كدخبر: ۳۶۷۹
تاريخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۲
نسخه چاپي
ارسال به دوستان
انتقاد روزنامه رضایی از کارگردان مستند تبلیغاتیش؛
آقای فارسی، خیلی بی حال بود!
در يكي از پلانها (جايي كه دكتر رضايي در بين مردم بود) دوربين آنقدر غيرحرفه اي بر صورت ايشان زوم شده بود كه بيني دكتر رضايي بهطرز ناجوري بزرگ نمايش داده مي شد و همين اقدام آماتور، اين پلان را در حد يك پلان طنز تنزل داده بود!
روزنامه فرهنگ آشتی، که از محسن رضایی حمایت می کند، در سرمقاله امروز خود، به محمد علی فارسی کارگردان مستند تبلیغاتی رضایی انتقاد کرده و فیلم مذکور را بی حال توصیف کرده است.
به گزارش«شفاف» درسرمقاله فرهنگ آشتی با تیتتر« آقای فارسی! خیلی بی حال بود» آمده است: پيش از ساخت و پخش فيلم 30 دقيقه اي، محمدعلي فارسي در گفتوگو با رسانه ها اعلام كرد كه «از ابتداي انقلاب با فعاليتهاي محسن رضايی آشنا هستم و در زمان جنگ با ايشان بودم اما مردم يا مخاطب عام كمتر با ويژگیها و خصوصيات رفتاری و اخلاقی ايشان آشنا هستند. من تلاش دارم در اين مستند 30 دقيقهاي زوايای پنهان اخلاقی دكتر محسن رضايی را به مردم نشان دهم، تصويری كه مطابق با حقيقت باشد؛ واقعیِ واقعی.»
راستش به عنوان يك جوان نسل سومي (كه دستي هم در ساخت مستند دارد) با ديدن اين فيلم هيچ زاويهاي از زواياي پنهان اخلاقي دكتر رضايي بر من آشكار نشد! بلافاصله بعد از پخش اين فيلم نظر چند جوان هموطن ديگر را جويا شدم. يكي از اين دوستان گفت:«خيلي بيحال بود»! ديگري گفت: «خيلي ضعيف بود». آن يكي گفت: «حرفش را نزن كه خيلي ناجالب ساخته شده بود»!
از اظهارنظر مخاطبان اين فيلم تبليغاتي كه بگذريم بهطور كلي محصول آقاي فارسي را به لحاظ «نوع شناسي و طبقهبندي فيلم» مي توان يك «شبه مستند تاريخي داستاني» دانست نه يك «مستند»؛ زيرا در آن تمام ويژگي هاي يك فيلم مستند لحاظ نشده بود. يك مستند در عين مبتني بودن بر «سند» بايد «جذاب» بوده و كدها و سوژههايي كه در آن به كار گرفته مي شود براي بيننده كاملا تازگي داشته باشد. جا دارد از خود آقاي فارسي بپرسيم كجاي مستند دكتر رضايي براي بيننده تازگي داشت؟ زندگينامه دكتر؟ زندگينامه ايشان كه در قالب بروشورهاي تبليغاتي به دست مردم رسيده و ميرسد.
از طرفي، زندگينامه دكتر رضايي در سايتهاي گوناگون اينترنتي وجود دارد. پس بگوئيد كجاي اين مستند براي مردم تازگي داشت؟ اين كه آقاي رضايي فرمانده ارشد دوران جنگ تحميلي بوده؟ خب، اين را كه عالم و آدم مي داند! آقاي فارسي و تصميمسازان ستاد دكتر رضايي! چرا اين فرصت طلايي را براي تكرار مكررات هدر داديد؟
مستند (بخوانيد شبه مستند) ساخته آقاي فارسي به لحاظ نوع فيلمبرداري در سطحي كاملا ابتدايي قرار داشت. نوع و شيوه «زومبكها»، «لانگشاتها»، «كلوزآپها» و... آنقدر ابتدايي بودند كه تنها ميتوانست كار يك تصويربردار آماتور باشد. در يكي از پلانها (جايي كه دكتر رضايي در بين مردم بود) دوربين آنقدر غيرحرفه اي بر صورت ايشان زوم شده بود كه بيني دكتر رضايي بهطرز ناجوري بزرگ نمايش داده مي شد و همين اقدام آماتور، اين پلان را در حد يك پلان طنز تنزل داده بود! ترجيح مي دهم در مورد نورپردازي محصول آقاي فارسي اصلا چيزي نگويم چرا كه بعيد مي دانم اصلاً به مبحث مهم و تعيينكننده «نور و نورپردازي» در اين فيلم توجهي شده باشد!
«بك گراند» هاي فيلم ـ پلانهايي كه دكتر رضايي در نقش راوي حرف ميزد- بيشتر با «بك سياه» نمايش داده مي شد كه همين سبب القاي نااميدي، شكست، بن بست، غم، غصه و به قول معروف «يادآوري قرض و قوله» به بيننده مي شد. نوع پردازش محتوايي فيلم تبليغاتي دكتر محسن رضايي به گونهاي بود كه آنقدر غم و رنج در خود نهفته داشت كه ناخودآگاه به بيننده القا ميكرد: «اي بابا! اين بنده خدا آقاي رضايي كه اين همه رنج كشيده و سختي ديده، گناه دارد كه به او رأي بدهم! چون اگر رئيس جمهور بشود رنج و سختياش ده برابر ميشود»! و همين محتواي دردناك باعث ميشد كه بيننده از دقيقه 15 به بعد احساس كسالت كند و ترجيح دهد فيلم را دنبال نكند.
به جاي آنكه در اين فيلم تبليغاتي همت كارگردان و عوامل محتوا اين باشد كه «جذب رأي كنند» همه تلاششان اين بود كه «آراي بالفعل و آرايي را كه حتما دكتر رضايي دارد مجددا تثبيت كنند»!
فيلم تبليغاتي رضايي در واقع براي اثبات اصولگرايي ايشان تهيه شده بود نه اثبات «تفاوت در ديدگاه ايشان با ديدگاه جريان موسوم به اصولگرايي». سادهتر بگويم: اين فيلم براي آراي خاكستري و خاموش كه نزديك به بيست ميليون از جمعيت كشور را تشكيل ميدهند هيچ جذابيتي نداشت چرا كه در اصل براي اين «قشر تأثيرگذار» ساخته نشده بود.