کد خبر: ۹۵۹۲۵
تاریخ انتشار: ۰۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۵:۴۱
حسن وزيني
اروپايي‌ها در روزهاي اخير دو پيام متضاد به ايران ارسال كرده‌اند. در يكسو بيانيه تحريم و در واقع تهديد به فروپاشي اقتصادي ايران را امضا‌ كرده‌اند و در سوي ديگر سيگنال‌هايي براي مذاكره مي‌فرستند و خانم اشتون به عنوان مسئول سياست خارجي اتحاديه به دبير شوراي عالي امنيت ملي نامه مي‌نويسد. به راستي اروپايي‌ها چرا اينگونه عمل مي‌كنند؟

اين سوال از آنجا ناشي مي‌شود كه در وهله اول به نظر مي‌رسد، رفتار اروپايي‌ها، هدفي دو وجهي دارد. به اين معنا كه اين كشورها تلاش مي‌كنند خود را هم با آمريكا در مسئله اعمال تحريم‌هاي يكجانبه عليه ايران همسو و هم خود را ملزم به حركت در مسير كاهش تنش و حامي حل مسالمت‌آميز مسائل هسته‌اي ايران نشان دهند. از اين رو هم تهديد مي‌كنند و هم زبان ملايمت در پيش مي‌گيرند. اين استراتژي به فرض اگر به تمام اهداف خود برسد موجب فشار اقتصادي به مردم ايران خواهد بود . يعني مدلي كه اروپا دنبال مي‌كند برفشار رواني و اقتصادي به مردم براي عقب راندن دولت ايران از موضع ملي خود استوار است.

البته گروه 1 + 5 در اين راستا اميد زيادي به فضا‌سازي رسانه‌اي جهت عدم رونمايي از اهداف واقعي شان دارد. بي‌جهت نيست كه رسانه‌هاي كشورهاي اين گروه به مترجمان سياست‌هاي اسرائيل و آمريكا تبديل شده‌اند‌اما آن هدف چيست كه اين كشورها تلاش مي‌كنند از عريان شدنش پرهيز كنند و روشهاي پيچيده رسانه‌اي و رواني را بدين منظور به‌كار‌گرفته‌اند؟هدف واقعي اروپايي‌ها، اين است كه وقتي به مرگ مي‌گيرند كه ايران به تب راضي شود، دستگاه ديپلماسي و تصميم گير ايران نتواند مشت آنها را ببيند. اما اشكال كار اينجاست كه اين سياست بارها آزموده شده و هيچ‌گاه نتيجه دلخواه شان را نداشته است. بنابراين در يك ارزيابي واقعي از داشته‌هاي اروپا در مذاكرات هسته‌اي، بايد گفت آنها در يك چرخه‌اي تكرار گرفتار شده‌اند كه توانايي طراحي يك استراتژي براي برپايي مذاكرات موثر را ندارند. حلقه‌هاي اين چرخه، صرفا از تهديد تا تهديد تشكيل شده است و نشاني از خلاقيت ، ابتكار و اراده براي برون رفت از وضعيت فعلي ندارند، اين مسئله علت زيادي دارد اما يكي از عوامل آن اين كه اروپا نقش كارگذاري مذاكرات را بر عهده گرفته است.

بديهي است ‌تا زماني كه اروپا خود را از اين تكرار بن بست گونه خارج نكند و با استراتژي واقع بينانه قدم به اتاق مذاكرات نگذارد، پيغام و پسغام‌ها به نتيجه نخواهد رسيد. حال چه فرقي مي‌كند كه اين پيام‌ها حضوري و مستقيم باشد يا از كانال‌هاي ديگري منتقل شود. مهم اين است كه خروج از موقعيت كارگزاري نياز به شرايطي دارد كه در اختيار اروپا نيست. در آستانه از سر گيري مذاكرات هسته‌اي مجدد، اگر اروپا تامل جدي نسبت به پاسخ ايران به اين تاكتيك غربي كه همه گزينه‌ها روي ميز است، داشته باشد درمي يابد كه هر چه ميزان تهديد و فشار را افزايش دهد در واقع مشت خود را بيشتر باز مي‌شود، مشتي كه درون آن همچنان كلمه تهديد خودآرايي مي‌كند، در حالي كه اقدام متقابل ايران در به‌كارگيري اين تاكتيك و حتي جزم عزم خود براي نگاه استراتژيك به اين مقوله، همه معادلات آنها را نقطه اول باز مي‌گرداند. در اين شرايط بهتر است كه اروپا طرحي نو در بياندازد، طرحي كه برخلاف عملكرد فعلي شان از زبان تهديد مبرا باشد. آيا اروپايي‌ها از خود نمي‌پرسند كه وقتي تهديد مي‌كنند ، يكجانبه تحريم مي‌كنند، فشار‌هاي اقتصادي را بر مردم طراحي مي‌كنند و... مردم ايران بر عزم خود براي ايستادگي بيشتر اصرار مي‌كنند.

منبع: تهران امروز

نام:
ایمیل:
* نظر: