دكتر احمدينژاد رئيسجمهوري، پس از مدتها سكوت درباره آشفتگي بازارهاي مالي و پولي و گراني ارز و سكه طلا، بالاخره به سخن آمد و رسانهها را مقصر وضعيت پيش آمده دانست.
اين ادعا، در حداقل احتمال، دستكم گرفتن شعور عمومي است چرا كه توليد و توزيع سكه طلا و پيشفروش آن و نيز كنترل بازار ارز، در دست بانك مركزي است. اگر رسانهها كاري كردهاند تنها گزارش واقعيت بوده است نه به قصد تاثيرگذاري بر افكار عمومي به نفع خويش كه به قصد آگاهسازي اذهان عموم از وضعيت موجود. دكتر احمدينژاد در اظهارات خود به علل و ريشههاي آشفتگي
پيش آمده اشاره نكرد اما اقتصاددانان و كارشناسان پيشبيني ميكردند كهكاهش دستوري نرخ سود بانكي و روند و سياستهاي مالي و پولي بانك مركزي، نتيجهاي جز التهاب و آشفتگي و گرفتار آمدن در چنبره بحران خود ساخته، نخواهد داشت. رفتاري كه بانك مركزي در پيش فروش سكه در پيش گرفته احتمال ربوي و تنزيلي بودن اين رفتار را تقويت ميكند. در واقع سوء تدبير و سوء مديريت اقتصاد كلان و بازارهاي مالي و پولي و فلزات بهادار، منجر به كاهش اعتماد عمومي به حفظ ثبات ارزش پول ملي شد.
شمار بسياري از افراد چه دارا و چه ندار، با هر چه كه نقدينگي داشتند به سوي بانكها هجوم بردند تا با خريد سكه طلا، ارزش پول خود را حفظ كنند و از قافله عقب نمانند. اين گمان نزد بسياري از افراد شكل گرفته بود كه داشتن پول نقد و حتي سپردهگذاري در بانكها، به معناي زيان ديدن است. در چنين شرايطي، بانك مركزي به جاي آنكه سياستهايي را در پيش بگيرد كه بازارها را ثبات بخشد و افكار عمومي را آرامش دهد، به تكانههاي مالي پيش آمده دامن زد. اكنون جاي پرسش است كه رسانهها بايد بار سوءتدبير و سوء مديريت بانك مركزي و مديران تصميمساز و تصميمگير را به دوش بكشند؟
رسانهها جز آنكه به وظايف ذاتي خود كه خبرساني است عمل نكردهاند و نقشي
در افزايش قيمتهاي ارز و سكه نداشتهاند. بگذريم كه وضعيت پيش آمده ممكن
است رسانههاي بيگانه را براي تحريك افكار عمومي، ترغيب كرده باشد اما ما
را با آنها كاري نيست، سخن ما بر سر رسانههاي داخلي است كه در چارچوب
قوانين موضوعه فعاليت ميكنند. به نظر ميرسد مطلوبتر اين ميبود كه
رئيسجمهوري به جاي متهم ساختن رسانهها به واشكافي معضل پيشآمده
ميپرداخت.
منبع: تهران امروز