کد خبر: ۹۵۴۲۹
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۵
اتحاد سه گانه در اوراسيا :

عليرغم وجود اختلاف و رقابت در برخي زمينه ها بين مسكو و تهران ، پيوندهاي روسيه و ايران در حال افزايش است. روسيه و ايران نقاط اشتراك زيادي دارند. هردو از صادركنندگان عمده ي انرژي هستند، در قفقاز جنوبي منافع مهمي دارند، مخالف سپر موشكي ناتو هستند و خواهان ممانعت از كنترل مسيرهاي انرژي در حوزه ي درياي خزر توسط آمريكا و اتحاديه ي اروپا مي باشند. مسكو و تهران همچنين متحدين مشترك زيادي از ارمنستان، تاجيكستان و بلاروس گرفته تا سوريه و ونزوئلا دارند. اما جدا از تمام موارد بالا، هر دو كشور از اهداف اصلي ژئو-استراتژيك واشنگتن هستند.

شفاف: عليرغم وجود اختلاف و رقابت در برخي زمينه ها بين مسكو و تهران ، پيوندهاي روسيه و ايران در حال افزايش است. روسيه و ايران نقاط اشتراك زيادي دارند. هردو از صادركنندگان عمده ي انرژي هستند، در قفقاز جنوبي منافع مهمي دارند، مخالف سپر موشكي ناتو هستند و خواهان ممانعت از كنترل مسيرهاي انرژي در حوزه ي درياي خزر توسط آمريكا و اتحاديه ي اروپا مي باشند. مسكو و تهران همچنين متحدين مشترك زيادي از ارمنستان، تاجيكستان و بلاروس گرفته تا سوريه و ونزوئلا دارند. اما جدا از تمام موارد بالا، هر دو كشور از اهداف اصلي ژئو-استراتژيك واشنگتن هستند.

* روابط سه جانبه در اوراسيا و اهميت ايران براي روسيه و چين

چين، روسيه و ايران، متحد و شريك هم محسوب مي شوند. اتحاد اين سه كشور مانند سدي در مقابل ايالات متحده است. اين اتحاد سه جانبه، هسته ي اصلي ائتلاف اوراسيا براي مقاومت در مقابل دست اندازيهاي واشنگتن بداخل اوراسيا و تلاش آمريكا براي كسب برتري جهاني است. چيني ها در آسياي شرقي، ايراني ها در آسياي جنوب غربي، و روسها در اروپاي شرقي در مقابل دست اندازيهاي آمريكا مقاومت مي كنند. همچنين هر سه كشور نگران دست اندازي هاي آمريكا در آسياي مركزي و حضور نظامي آمريكا و ناتو در افغانستان هستند.



ايران از نظر موقعيت ژئو-استراتژيك نقشي محوري دارد. تمام معادلات ژئو-پوليتيك در اوراسيا به جهت گيري سياسي ايران بستگي دارد. اگر ايران متحد آمريكا و در مقابل پكن و مسكو قرار گيرد ممكن است روسيه و چين بطور جدي دچار بي ثباتي شده و در آنها آشوب ايجاد شود. دليل اين امر، ارتباطات نژادي، فرهنگي، زباني، اقتصادي، مذهبي و ژئو-پوليتيك با ناحيه ي قفقاز و آسياي مركزي است.

ايران همچنين بهترين مسير براي گسترش نفوذ آمريكا در ناحيه ي قفقاز و آسياي مركزي است زيرا ايران دروازه ي ورود به حوزه ي نفوذ روسيه در قفقاز و آسياي مركزي است. در چنين سناريوئي، موقعيت روسيه بعنوان يك مسير انتقال انرژي بشدت بخطر افتاده و آمريكا با استفاده از قابليت ايران بعنوان بهترين مسير انتقال انرژي حوزه ي درياي خزر با موقعيت روسيه به چالش برخاسته و خواهان عبور خط لوله ي انتقال از ايران خواهد شد.

بخشي از موفقيت روسيه بعنوان يك مسير انتقال انرژي به دليل تلاش هاي آمريكا براي تضعيف ايران از طريق جلوگيري از عبور خط لوله ي انتقال انرژي از قلمرو ايران است.

اگر ايران از نظر سياسي تغيير جهت بدهد، اقتصاد و امنيت ملي چين از دو جهت مورد مخاطره قرار مي گيرد. از يك طرف امنيت چين از نظر تأمين انرژي مورد نيازش مستقيماً بخطر مي افتد زيرا ذخائر انرژي ايران ديگر براي چين امنيت نخواهد داشت و بصورت تابعي از منافع ژئو-پوليتيك آمريكا در مي آيد. از طرف ديگر اگر آمريكا از ايران بعنوان مسير انتقال انرژي به آبهاي آزاد استفاده كند جهت گيري سياسي كشورهاي آسياي مركزي نيز اجباراً تغيير خواهد كرد.

بنابراين هر دو كشور روسيه و چين براي درامان بودن از دست اندازي هاي آمريكا خواهان اتحادي استراتژيك با ايران هستند. " دژ اوراسيا " بدون ايران بيدفاع است. بهمين دليل است كه نه روسيه و نه چين هرگز جنگي عليه ايران را قبول نخواهند كرد. اگر آمريكا موفق به تابعيت ايران از خود شود امنيت روسيه و چين بشدت بخطر خواهد افتاد.

* برداشت اشتباه از حمايت چين و روسيه از قطعنامه هاي تحريمي شوراي امنيت عليه ايران

در مورد حمايت چين و روسيه از قطعنامه هاي تحريمي عليه ايران تصور اشتباهي وجود دارد. عليرغم اينكه پكن و مسكو اجازه دادند كه تحريم هاي شوراي امنيت عليه متحدشان ايران بتصويب برسد، آنها اينكار را بدلايل استراتژيك و به منظور بيرون نگهداشتن ايران از مدار آمريكا انجام داده اند. در عالم واقع، ايالات متحده كاملاً ترجيح ميدهد كه ايران را بعنوان يكي از اقمار خود و يا يك شريك كوچك بپذيرد تا آنكه خود را درگير ريسك غيرضروري يك جنگ تمام عيار عليه ايران نمايد. نتيجه اي كه حمايت روسيه و چين از تحريم هاي گذشته عليه ايران داشته تعميق شكاف بين ايران و آمريكا بوده است. در اين رويه، ملاحظات خشك سياسي realpolitik در كار بوده است. با گسترش تنش ميان آمريكا و ايران، روابط ايران با روسيه و چين نزديكتر شده و بيشتر به اردوي مسكو و پكن ملحق مي شود.

روسيه و چين هرگز از تحريم هاي فلج كننده و يا هرگونه تحريم اقتصادي كه امنيت ملي ايران را بخطر اندازد حمايت نخواهند كرد. روسها همچنين به اتحاديه ي اروپا هشدار داده اند كه ايفاي نقش پياده نظام آمريكا را متوقف سازند زيرا همراهي با طرح هاي ايالات متحده به منافع آنها آسيب مي رساند. در همين رابطه، روسيه در مورد غيرعملي بودن و كارآيي نداشتن طرح هاي اتحاديه ي اروپا براي تحريم نفتي عليه ايران اظهار نظر كرده است. ايران نيز در هشدارهايي مشابه، تحريم هاي نفتي اتحاديه ي اروپا را يك جنگ رواني خوانده كه محكوم به شكست است.

* همكاري امنيتي و هماهنگي هاي استراتژيك روسيه و ايران

در اوگوست ٢٠١١ دبير امنيت ملي ايران، سعيد جليلي، و همتاي روسي اش نيكلاي پلاتونوويچ پاتروشف Nikolai Platonovich Patrushev در تهران ديدار كردند تا درباره ي برنامه ي هسته اي ايران و همكاريهاي دوجانبه گفتگو كنند. روسيه سعي داشت به ايران كمك كند تا اتهام هاي جديدي را كه آمريكا با توسل به آنها در صدد حمله به ايران بود بي اثر سازد. اندكي پس از ورود پاتروشف و گروه روسي همراه او به تهران، علي اكبر صالحي، وزير خارجه ي ايران، به مسكو پرواز كرد.

در سپتامبر ٢٠١١ جليلي و پاتروشف مجدداً ديدار كردند ولي اين بار در مسكو. جليلي ابتدا به مسكو و سپس به شهر يكاترينبورگ Yekaterinburg در منطقه ي اورال رفت. ملاقات اين دو در يكاترينبورگ در حاشيه ي يك اجلاس امنيتي بين المللي انجام شد و از اين جهت حائز اهميت بود كه قرار شد شوراي امنيت ملي دو كشور از آن ببعد با برگزاري جلسات منظم با هم همكاري كنند و موافقتنامه اي نيز براي حمايت از اين تصميم به امضا رسيد. همچنين جليلي و پاتروشف در يكاترينبورگ با همتاي چيني خود Meng Jianzhu ديدار كردند.

نتيجه ي اين ملاقات آن بود كه جليلي و Jianzhu قرار گذاشتند تا همكاريهاي مشابهي نيز بين شوراي امنيت ملي دو كشور ايران و چين صورت گيرد. آنها همچنين در باره ي ايجاد يك شوراي امنيت فراملي در چهارچوب شوراي همكاري شانگهاي به توافق رسيدند تا با تهديدهاي مشتركي كه متوجه چين، ايران، روسيه و ديگر كشورهاي عضو اين پيمان اوراسيايي است مقابله نمايند.

از طرف ديگر در سپتامبر ٢٠١١ دميتري رگوزين Dmitry Rogozin فرستاده ي روسيه در ناتو اعلام كرد كه در آينده ي نزديك براي مذاكره درباره ي پروژه ي دفاع موشكي ناتو، كه هر دو كشور ايران و روسيه با آن مخالفند از تهران ديدار خواهد كرد. بزودي گزارشهايي منتشر شد مبني بر اينكه روسيه، ايران و چين در حال برنامه ريزي براي ايجاد يك سپر دفاع موشكي مشترك هستند. رگوزين كه در اوگوست ٢٠١١ هشدار داده بود كه سوريه و يمن بعنوان مراحل مقدماتي برخورد با ايران مورد تهاجم قرار خواهند گرفت، رسماً گزارشهاي مربوط به ايجاد يك سپر دفاعي مشترك چين - روسيه - ايران را تكذيب كرد.

ماه بعد، در اكتبر ٢٠١١، وزراي خارجه ي روسيه و ايران اعلام كردند كه روابط دو كشور در تمام حوزه ها گسترش خواهد يافت. بلافاصله پس از اين، در نوامبر ٢٠١١، ايران و روسيه يك موافقتنامه ي همكاري مشترك بين عاليرتبه ترين نهادهاي خود شامل حوزه هاي اقتصاد، سياست، امنيت و اطلاعات را بتصويب رساندند. اين سندي بود كه از مدتها قبل انتظار اعلام آن مي رفت و مدت زيادي بود كه طرفهاي روسي و ايراني برروي آن كار كرده بودند.

 موافقتنامه در مسكو توسط معاون دبير كل شوراي امنيت ملي ايران، علي باقري، و معاون شوراي امنيت ملي روسيه، يوگني لوكيانف Yevgeny Lukyanov بامضا رسيد. در نوامبر ٢٠١١ رئيس كميته ي مسائل بين المللي در دوماي روسيه، كنستانتين كوزاچف Konstantin Kosachev، نيز اعلام كرد كه روسيه هر چه در توان دارد بايد در جلوگيري از حمله به ايران بكار گيرد. همچنين در پايان ماه نوامبر ٢٠١١ اعلام شد كه رگوزين بطور قطع در سال ٢٠١٢ از تهران و پكن ديدار خواهد كرد. در اين ديدارها، رگوزين و گروهي از مقامات روسيه با مقامات دو كشور ايران و چين براي تدوين يك استراتژي جديد جهت مقابله با تهديدهاي مشترك گفتگو خواهند كرد.

* امنيت ملي روسيه به امنيت ملي ايران وابسته است

در ١٢ ژانويه ي ٢٠١٢ نيكلاي پاتروشف به خبرگزاري اينترفاكس گفت كه نگران جنگي قريب الوقوع است و اينكه اسرائيل در حال فشار بر ايالات متحده جهت حمله به ايران است. او اين ادعاها را كه ايران مخفيانه در حال ساخت سلاحهاي هسته اي بوده است رد كرد و گفت كه سالهاست جهان مكرراً شنيده است كه ايران تا يك هفته ي ديگر بمب اتمي خواهد داشت. اظهارات او با هشدارهاي نگران كننده ي دميتري رگوزين همراه شد.

در ١٣ ژانويه ي ٢٠١٢ رگوزين كه از طرف كرملين بعنوان قائم مقام نخست وزير روسيه معرفي شد، اعلام كرد كه هرگونه تلاش براي مداخله ي نظامي عليه ايران، تهديدي براي امنيت ملي روسيه خواهد بود. بعبارت ديگر حمله به تهران حمله به مسكو تلقي مي شود. در سال ٢٠٠٧ ولاديمير پوتين كه مشغول ديداري از ايران براي شركت در اجلاس كشورهاي حاشيه ي خزر بود در واقع همين نكته را اعلام كرد كه هشدار جورج بوش درباره ي اينكه جنگ سوم جهاني احتمالاً برسر ايران بوقوع مي پيوندد را در پي داشت. اظهارات رگوزين فقط تكرار موضع روسيه در گذشته بود مبني بر اينكه : در صورت سقوط ايران ، روسيه بخطر خواهد افتاد.

ايران فقط بخاطر منابع وسيع انرژي و معدني خود هدف دشمني آمريكا قرار نگرفته است بلكه ملاحظات عمده ي ژئو - استراتژيك از اين كشور سكوي پرشي عليه روسيه و چين درست كرده است. راه حمله به روسيه و چين از تهران مي گذرد درست همانطور كه مسير حمله به تهران از دمشق، بغداد و بيروت مي گذرد . همچنين هدف آمريكا از فشار به ايران تنها بخاطر منابع نفت و گاز اين كشور جهت مصرف يا دلايل اقتصادي نيست. آمريكا مي خواهد با كنترل امنيت انرژي چين ، اين كشور را در حالت محاصره قرار دهد و از طرف ديگر انتظار دارد كه صادرات نفت ايران با دلار آمريكا انجام گيرد تا از ادامه ي استفاده از دلار آمريكا در معاملات بين المللي اطمينان حاصل شود.

علاوه بر اين، ايران در حال رسيدن به توافقاتي با شركاي تجاري اش مانند چين و هند است كه بعد از اين در معاملات ميان اين كشورها از يورو يا دلار آمريكا استفاده نخواهد شد. همچنين در ژانويه ي ٢٠١٢ دو كشور روسيه و ايران توافق كردند كه بجاي دلار آمريكا در تبادلات تجاري شان از ارزهاي ملي آنها يعني روبل روسيه و ريال ايران استفاده شود. اين توافقات ، يك ضربه ي اقتصادي و مالي به ايالات متحده است.

* جايگاه سوريه در ملاحظات مربوط به امنيت ملي ايران و روسيه

روسيه و چين بهمراه ايران تا كنون قوياً از سوريه پشتيباني كرده اند. محاصره ي ديپلوماتيك و اقتصادي سوريه در چهارچوب ملاحظات ژئوپوليتيك براي كنترل اوراسيا قابل بررسي است. بي ثبات كردن سوريه با هدف برخورد با ايران و در نهايت تبديل اين كشور به شريكي براي آمريكا عليه روسيه و چين است.

پيش بيني استقرار هزاران نيروي آمريكايي در اسرائيل در سال ٢٠١٢ با هدف افزايش فشار به سوريه انجام مي گيرد. براساس گزارشي از صداي روسيه، بخشي از رسانه هاي اين كشور اشتباهاً اعلام كردند كه استقرار اين نيروها با هدف انجام عمليات نظامي در خليج فارس است و اين اشتباه در خبرگزاريهاي ديگر جهان نيز منعكس شد. استنباط از اين خبر اشتباه اين بود كه هدف حمله ي نظامي به ايران است نه سوريه و لبنان.

درحاليكه هدف واقعي از استقرار اين نيروها فشار بر سوريه بعنوان اقدامي در جهت منزوي ساختن و تهاجم به ايران است. همچنين هدف از مانورهاي موشكي مشترك آمريكا و اسرائيل كه به تأخير افتاده نه تنها مقابله با موشكهاي ايران بلكه موشكهاي پرتاب شده از سوريه، لبنان و فلسطين است.

علاوه بر اهميت بنادر سوريه براي نيروي دريايي روسيه ، اين كشور مايل نيست كه از سوريه براي تغيير مسير خطوط انتقال انرژي ميدانهاي نفتي درياي خزر و مديترانه استفاده شود. در صورت سقوط سوريه و تغيير مسير خطوط انتقال ، واقعيت ژئو - پليتيك جديدي حاكم خواهد شد. همچنين انتقال انرژي منطقه ي   خليج فارس به ناحيه ي مديترانه به ضرر ايران از طريق لبنان و سوريه در ناحيه ي Levant انجام خواهد گرفت.

منبع : strategic-culture.org
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۶
غیر قابل انتشار: ۴
سید محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۲
2
3
راه ما راه حسین است
سید محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۲
2
1
درود برخامنه ای مرگ براسرائیل خون اشام
سید محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۲
2
2
خامنه ای خمینی دیگر است ولایتش ولایت حیدر است
سید محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۲
2
2
خامنه ای کوثر است دشمن او ابتر است
سید محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۲
1
2
حقا که تو سلاله فاطمه ای باخنده خود بدرد ما خاتمه ای زیباتر از این نام ندیدم به جهان سید علی الحسینی الخامنه ای