سال 84 در نيمه دوم «جزر و مد»، سال 85 در «جزر و مد»، سال 86 در «ماه عسل»، سال 87 در نيمه دوم «ماه محبوب» و امسال در «ماه عسل»... احسان عليخانى را سالهاست طى ايام ماه رمضان در شبكه سه مىبينيم و دقايق پايانى روزههايمان را با او سپرى مىكنيم. برنامهسازى براى اين دقايق، به ظرافت احتياج دارد زيرا مخاطب پس از ساعتها روزهدارى كاملاً براى «كات» كردن با برنامهاى مثل «ماه عسل» آماده است!
احسان به چند سؤال اتفاق چنين پاسخ داد:
چرا «ماه عسل» سال گذشته با نام «ماه محبوب» پخش شد؟
تهيهكننده برنامه پارسال على زاهدى بود و اختيار اين برنامه را در دست داشت. تهيهكننده دو دوره «ماه عسل» خودم بودم و اين اسم را برايش مناسب دانستم.
«ماه عسل» امسال با برنامههايى كه در ماه رمضان سال گذشته اجرا كردى، چه تفاوتهايى دارد؟
به دنبال فرم عجيب و غريبى نبودم و نيستم چون احساس مىكنم مخاطب در دقايق پيش از افطار كشش لازم را ندارد و ترجيح مىدهد يك برنامه «روان» را ببيند. شعارم اين است كه هر كدام از مهمانهاى «ماه عسل» حكم يك كتاب را دارند كه در اين برنامه ورق مىخورند. در «ماه عسل» به دنبال قصههاى جديد و گاهى هم غصههاى جديد هستيم.
مهمانهاى بعدى برنامهات چه كسانى هستند؟
با خيلىها صحبت كردهايم اما خودم شخصاً دوست دارم رفتگر شريفى كه 700 ميليون تومان پول نقد پيدا كرد و آن را به صاحبش بازگرداند، گفتگو كنم، خصوصاً از آن جهت كه صاحب آن 700 ميليون تومان به رفتگر 50 هزار تومان پاداش داد! درباره حضور حميد ماهىصفت هم با مسئولان شبكه گفتگوهايى داشتهام. ضمناً يك برنامه را هم با حضور بازيگر جومونگ ضبط كردهايم كه هنوز معلوم نيست چه زمانى پخش شود.
احتمال دارد اين گفتگو در «ماه عسل» پخش شود؟
نه، فكر نمىكنم.
طى مدتى كه بازيگر جومونگ در ايران بود، خيلىها با او حرف زدند، فكر نمىكنى گفتگوى تو تكرارى از كار دربيايد؟
نه، چون من او را ستايش نكردم. خيلى متعصبانه از ضعفهاى ساختارى و فنى اين سريال با او حرف زدم و گفتم براى من دليل جا افتادن سريالهايى مثل «افسانه جومونگ» كاملاً مبهم است! از نظر من چنين سريالى در مقايسه با بسيارى از سريالهاى داخلى خودمان، يك سريال درجه سه است.
ناراحت نشد؟
هم خودش ناراحت شد و هم مترجمش. خصوصاً وقتى از بازىهاى اغراقآميز آنها حرف زدم. گفتم اغراق در بازىها بيداد مىكند، مثلاً وقتى تعجب مىكنيد، ابروهايتان به فرق سرتان مىرود و وقتى مىخواهيد لبخندتان را به ما نشان بدهيد، قهقهه مىزنيد. البته رفتار اين بازيگر با من فوقالعاده حرفهاى بود.
«ماه عسل» در نيمه دومش هم جذاب خواهد ماند؟
بله، قطعاً پيشرفت مىكند. راستى تا يادم نرفته اين را هم بگويم كه از رستگار يكتا نفر اول كنكور در دو رشته علوم تجربى و زبانهاى خارجى براى شركت در برنامه دعوت كردهام. او آدم بزرگى است و متاسفم بگويم بعد از اول شدنش در دو رشته، به او مشكوك شدهاند و دوباره از او امتحان گرفتهاند. ضمناً دوست دارم نمايندههايى از اولياى دم كه قاتل عزيزان را بخشيدهاند به همراه قاتل در «ماه عسل» حضور پيدا كنند.
چشم و دست رفيق
حاجعلى و حاجحسن كه 25 سال سابقه رفاقت دارند، يك تيم «دونفره» هستند كه مىكوشند فرهنگ جانبازى را به جامعه معرفى كنند. حرفهايشان براى جوانها فوقالعاده دلنشين و به قول امروزىها «اسپرت» بود. اينكه يك نفر «چشم» دوستش باشد و ديگرى «دست»هاى او، مىتواند مضمون يك كتاب جذاب و پرفروش باشد. اميدوارم حاجعلى و حاجحسن را باز هم كنار يكديگر ببينيم.
اختلاف نظر با نويسنده «دا»
حرفهايم با نويسنده كتاب «دا» طولانى شد و به همين دليل سيده زهرا حسينى دو شب به «ماه عسل» آمد. با توجه به اينكه «دا» يك كتاب 810 صفحهاى است، فكر مىكنم اگر قرار بود فقط در مورد آن حرف بزنيم هم وقت كم مىآمد!
كسانى كه «دا» را خوانده باشند، شايد باور نكنند كه نويسندهاش تا اين اندازه قبراق باشد. زنى كه در دوران دفاع مقدس، آرپىچى به دست مىگرفت، فوقالعاده صادقانه و بدون واهمه حرف زد. من در مورد مسائل زيادى با ايشان تفاهم داشتم اما هر دو روى اين مسأله كه «اخراجىها» فيلم خوبى نيست، به توافق كامل رسيديم!
خوشحاليم كه به ما مىخندند
با اعضاى انجمن كوچولوهاى ايران بسيار شاد بوديم. آنها از محدوديت حرف زدند اما فوقالعاده شاد بودند. شعار كوچولوها اين است كه: «ما لذت مىبريم وقتى با ديدن ما، مىخندند»! براى اجراى برنامهاى كه با كوچولوها داشتم، بيشتر از هميشه احساس آزادى داشتم.
نيازى به اجراى من نبود
با ثمره كماليان يكى از برنامههاى فوقالعاده دوران كارىام را تجربه كردم. در برنامه او، بيشتر از هميشه ساكت بودم و حرفهايش را شنيدم. احساس مىكردم اصلاً به وجود من احتياجى نيست. ثمره با كمال صراحت و صداقت از زندگىاش، در سالهاى قبل و بعد از كما حرف زد.
هفت سال دور از مردم
مرتضى مهرزاد با 2 متر و 49 سانتيمتر قد، بلندقامتترين مرد ايران و خاورميانه است. او حدود هفت سال خودش را از چشمهاى مردم قايم كرده بود و در حقيقت در «ماه عسل» با مردم آشتى كرد. مرتضى گرفتارىهاى فراوانى داشت و خوشحالم كه دوستان مهربانى پيدا شدند و پذيرفتند تا قسمتى از مشكلات او را حل كنند. مرتضى با مادرش به «ماه عسل» آمد و همان شب على كريمى فوتباليست محبوب او به ما ملحق شد و شام را كنار يكديگر خورديم. خدا امثال «كريمى» را در فوتبال ما زياد كند.
كودكانه زندگى كردن
هدفم از دعوت داريوش فرضيايى به «ماه عسل» اين بود كه به همه نشان مىدهم مىتوان در سن و سال بالا، باز هم «كودكانه» زندگى كرد. اميرمحمد هم «نمك» برنامه ما بود. برنامه خوبى بود كه با حضور مادر داريوش روى خط برنامه اوج گرفت.
خوشحال باشم يا ناراحت؟
رئيس موسسه مهرآفرين همراه با همسرش مهمان ما بود؛ يك زوج متمول كه براى كمك به ديگران با خدايشان عهد و پيمان بستهاند. از آن برنامه چند روز گذشته و هنوز هم خيلى از كسانى كه دستشان تنگ است، به سازمان صداوسيما مىآيند تا با خانم دانشور ارتباط بگيرند. من نمىدانم از اين بابت بايد خوشحال باشيم يا ناراحت.
قصد مزاحمت هم ندارم.مربوط به شهرت اسمشون.با خواهش فراوان.
به خدا خیلی مهمه.
ماهتون عسل.خداحافظ.
من هر سال ماه مبارك رمضان سراغ اولين برنامه اي رو كه مي گيرم برنامه ي شماست
ازتون ميخوام اگه يه روزي اين برنامه حتي فقط يه مشتاق وبيننده داشت به خاطره اونم كه شده پخشش كنين اگه مي شه واسه برنامتون
يه سايت يا وبلاگ و ايميل بسازين
باحرف هاي كساني كه چشم ديدنتون رو ندارن اعتماد به نفستون رو ازدست ندين
فداي خودتون وقبيلتون واعضاي قبيلتون
مهمان ديشب احسان خان عليخاني برادر عزيز روشن دلي بود كه من اونو از نزديك ميشناسم غفور سليماني رو ميگم.احسان عزيز كه براش خيلي احترام قائل هستم
متاسفانه كوچكترين اشاره اي به مشكلات وسختي هائي كه سر راه تحصيل اين عزيز بودنكرد.قسمتهاي كوتاهي از وضعيت زندگي خودش روكه فيلم برداري كرده بود وباخودش به صدا وسيما برده بود اصلا بهش توجه نكردندو متاسانه خودشون يك مستند گرفتند از ايشون كه بي شباحت به يك فيلم كمدي نبود راستي هدف از دعوت اين روشن دل عزيز چي بود .مگرنه اينكه بايد ميگفتند كه يك نابينا چطور تونسته از نهضت سواد اموزي تا فوق ليسانس علوم سياسي ودانشگاه ازاد خرم اباد را در كنار دانشجويان بينا كه ميتونند ببينند وبشنوندچگونه طي كرد؟؟.مگرنه اينكه بايد فيلمي كه از محل زندگي خودش كه خونه اي هست در روستاي بنچله شهرستان روانسر خونه اي كه واقعا اگه انصاف ميداشتيد ميرفتيدو ميديد كه ترك هائي كه در ديوار خونه هست به اندازه انگشت هاي دست ادمه.احسان جان برادرمن دستت درد نكه كه باني اين برنامه خوب ومفيد شدي ولي قبول كن بعضي وقت ها حق مهمان رو بجا نمياري.
غفور سليماني نميخواست علي كريمي رو ببينه غفور نميخواست بهش ترحم بشه غفور ميخواست داد بزنه وبگه بابا يكي منو بفهمه من دانشجوي فوق ليسانس علوم سياسي دانشگاه ازاد خرم اباد هستم .ميفهميد اين يعني چه ويك نابينا از يك شهرستان مرزي تا خرم اباد را بخواد هميشه بره وبرگرده وهزينه هاي اين سفر ها و هزينه هاي تحصيل در اين مقطع چقدر ميشه ؟احسان جان غفور بهت گفت كه دست فروشي ميكرده .احسان جان غفور كه خودش وخانواده اش رو در اوج نداري توصيف كرد وداد زد ولي شنيده نشد صدائي كه به سختي در ميومد ميدوني چرا اينقدر سينه گرفته خودش رو بزور باز ميكرد تا بتونه بگه چون سخته كسي خودش رو بشكنه.اما شما نگذاشتي شما كمكش نكردي تا صداش برسه .ايا لازم بود غفور رو به سينما ببريد و ازش فيلم بگيريد ونابينائيش رو بخودش گوشزد كنيد برادر من اينو كه از بچه گي ميدونست كه از همه اينها محرومه برادرم خوب بود مسافت سر جاده اصلي تا خونشون رو بنمايش ميگذاشتيد .خلاصه احسان جان من دوستت دارم ولي بعضي وقت ها نميدونم چي ميشه كه برنامه هات اينجوري از اب در مياد
بهر حال برات ارزوي موفقيت دارم
من از الان دلم برای این برنامه و مهموناش و کلا همه چیزای خوب و بدش تنگ شده !!!!!!
من با اینگه زیاد نمی تونستم این برنامه رو ببینم ولی عاشقش بودم مثل بیشتر دوستام واز همینجا به آقا احسان تبریک میگم که با این برنامه خوبش تونست طرفدارای زیادی رو جمع کنه مخصوصا بین جوونا!!!!!!!
با آرزوی موفقیت برای تمام ماه عسلی ها.
ماهتون عسل خداحافظ.
و اگه میشه میشه یه برنامه باشه که آقای علیخانی خودش مهمون بشه آقای علیخانی یه دریا حرف داره . دوستون داریم .
دست حق به همراهتون
من از تمامی دست اندر کاان و
بخصوص از آقای احسان علی خانی برای اجرای فوق العاده عالی متشکرم...
دوستدارهمیشگی ماه عسل
شیوا...
دستمزدش برا آخرين سريالش به پول ما ايراني ها 140 ميليارد تومان بوده.
واقعاااا برات متاسفم آقا احسان خيلي ناراحت شدم از اين حركتت.
خيلييييييييييييييييييي باحالي*
من دختری بودم که روزی 17 تا ارام بخش می خوردم هر ماه حداقل 1 بار خود کشی می کردم اما یه بار که برنامه ی ماه عسل رو دیدم احساس کردم ادمایی تو همین ایران خودمون هستن که وضعشون از من بد تره اما دارن تحمل می کنن
من اصلا نمی دونستم خدا چیه و نماز چیه اما از وقتی با احسان اشنا شدم وقتی می دیدمش یا صداشو می شنیدم به یاد خدا می افتادم
نمی دونم نوشته ی من رو احسان می خونه یا نه فقط یه جمله بگم
برای زنده موندن به کمکش و حرفاش و برنامه ی خوبش احتیاج دارم
التماسش می کنم که نره
شماهایی هم که ازش بدتون میاد برید جمعش کنید بابا
اخه خودتون می تونید 2 تاجمله جلوی دوربین بگین که از دیگران ایراد می گیرین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مردیم از ندیدنت بیا جون ما