كدخبر: ۱۲۱۸۵
تاريخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
سکوت هایی که کار دست اصولگرای می دهد ؛
سکوت در برابر انحرافات آفت جریان اصولگرایی
روز جمعه 22 آبان با حضور رئيس جمهور دولت اصولگرا در همدان و در قالب جشنواره اي براي بزرگداشت ابوعلي سينا از حسين نصر رئيس دفتر فرح پهلوي تجليل شد.
شفاف : با روی کار آمدن جریان اصولگرا در همه نهادهای حکومتی ، اکنون انتظار بدنه این جریان و مردم از جریان اصولگرا چیست و چه چالش هایی پیش روی این جریان قرار دارد ؟

شاید اگر بخواهیم چالش های پیش روی جریان اصولگرایی را مورد بررسی قرار دهیم از حوصله این یادداشت خارج باشد . اما واقعیت این است که برخی چالش ها اساسی است . از جمله این چالش ها این است که جریان اصولگرایی باید به شدت مراقب باشد از اصول خود خارج نشود .

به عبارت دیگر مهمترین چالش پیش روی جریان اصولگرایی ، همان ایستادن روی معیارها و ملاک های اصولگرایی است .

شاید برخی گمان کنند اکنون که اصولگرایان همه عرصه ها را در اختیار گرفته اند ، چندان نیازی به مراقبت و نظارت و تذکر وجود ندارد . اما این بزرگرین اشتباه است . چرا که باید توجه کنیم اصلاح طلبان را عدم نقد درون گفتمانی ، تعارف های درون جناحی و نقد نشدن رفتار و گفتارشان به چنین روزی انداخت که این نشان می دهد ملت ایران به هیچ جناح و گروهی چک سفید امضاء نداده است .
شاید مهمترین ملاک های جریان اصولگرایی را اگر بررسی کنیم گاهی کوتاهی هایی ببینیم که از نگاه یک اصولگرای جدی و قاطع و دلسوز غیر قابل بخشش است و باید حتماً نسبت به تصحیح آن روند همت گذاشت .

مهمترین این ملاک ها عبارتند از پیروی از ولایت فقیه ، ارزش گرایی ، عقلانیت ، پایبندی به آرمانهای انقلاب ، امام و شهداء ، کارآمدی و ...

اما طی ماه های اخیر برخی رفتارها را مشاهده کردیم که چندان تطابقی با این اصول و ملاک ها نداشته اند . گاهی به نظر می رسد که برخی مسئولین اصولگرا آنچنان که باید در تبعیت از رهبری درست عمل نکرده اند و این نگران کننده است . چرا که اصولگرای واقعی کسی است که وقتی رهبری نظام نکته ای را مطرح می کند و یا خوسته ای را به صورت علنی مطرح می کند ، نه تنها نباید از علنی شدن آن ناراحت شود بلکه باید با کمال رضایت تمام تلاش خود را برای تأمین نظر رهبری انجام دهد .
اما در برخی موارد مشاهده می کنیم که رهبری نظام نکته ای را مطرح کرده اند اما برخی مسئولین باز هم اصرار دارند که همان رفتار گذشته را ادامه دهند . در چنین شرایطی است که ما بقی اصوگرایان نیز خود را نشان می دهند . چرا که اگر در این مورد سکوت پیشه کنند در واقع تیشه به ریشه جریان اصولگرایی زده اند .

در بسیاری از موراد دیگر نیز می توان مصداق هایی از این دست پیدا کرد . اما نکته اصلی و اساسی در جریان اصولگرایی این است که پایبندی در اصول باید چناح قاطع و محکم باشد که بدنه این جریان و افکار عمومی در اصولگرا ماندن آنان دچار تردید نشود . از اینرو باید به شدت مراقب رفتارهای دوگانه باشیم . این همان نکته ای است که امروز روزنامه جمهوری اسلامی نیز به آن اشاره کرده است .

متن یادداشت روزنامه جمهوری اسلامی بدین شرح است :

با قطع نظر از اختلافات سياسي و تفاوت هاي اساسي و ريشه اي كه ميان دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب درباره مسائل مهم سياست خارجي و داخلي وجود دارد و بدون قضاوتي درباره اينكه نظر كدام جناح درست است و كدام غلط اين واقعيت بسيار مهم را نمي توان كتمان كرد كه هر دو جناح هنگامي كه قدرت را در اختيار دارند نسبت به اصول و ارزش ها اهل مسامحه مي شوند و هنگامي كه رقيب در مسند قدرت است تسامح را كنار مي گذارند. اين يعني پوست انداختن جناح ها.

اينكه خوبست جناح ها پوست بياندازند يا نه موضوع مهمي است كه شايد تا به حال هيچيك از آنها به عوارض آن براي خودشان توجه نكرده باشند ولي ترديدي نبايد كرد كه اين پوست انداختن براي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي و كشور و ملت زيبانبار است . برشمردن اين زيان را اگر به بعد از تبيين اصل موضوع موكول كنيم بهتر است .

اصل موضوع اينست كه اصلاح طلب ها وقتي از قدرت دور بودند به همه عملكردها و موضعگيري هاي جناح رقيب ايراد مي گرفتند كه اينها برخلاف خط امام و اصول انقلاب است و اگر قدرت در اختيار ما باشد ما مي دانيم چگونه خط امام و اصول انقلاب را پياده كنيم . در آن زمان هنوز عنوان « اصلاح طلب » براي اين جناح در نظر گرفته نشده بود و جناح مقابل هم هنوز با عنوان « اصولگرا » شناخته نمي شد. وقتي دولت اصلاحات تشكيل شد همه شعارهاي خط امامي فراموش شد و حتي سران جناح اصلاح طلب در برابر اظهارات شگفت انگيز و نوشته هاي حيرت آور همفكران خود كه مي گفتند انقلاب تمام شده و مي نوشتند امام حسين عليه السلام در كربلا انتقام تندروي هاي حضرت علي عليه السلام در بدر را پس داده واكنش نشان نمي دادند درحالي كه اينها از شناخته شده ترين خط قرمزهاي امام خميني بودند و اگر در زمان حيات ايشان چنين مطالبي گفته يا نوشته مي شد به شدت موضعگيري مي كردند. در آن دوران اصولگراها در برابر اين قبيل مسائل و اموري از قبيل تسامح فرهنگي و مذاكره با آمريكا و وزير و وكيل شدن افراد ثروتمند بشدت عكس العمل نشان مي دادند.

وقتي قدرت به دست جناح رقيب افتاد و فصل حاكميت اصولگراها شروع شد بسياري از اصول رنگ باختند و به بركت تسامح كه گويا در اردوگاه اصولگرائي به دليل آنكه آنها معتقدند پيچ و مهره دين را در اختيار خود دارند و هر كاري بكنند و هرچه بگويند عين ديانت است بسياري از نارواها كاملا روا شدند. پوست انداختن جناح ها يعني اين .

براي آنكه كلي گوئي نكرده باشيم به دو سه مورد از مصاديق تسامح اصولگراها در هفته هاي اخير اشاره مي كنيم .

تلاش ناموفقي كه براي مذاكره با آمريكا و حتي تحويل دادن اورانيوم به روسيه صورت گرفت با همه موازين و اصول مورد قبول در تضاد بود. سكوت سنگين اصولگراها در برابر اين انحراف واقعا شگفت انگيز است . براي لحظه اي تصور كنيد اگر در دولت اصلاح طلب ها چنين اقدامي صورت مي گرفت اصولگراها در رسانه هايشان و در مجلس و هر جاي ديگر كه حضور دارند حتي در حوزه هاي علميه چه غوغائي به پا مي كردند! البته حق هم داشتند ولي آيا اكنون حق ندارند و يا وظيفه اي برعهده آنها نيست !
فجايعي كه در هفته هاي اخير در اطراف تهران در عرصه ناموسي رخ داد اگر در دوران اصلاحات رخ داده بود اصولگراها فرياد بر مي آوردند كه اين فجايع از نتايج حاكميت اصلاح طلب هاست . چرا اكنون اصولگراها اكنون از خود نمي پرسند در چهار سال و نيم حاكميت دولت اصولگرا چه عملكردي وجود داشته كه اكنون شاهد چنين فجايع كم نظيري هستيم .

روز يكشنبه هفته گذشته يك سرمايه دار كه خود اصولگراها به برخورداري او از صدها ميليارد تومان ثروت اعتراف دارند از مجلس راي اعتماد گرفت تا وزير رفاه باشد. اصولگراهاي مجلس براي وزير شدن او صلوات هم فرستادند و حتي بعضي از آنها به كساني كه ثروتمند بودن را مانعي جدي براي درك وضعيت محرومين دانستند تشر زدند و توپيدند يعني كه ثروتمند بر دو نوع است خوب و بد وقتي از ما باشد خوبست و فقط درصورتي كه از ما نباشد بد است !
حالا تصور كنيد اگر در دولت اصلاحات فردي با صدها ميليارد تومان ثروت براي وزير شدن به مجلس معرفي ميشد چه غوغائي توسط همين اصولگرايان به راه مي افتاد و چه وا انقلابا و وا اماما كه سر داده نمي شد.

روز جمعه 22 آبان با حضور رئيس جمهور دولت اصولگرا در همدان و در قالب جشنواره اي براي بزرگداشت ابوعلي سينا از حسين نصر رئيس دفتر فرح پهلوي تجليل شد و به او جايزه « حكمتانه » دادند. جالب است كه اين شخص قبلا توسط رسمي ترين موسسات فرهنگي وابسته به اصولگرا يك شواليه ناتوي فرهنگي دانسته شده بود كه در طول 31 سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي دست دردست آمريكائي ها و فرح و اشرف و بنياد سوروس و چندين موسسه جنگ نرم به نظريه پردازي عليه انقلاب و تلاش براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران پرداخته است . حالا اصولگراها به چنين شخصي جايزه داده اند براي او كف زده اند و در مجلس اصولگرا حتي يكنفر به اين خيانت اعتراض نكرد و محافل فرهنگي و رسانه هاي اصولگرا نيز سكوت را بر هر موضعگيري ديگري ترجيح دادند غير از يك انتقاد نيم بند كه در يكي از آنها صورت گرفت آنهم لابد براي خالي نبودن عريضه ! واي اگر اين اقدام در دولت اصلاحات صورت مي گرفت . رئيس جمهور اصلاحات اگر به اين شواليه ناتوي فرهنگي جايزه ميداد قطعا قبل از آنكه از همدان به تهران برسد هم خلع سلاح مي شد و هم خلع يد ولي چون پيچ و مهره دين در اختيار اصولگراهاست آنها هر كاري بكنند درست است و كسي را حق اعتراض نيست آنچه آن خسرو كند شيرين بود!

زيان پوست انداختن جناح ها قبل از ديگران متوجه خودشان مي شود. مردم وقتي عدم انطباق عمل ها با شعارها را ببينند از جناح ها برمي گردند و به آنها بي اعتقاد مي شوند. اين بي اعتقاد شدن يك خطر براي كشور و نظام است زيرا بي اعتقادي موجب بي اعتمادي مي شود و فعالان سياسي فقط هنگامي مي توانند خدمت كنند كه مورد اعتماد مردم باشند. از اين ها خطرناك تر ضربه ايست كه به اصول و آرمان ها وارد مي شود. اصلاح طلب واقعي كسي است كه در برابر مفاسد بايستد و تمام توان خود را براي جلوگيري از وارد آمدن خسارت به اصول بكار بگيرد. اصولگراي واقعي كسي است كه اصول را فداي منافع زودگذر خود نكند. كمترين آسيبي كه از رهگذر پوست انداختن جناح ها متوجه كشور مي شود فراموش شدن اصول و روي آوردن مسئولان به توجيه است . تاكنون زيان هاي زيادي از ناحيه همين توجيه گر شدن كه نتيجه مستقيم پوست انداختن جناح هاست متوجه كشور و ملت و انقلاب و نظام گرديده است . اگر اين روند خطرناك هرچه زودتر متوقف نشود چه بسا زيان آن دامن اسلام رانيز بگيرد و چنين مباد!
نظرات کاربران
* نام:
ايميل:
* نظر: