«ارز تک نرخ شد و از روز شنبه بهای هردلار ۱۲۲۶تومان است.» این خبری است که آقای رئیس با حضور در رسانه ملی پس از اعلام خبر موافقت رئیسجمهوری با افزایش نرخ سود سپردههای بانکی و اوراق مشارکت، اعلام کرد.
خبری خوشحال کننده برای بازار ارز و مردم اما از آنجا که وعدههای پیشین محمود بهمنی بعد از چند روز با شکست مواجه شده است، درجه خو شبینی افکار عمومی نسبت به این اظهارات تازه زیاد نیست.
هنوز از یادها نرفته ...
شفاف: «
ارز تک نرخ شد و از روز شنبه بهای هردلار ۱۲۲۶تومان است.» این خبری است که آقای رئیس با حضور در رسانه ملی پس از اعلام خبر موافقت رئیسجمهوری با افزایش نرخ سود سپردههای بانکی و اوراق مشارکت، اعلام کرد.
خبری خوشحال کننده برای بازار ارز و مردم اما از آنجا که وعدههای پیشین محمود بهمنی بعد از چند روز با شکست مواجه شده است، درجه خو شبینی افکار عمومی نسبت به این اظهارات تازه زیاد نیست.
هنوز از یادها نرفته است که محمود بهمنی، رییسکل بانک مرکزی از اولین روزهای امسال به دنبال تکنرخی شدن بازار ارز بود یعنی از همان روزهایی که دلار برای اولین بار مرز 1200 را در نوردید و اقای رئیس وعده داد که با تزریق به موقع ارز دو روزه نرخ ارز را به نرخ سابق بازگرداند اما سیاست تزریق ارز ظرف چند روز جای خود را به سیاست ایجاد بازار تکنرخی داد، البته نه با کاهش قیمت در بازار رسمی بلکه با گران کردن نرخها در شعب بانکها که در نهایت این سیاست هم در نیمه راه با شکست مواجه شد و قیمتها در بازار آزاد آنچنانبالا رفت که دلار رکورد تاریخی در کشور ثبت کرد و به جای بازگشت به قیمت سابق ۲۰۰۰ تومانی شد تا اعتراضها بالا بگیرد و بانک مرکزی چارهای جز عقبنشینی نداشته باشد. هرچند محمود بهمنی هنوز هم زیر بار شکست سیاستهایش نمیرود و اصرار دارد اگر کارشناسان، تحلیلگران و حتی نمایندگان مجلس کمی تحمل میکردند و اصطلاحا دندان روی جگر میگذاشتند، بالاخره بازار ناچار به تبعیت میشد،
اما شرایط بازار نشان داد که چهارراه استانبول به ساز آقای رئیس نمیرقصد و سیاستهای بانک مرکزی کار ساز نیست. در هر حال،
زیر سایه سیاستهای آزمون و خطایی بانک مرکزی، بازار ارز نه تنها تکنرخی نشد بلکه قیمتهای دوگانه جای خود را به بازار چند نرخی داد تا دلار و ارز هم زمان به ۳ قیمت و حتی گاهی چند قیمت معامله شود و ثباتی برای ارز وجود نداشته باشد. بعد از آنهم، رشد قیمتها با برگشت به عقبهایگاه بهگاه به دلیل سیاستهای مقطعی بانک مرکزی ادامه پیدا کرد و بانک مرکزی هم به عنوان نهاد مسئول تلاش چندانی برای مهار نرخها از خود نشان نمیداد
تا این سوال در ذهن اقتصادیها و افکار عمومی ایجاد شود که چطور بانکی که برای کوچکترین بالا و پایین شدن قیمت ابراز نظر میکرد و همواره اعلام میکرد اوضاع را تحت کنترل دارد، چرا سیاست سکوت در پیش گرفته است؟ آیا این وضعیت بازار ارز برنامه ریزی شده نیست و آیا برای تامین کسری بودجه، دولتیها در برابر وضعیت بازار ارز سکوت نکردهاند؟
حتی بعد از اینکه بانک مرکزی برای دستگیری دلالان وارد عمل شد و نرخ ۱۴۰۰ تومانی برای بازار تعیین کرد، وضعیت بهتر نشد تا نرخ دلار به ۲۲۰۰ تومان هم برسد.
از سوی دیگر اما محمود احمدینژاد دولتیها را از اتهام تقصیر در ارتباط با آشفتگی بازار ارز مبرا میداد و مقصرین سه گانهای برای این وضعیت معرفی میکند. در آخرین اظهارنظر هم محمود احمدینژاد گفت: برخی از افراد به اسم سرمایهگذاری از بانک مرکزی ارز گرفتهاند و بهجای سرمایهگذاری الان با چند برابر قیمت در بازار عرضه میکنند.
به گفته احمدینژاد:
در این قضیه دو تا سه گروه دستاندرکار بودند که گروه نخست آن باندهای دلالی بودند که همیشه از آشفته بازار سود میبرند و آمدند با استفاده از برخی خلأهای قانونی سروصداهایی درست کردند که البته در بانک مرکزی و برخی دستگاهها اشتباهاتی هم بود به این دلیل که به این سیستم اعتماد کردند و هرچه ارز خواستند به آنها دادند تا به دست واردکننده یا کسانی که نیاز دارند، برسد. رییسجمهور گفت: این گروه به جای اینکه ارز را به واردکننده بدهند در جیب خود گذاشتند، سروصداها کردند که قیمت ارز قرار است تا دو تا سههزار تومان افزایش پیدا کند تا اینکه گرانتر بفروشند.
احمدینژاد ادامه داد:
یک گروه دیگر که با اینها جفت شدند برخی سیاسیون بودند البته به ظاهر سیاسیون، از آن طرف به بانک مرکزی فشار میآوردند که چرا قیمت ارز را بالا نمیبرید، این بیتالمال است قیمت را باید بالا ببرید. سپس خود اینها میروند بیرون میایستند و میگویندای وای دولت نمیتواند، نمیخواهد و توان اقتصادی ندارد و آشفته بازاری درست کردند که عدهای چند روزی حسابی بردند. مقصر بعدی از دید رئیس جمهور رسانهها بودند! .احمدینژاد درباره مقصر سوم گفت:
در برخی روزهای تعطیل، برخی خبرگزاریها به صورت لحظهای درباره قیمت سکه و ارز پیامک میدادند و بازی زشت اقتصادی، سیاسی و رسانهای بود. رییسجمهوری با اشاره به بداخلاقی در بازار سکه و ارز گفت: این کارها نه شرط اصولگرایی است نه اصلاحطلبی و نه شرط ایرانی بودن. مشکل اخیر مقطعی است و بهزودی همه چیز به حالت عادی بازخواهد گشت.
به این ترتیب بانک مرکزی و اقتصادیهای دولت از همه موارد مبرا شدند و تنها اشتباه بانک مرکزی این بوده است که به سیستم پیش رو اعتماد کرده است! تعویض مداوم سیاستها و اجرای سیاستهای آزمون و خطایی که یکی از آنها همین کاهش نرخ سود بانکی است، دستورات بدون پشتوانه اجرایی و وعدههای عملی نشده دولتیها همه و همه تقصیر رسانههایی است که قیمت لحظه به لحظه ارز را اعلام میکردند، سیاسیونی که با دولت دشمنی دارند و دلالانی که به دنبال سود جویی هستند اما در این میان هنوز مشخص نیست که چه نهادی شرایط را بری سود جویی و سوء استفاده دلالان فراهم کرده است؟ دلیل دشمنی سیاسیون با دولت چیست و چرا تفکر دولت این است که همه به جز دولتیها در تلاشند تا اقتصاد مملکت از هم بپاشد؟ آیا تنها دولت به فکر کشور و اقتصاد کشور است؟ از سوی دیگر این سوال مطرح میشود که آیا جز این است که وظیفه رسانه اطلاع رسانی لحظهای است؟
وقتی نرخ ارز لحظهای تغییر میکند آیا رسانه نباید لحظهای خبر رسانی کند؟ چرا امروز که نرخ ارز و سکه پایین میآید و رسانهها مدام اطلاع رسانی میکنند مورد اعتراض رئیس جمهور واقع نمیشوند؟ در هر حال و با همه اینها بازار در انتظار دیدن نتیجه سیاست ارز تک نرخی است و همه اقتصادیها با چشمهای نگران بازار را رصد میکنند و امیدوارند این سیاست جدید بانک مرکزی نیز به جرگه سیاستهای ناتمام پیشین نپیوندد.
حالا دولت هم توانایی کنترل اون رو نداره
یه روز تخم مرغ گران میشه روزه دیگه ماست و گوشت و چای و برنج و روغن و نان و کرایه تاکسی گران میشه امروز هم که دلار و سکه سر به فلک میزنه
اه خدایا در ارزومه که بگند چند روز قیمت های اجناس فوق نه تنها ثابت مانده بلکه کاهش هم داشته این ارز و سکه به همان اندازه ارزون خواهند شد که مسئولین محترم جلوی افزایش تخم مرغ را گرفتند.
خدایا به داد من و مردمم برس و وماها را در معرض ازمایشات سنگین خود از این قبیل مکن