آورد.

انگلیس نیز تصمیم آمریکا برای خروج از افغانستان را محکوم کرده است.

آمار تلفات و هزینه‌های آمریکا در افغانستان

برخی از مفسران بر این باورند که اعتبار آمریکا بر اثر شکست در افغانستان آسیب دیده یا از بین رفته است. در ادامه به اختصار نگاهی به آمار تلفات و هزینه‌ها و خرابکاری آمریکا، طی ۲۰ سال حضورش در خاک افغانستان می‌اندازیم.

خروج آمریکا از افغانستان، دومینوی شکست‌های این کشور در غرب آسیا را تکمیل کرد


⦁ "۴" رئیس جمهور از زمان حضور نیرو‌های آمریکایی در افغانستان ریاست کرده اند.
⦁ "۸۰۰ هزار" نیروی آمریکایی از اکتبر ۲۰۰۱ در افغانستان خدمت کرده اند.
⦁ " ۲ هزار و ۳۵۲" نظامی آمریکایی در افغانستان کشته شده اند.
⦁ "۲۰ هزار" نظامی آمریکایی در عملیات‌های جنگی در خاک افغانستان مجروح شده اند.
⦁ "۶۶ هزار" نیروی نظامی افغان در درگیری با آمریکا کشته شده اند.
⦁ "۴۷ هزار" غیرنظامی افغان تا کنون جان باخته اند.
⦁ "۵۱" کشور، از جمله ناتو، در این جنگ‌ها جنگیده اند.
⦁ "۷۵" روزنامه نگار و اهالی رسانه در این جنگ‌ها کشته شده اند.
⦁ " بیش از ۲ تریلیون دلار" هزینه آتش افروزی‌های آمریکا در افغانستان شده است.
⦁ "۳۰۰ هزار" پرسنل نظامی افغان تاکنون توسط آمریکا آموزش دیده اند؛ ارتشی که ۱۰ روز هم دوام نیاورد.
⦁ "۲.۵ میلیون" پناهنده افغان، با شروع اشغال خاک افغانستان توسط آمریکا، از وطن خود فرار کرده اند.
⦁ "۱۶۹" جایگاه افغانستان در میان ۱۸۹ کشور براساس شاخص توسعه انسانی است.
⦁ "۳.۷ میلیون" کودک جامانده از تحصیل در افغانستان وجود دارد.
⦁ "۱۰"روز، بیشترین میزان مقاومت ارتش آموزش دیده افغانستان در مقابل طالبان است.

با نگاهی بر آمار و بررسی ابعاد حضور ۲۰ ساله آمریکا در افغانستان، به این نتیجه می‌رسیم که آمریکا بازنده بلامنازع جنگ‌های افغانستان و حضور در غرب آسیا است. حضوری که جز تنش و ناآرامی، اتلاف هزینه و کشتن نظامیان و غیرنظامیان بی شمار، عائدی دیگری نداشت و چهره آمریکا را مخدوش‌تر از گذشته کرد.

در کنار پیامد‌های منفی حضور نیرو‌های آمریکایی در افغانستان و تلفات ناشی از این حضور، ابعاد دیگری را می‌توان زیر ذره بین برد که در ادامه به این ابعاد اشاره خواهد شد.

خشونت آمریکا علیه افغان‌ها طی سال‌های حضور این کشور در افغانستان

رهبران سازمان ملل متحد نسبت به بحران انسانی گسترده در افغانستان هشدار می‌دهند؛ تأثیرات مخربی که زندگی غیرنظامیان، به ویژه زنان و کودکان را تحت الشعاع قرار می‌دهد.

تاکنون نزدیک به ۲۵۰ افغان مجبور به ترک خانه‌های خود شده اند. به گفته شبیا مانتو، سخنگوی آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد، ۸۰ درصد این افراد زن و کودک هستند. تامسون فیری، سخنگوی برنامه جهانی غذا نیز اعلام کرده است: این درگیری‌ها "بسیار سریعتر از آنچه همه ما پیش بینی می‌کردیم سرعت گرفته است و این وضعیت نشانه‌های یک فاجعه انسانی را دارد. "

خروج آمریکا از افغانستان، دومینوی شکست‌های این کشور در غرب آسیا را تکمیل کرد

گزارشی که ماه گذشته از سوی سازمان ملل متحد منتشر شد نیز نشان می‌دهد که با شروع خروج نیرو‌های آمریکایی و دیگر نیرو‌های بین المللی، آمار زنان و کودکان کشته و زخمی شده، افزایش یافته است.

به گفته سخنگوی آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد، افغانستان از زمانی که سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۹ شروع به ثبت سوابق خود کرده است، بیشترین تعداد تلفات غیرنظامی را در یک سال ثبت کرده است.

نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان در گزارش خود در مورد حمایت از غیرنظامیان افغان در درگیری‌های مسلحانه در اواسط سال ۲۰۲۱ گزارش داد که ۱۶۵۹ غیرنظامی کشته و ۳۲۵۴ نفر زخمی شده اند.

تعداد غیرنظامیان کشته و زخمی در ماه‌های مه و ژوئن تقریباً به تعداد کسانی است که در چهار ماه قبل ثبت شده است. طی ماه‌های مه و ژوئن، ۲۳۹۲ نفر مورد حمله قرار گرفته اند که طی آن ۷۸۳ نفر کشته و ۱۶۰۹ نفر زخمی شدند. این گزارش نشان می‌دهد این بالاترین میزان از زمان شروع مستندات سیستماتیک در سال ۲۰۰۹ است.

تاثیرات روانی جنگ افغانستان بر سربازان آمریکایی

طبق گزارش‌های واشنگتن، اعزام‌های متعدد آسیب روانی سنگینی بر سربازان آمریکایی در افغانستان می‌گذارد. به نحوی که از هر پنج سرباز، یک نفر از مشکلات روانی رنج می‌برد. این یافته‌ها که در پی تصمیم باراک اوباما برای اعزام ۴۰ هزار سرباز دیگر به افغانستان منتشر شد، بر تنش‌های جنگ‌های آنجا و عراق بر سربازان خط مقدم ارتش تأکید می‌کند.

افزایش آمار خودکشی و تیراندازی در روز‌های گذشته، سوالات جدیدی را در مورد تأثیر استرس رزمی و وضعیت سیستم سلامت روانی ارتش ایجاد کرده است.

خروج آمریکا از افغانستان، دومینوی شکست‌های این کشور در غرب آسیا را تکمیل کرد

بر اساس آخرین نظرسنجی سلامت روان ارتش، سربازان گفته اند که با افزایش دفعات درگیری، روحیه یگان‌ها در افغانستان کاهش یافته است و این نشان می‌دهد که تعداد بی سابقه مرگ و میر‌ها و جراحات جنگ، آسیب‌های روانی سنگینی را به دنبال دارد.

این نظرسنجی نشان داد که حدود ۲۱.۴ درصد از سربازان مرد -گروهی که عموما بیشترین زمان جنگ را تجربه می‌کنند- دارای مشکلات روانی بوده اند که توسط تیم‌های پزشکی ارتش به عنوان اضطراب، افسردگی یا استرس حاد تعریف شده است. این میزان در سال ۲۰۰۷ به ۲۳.۴ درصد و در سال ۲۰۰۵ به ۱۰.۴ درصد می‌رسد.

سربازانی که ۳ یا بیشتر از ۳ مرتبه به مناطق جنگی اعزام شده اند نسبت به افرادی که سابقه حضور کمتری داشتند، از سلامت روانی کمتر و مشکلات زناشویی بیشتر رنج می‌برند.

بر اساس گزارش ارتش، هر ساله درصد سربازان دارای مشکلات زناشویی از زمان حمله آمریکا به عراق افزایش یافته است. بر اساس این نظرسنجی، بیش از ۱۶ درصد از سربازان آنجا قصد جدایی یا طلاق را داشتند.

ژنرال اریک شومیکر، ژنرال ارتش گفت: "سربازان در عراق و افغانستان همچنان تحت فشار اعزام‌های متعدد قرار دارند. " شومیکر در خصوص وضعیت روانی نیرو‌های آمریکایی در افغانستان گفت که ارتش، متخصصان بهداشت روانی بیشتری را به مناطق جنگی اعزام می‌کند.

برخی از معضلات روانشناختی که دو میلیون سرباز آمریکایی از سال ۲۰۰۱ در عراق و افغانستان با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند، عبارتند از: آسیب مغزی، افسردگی و استرس. گزارش سال ۲۰۰۸ اندیشکده Rand Corp تخمین می‌زند که بیش از ۲۶ درصد سربازان ممکن است از جنگ با کوله باری از مشکلات روانی بازگردند.

افزایش کشت خشخاش در سال‌های حضور آمریکا در افغانستان

تولید خشخاش طی سال‌های حضور آمریکا در افغانستان به سطح بی سابقه‌ای رسیده است. بر اساس آخرین گزارش "بررسی تریاک افغانستان" که به طور مشترک توسط وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان و دفتر مبارزه با مواد مخدر و جنایت سازمان ملل متحد منتشر شده است، تولید کلی خشخاش نسبت به سال‌های گذشته ۸۷ درصد افزایش یافته و به مرز ۱۰ هزار تن رسیده است. این امر به دلیل افزایش ۶۳ درصدی زمین‌های کشت کوکنار در سال ۲۰۱۷ است. افغانستان بزرگترین کشت کننده خشخاش در جهان است که تریاک و هروئین از آن تولید می‌شود.

خروج آمریکا از افغانستان، دومینوی شکست‌های این کشور در غرب آسیا را تکمیل کرد

افزایش شدید تولید خشخاش همچنین به این معنی است که هروئین ارزان تر، اما با کیفیت بالا در بازار‌های غیرقانونی در سراسر جهان در دسترس خواهد بود. با توجه به نمودار که روند کشت خشخاش از سال ۲۰۰۱ (نخستین سال ورود آمریکا به خاک افغانستان) تا سال ۲۰۱۷ را نشان می‌دهد، میزان تولید و مزارع زیر کشت خشخاش در افغانستان، عددی نا چیزی را نشان می‌دهد، اما با تثبیت حضور آمریکایی‌ها در این کشور، روند کشت خشخاش یک روند صعودی قابل ملاحظه‌ای را به خود گرفته است. طی سال‌های حضور آمریکا در افغانستان، بیش از ۹ هزار تن خشخاش در این کشور کشت شده که ۳۵۰ هزار هکتار از مزارع افغانستان را در بر می‌گیرد.

انتهای پیام/

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: