کد خبر: ۲۳۸۹
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۶

هنگامي که فرزندان دو مقتول براي کشف سرنخ هايي از علت مرگ والدين شان تحت بازجويي قرار گرفتند، اعلام کردند آخرين کسي که آنها را پيش از مرگ شان ديده يکي از نوه هاي مقتولان به نام جواد است.

اعتماد: راز جوان بدهکاري که به خاطر پرداخت بدهي اش پدربزرگ و مادربزرگ خود را کشته بود تا جواهرات آنان را سرقت کند، چند روز پس از اين جنايت برملا شد و به دستگيري او انجاميد.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/1 بامداد روز سوم ارديبهشت ماه ماموران کلانتري مصطفي خميني حين گشت زني در اطراف بزرگراه بهشت زهرا(س) با دو شيء مشکوک روبه رو شدند. وقتي يکي از ماموران براي بررسي موضوع به اين اشيا نزديک شد، مشاهده کرد آنها جسد يک زن و يک مرد هستند. بنابراين موضوع از طريق افسر نگهبان کلانتري به بازپرس جنايي کشيک تهران گزارش داده شد و بلافاصله با حضور وي و کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تحقيقات براي مشخص شدن هويت و علت مرگ اين زن و مرد آغاز شد. بررسي هاي اوليه حاکي از آن بود که مقتولان که سن زيادي داشتند بر اثر خفگي جان داده اند. به اين ترتيب اجساد براي روشن شدن هويت آنها و همچنين انجام معاينه هاي دقيق تر به پزشکي قانوني انتقال يافت.

در حالي که سه روز از طرح اين معماي جنايي گذشته بود دو نفر به کلانتري غياثي رفتند و از ناپديد شدن پدر و مادرشان به نام هاي اسماعيل -83ساله- و زهرا- 70ساله- خبر دادند. از آنجا که مشخصات ارائه شده از سوي اين دو نفر به مشخصات اجساد کشف شده نزديک بود آنان براي شناسايي پدر و مادرشان به پزشکي قانوني فراخوانده شدند و پس از مشاهده جنازه ها اعلام کردند اجساد متعلق به اسماعيل و زهرا است.

هنگامي که فرزندان دو مقتول براي کشف سرنخ هايي از علت مرگ والدين شان تحت بازجويي قرار گرفتند، اعلام کردند آخرين کسي که آنها را پيش از مرگ شان ديده يکي از نوه هاي مقتولان به نام جواد است. دو فرزند اسماعيل و زهرا گفتند جواد پدر و مادرشان را روز دوم ارديبهشت به حوالي ميدان خراسان برده اما بعد از آنکه آنان را از خودرواش پياده کرده ديگر هيچ اطلاعي از آنان ندارد. اين سرنخ کافي بود تا جواد به عنوان مظنون اصلي دستگير شود، اما وي هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت دست داشتن در مرگ پدربزرگ و مادربزرگش را انکار کرد و گفت از مرگ آنان بي اطلاع است. به رغم اين انکارها کارآگاهان که به ضد و نقيض گويي هاي حرف هاي او پي برده بردند تحقيقات را از وي ادامه دادند تا اينکه سرانجام اين جوان به کشتن پدربزرگ و مادربزرگش اعتراف کرد و چگونگي انجام اين جنايت را شرح داد. جواد گفت؛ يکي از دوستانم به نام ناصر مبلغ 550 هزار تومان از من طلبکار بود و براي پس گرفتن پولش مرا تحت فشار گذاشته بود، اما من چنين پولي نداشتم. به همين دليل به فکر افتادم با کشتن مادربزرگم جواهرات او را بدزدم و با فروش آن بدهي ام را بپردازم. روز حادثه در حالي که همسر و فرزندانم به مسافرت رفته بودند با مادربزرگم تماس گرفتم و از او و پدربزرگم دعوت کردم به خانه ام واقع در خيابان نبرد بيايند. قبل از رسيدن آنها با همکاري ناصر از داروخانه قرص خواب آور خريدم و قرص ها را در آبميوه حل کردم و منتظر شدم تا اسماعيل و زهرا از راه برسند. ساعت 30/4 عصر پدربزرگ و مادربزرگم آمدند و من با آبميوه از آنان پذيرايي کردم. دقايقي بعد هر دو آنها بيهوش شدند و من و ناصر کارمان را شروع کرديم. ابتدا سراغ زهرا رفتيم. ناصر پاهاي او را گرفت و من روسري همسرم را دور گردنش پيچيدم و او را خفه کردم. بعد از آن سراغ اسماعيل رفتيم که در اتاق پذيرايي خوابيده بود، ولي او به هوش آمده بود. ناصر از روبه رو او را گرفت و در حالي که وي از خودش مقاومت نشان مي داد من از پشت با روسري وي را خفه کردم. بعد از آن براي اينکه از مرگ آنها مطمئن شوم طنابي دور گردن هر دوشان پيچيدم. سپس لباس هايشان را از تن شان بيرون کشيدم و آنها را در حوالي بهشت زهرا رها کرديم. من با اين کار طلاهاي زيادي به دست آوردم و با فروش آنها به شخصي به نام غلام مبلغ يک ميليون و 200 هزار تومان به دست آوردم و بدهي ناصر را پرداختم. به دنبال اعترافات اين جوان کارآگاهان در دو عمليات جداگانه ناصر را به اتهام معاونت در قتل اسماعيل و زهرا و همچنين غلام و برادرش تقي را به خاطر خريد اموال مسروقه بازداشت کردند. سرهنگ سعيد ليراوي معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ ضمن اعلام اين خبر از ادامه تحقيقات از متهمان پرونده خبر داد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: