کد خبر: ۲۶۶۴۸
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۲:۵۸
نزدیکی فکری مشایی و احمدی نژاد ؛
به هر حال اصولگرایان این روزها سرگرم پذیرش یک واقعیت به زغم خودشان تلخ هستند. واقعیتی که اصولگرایان را با یک پدیده جدید مواجه می کند . پدیده ای که نه طرف حسابش اسفندیار رحیم مشایی است و نه محمود احمدی نژاد . بلکه طرف حسابش " اسفندیار احمدی نژاد " است .

شفاف : پنج سال بود که جدی ترین گزاره مطرح در میان اصولگرایان این بود که تفاوت وجود دارد میان سخنان اسفندیار رحیم مشایی و دیدگاه های محمود احمدی نژاد .

 

حتی برخی سخنان رحیم مشایی را گاف می دانستند و از رئیس جمهور می خواستند که او را از دولتش کنار بگذارد تا نگاه مردم و اصولگرایان به رئیس جمهور تغییر نکند . اما با گذشت زمان کم کم بسیاری به این نتیجه رسیدند که نه حرف های مشایی " گاف " است و نه تفاوتی ماهوی وجود دارد میان دیدگاه های مشایی و احمدی نژاد.

 

این واقعیت چنان تلخ بود که کمتر اصولگرایی قادر به پذیرش آن بود . اما با اصرار احمدی نژاد بر اینکه مشایی کنارش باشد و به عنوان تصمیم گیرنده ارشد دولتش عمل کند ، پرده های تردید و ابهام کنار زده شد و واقعیت چهره خود را به نمایش گذاشت .

 

محمود احمدی نژاد ابتدا اسفندیار مشایی را به عنوان معاون اول معرفی کرد و با وجود همه اعتراضات حاضر نشد او را کنار بگذارد . تا اینکه حکم حکومتی رهبری منتشر شد و بازهم این احمدی نژاد نبود که مشایی را برکنار کرد ، بلکه این مشایی بود که استعفا داد و احمدی نژاد هم فقط با این استعفا موافقت کرد .

 

بسیاری گمان می کردند که داستان مشایی در دولت دهم تمام شده است و دیگر دولت می تواند بدون دغدغه اظهارات و به اصطلاح آنها گاف های مشایی چهره واقعاً اصولگرای خود را به نمایش بگذارد .  اما احمدی نژاد ، دوست نزدیکش را به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور برگزید و آنقدر به او مسئولیت های مختلف و مهمی را واگذار کرد که حسابش از دست همه منتقدان مشایی هم در رفت . اما شاید تأثیرگذارترین سمتی که رئیس جمهور به مشایی سپرد دبیری کمیسیون فرهنگی دولت بود که سبب شد وزیر فرهنگ و ارشاد بر خلاف روال دولت های گذشته دبیر این کمیسیون نباشد و در حاشیه قرار بگیرد .

 

بعد ماجرای عکس های مشایی با هدیه تهرانی بازیگر سرشناس سینما جنجال به پا کرد و همه گمان کردند که بازهم مشایی گاف داده است ! بعد محمد رضا گلزار به دیدارش رفت و بعد هم حبیب خواننده لوس آنجلسی به ایران برگشت و بعد هم ... .

 

هنوز شاید دوستداران رئیس جمهور نمیخواستند باور کنند که مشایی گاف نمی دهد بلکه نظراتش را مطرح می کند . نظراتی که مورد حمایت رئیس دولت نیز هست و اگر نبود این حمایت او هرگز نمی توانست این نظرات و دیدگاه ها را مطرح کند .

 

ماجرا اما به آرامی پیش رفت . مملکت شلوغ نشد و مانند دوره قبل کسی از نمایندگان نخواست از رئیس جمهور سوال کند و نهایتاً برخی اصولگرایان مانند علی مطهری گفتند احمدی نژاد در حوزه فرهنگی لیبرال است.

 

اما درست زمانی که خیلی از اصولگرایان می خواستند که طرح عفاف و حجاب در تابستان امسال آغاز شود ، رئیس جمهور در صفحه تلویزیون ظاهر شد و رسما اعلام کرد که با برخوردهای اینچنینی مخالف است و اگر ادامه پیدا کند رسماً تذکر خواهد داد .

 

مخالفت او این بار برای اصولگرایان ، روحانیون و ائمه جمعه خیلی گران تمام شد و همه گفتند ما برای رساندن این طرح به این مرحله خیلی زحمت کشیده بودیم که احمدی نژاد همه را از بین برد .

 

حالا دیگر همه داشتند باور می کردند که دیدگاه های مشایی و احمدی نژاد خیلی شباهت دارد . اما بازهم تردید بود که این همان است ! تا اینکه ماجرای اظهارات اخیر مشایی مطرح شد . او رسماً اعلام کرد که باید به جای معرفی مکتب اسلام به معرفی مکتب ایران بپردازیم .

 

خیلی از نخبگان و مردم اصلاً متوجه نشدند که حرف حساب مشایی چیست و چه میخواهد بگوید . هر چه سخنان مشایی را مرور کردند و خواندند نفهمیدند که حرف حساب مشایی چیست ؟ اما برخی اصولگرایان هم در زمین مشایی بازی کردند و حمله به وی را آغاز کردند . تازه نخبگان متوجه شدند که اصل ماجرا این است که مشایی میخواهد با این حرف ها اصولگرایان را به چالش بکشاند و کم کم اردوگاه خودش را با طراحی یک گفتمان متفاوت از اصولگرایان جدا کند . برخی نیز مدعی شدند او قصد دارد نامزد انتخابات ریاست جمهوری آینده شود و لذا  می خواهد با طراحی یک گفتمان ملی گرایانه درهم برهم و بی سر و ته نظرات عده ای را جلب کند و رسماً از اصولگرایان فاصله بگیرد .

 

تا اینجای ماجرا این رفتار مشایی خیلی عجیب نبود . چرا که بالاخره اگر کسی بخواهد نامزد ریاست جمهوری شود باید برنامه بریزد و او هم چنین برنامه ای را برای خودش طراحی کرده است. اما ماجرا زمانی پیچیده شد که احمدی نژاد اعلام کرد مشایی دیدگاه های دولت را مطرح می کند . اینجا بود که بسیاری از اصولگرایان در شوک فرو رفتند .


آنها انتظار نداشتند از رئیس جمهوری که خیلی برای روی کار آمدنش زحمت کشیده بودند بگوید : " هرچه آقاي مشايي مي‌گويد موضع من است" .

 

در برنامه زنده شبکه سوم سیما نیز علی اکبر جوانفکر مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی در پاسخ به حمید رسایی دیگر شرکت کننده حامی دولت که مدعی بود فرق است میان دیدگاه های مشایی و احمدی نژاد ، تاکید کرد که اصلاً اینطور نیست . جوانفکر خطاب به رسایی گفت : این چه رئیس جمهوری است که شما می گویید که شجاع و زیرک و باهوش است و در خط مقدس مقابله با استکبار است اما نمی تواند رئیس دفتر خودش را بشناسد ؟ پس این حرف اشتباه است .

 

بنابراین به نظر می رسد دیگر مانند 5 سال گذشته حلقه اصلی حامیان دولت نیز نمیخواهند تعارف کنند و تصمیم دارند خیلی صریح و رک بگویند که دیدگاه مشایی همان دیدگاه احمدی نژاد است و تفاوتی در این زمینه نیست .

 

اما حالا به نظر می رسد اصولگرایان در شوک هستند و البته برخی نیز به این فکر می کنند که چگونه می شود با این واقعیت کنار آمد ؟ برخی می گویند اگر دیدگاه مشایی دیدگاه دولت باشد پس این دولت نمی تواند اصولگرا باشد . اما اصولگرایانی که بابت این دولت 5 سال هزینه داده اند و همه جانبه از آن حمایت کرده اند چگونه با این گزاره رو برو شوند که اساساً دولت احمدی نژاد دولتی اصولگرا نیست ؟!

 

به هر حال اصولگرایان این روزها سرگرم پذیرش یک واقعیت به زغم خودشان تلخ هستند. واقعیتی که اصولگرایان را با یک پدیده جدید مواجه می کند . پدیده ای که نه طرف حسابش اسفندیار رحیم مشایی است و نه محمود احمدی نژاد . بلکه طرف حسابش " اسفندیار احمدی نژاد " است . عنوانی که شاید ناشی از نزدیکی بسیار زیاد دیدگاه های مشایی و احمدی نژاد باشد . اما اینکه عنوان تشکیلاتی و سیاسی این گروه سیاسی چیست نیاز به زمان و نظر نظریه پردازان دارد . چرا که این گروه جدید نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا .

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر:
چند رسانه ای صفحه خبر